از شورای نگهبان می خواهیم در مساله انتخابات که سرنوشت کشور است محکم بایستد.
خبرنامه دانشجویان ایران: رئیس قوه قضائیه گفت: چرا برخی آقایان درخصوص شورای نگهبان فضاسازی می کنند و حرف های حاشیه ای میزنند و جدال به راه می اندازند؟ از شورای نگهبان می خواهیم در مساله انتخابات که سرنوشت کشور است محکم بایستد.
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ آیت الله صادق آملی لاریجانی درجلسه مسئولان قضایی افزود: به ایام انتخابات نزدیک می شویم و متاسفانه برخی رسانه ها برای اینکه فضاسازی حاشیه ای کنند حرف هایی را مطرح می کنند.
وی گفت: در این کشور هر یکی دو سال انتخابات داشته ایم و انتخابات علی الاصول سالم بوده غیر از اشتباهاتی که در هر گوشه و کنار ممکن است رخ دهد اما روند کل انتخابات سالم و مسیر آن برحسب قانون، روشن است.
آیت الله آملی لاریجانی افزود: ناظران انتخابات هم روشن هستند و یکی از شواهد بر سلامت انتخابات همین بوده است که دائم علایق و گرایش های مختلف سیاسی بر سر کار آمده اند و بنابراین روشن است که غربالگری خاصی صورت نمی گیرد که بخواهند یک جناحی همیشه حاکم باشد.
رئیس دستگاه قضا گفت: در مجلس و ریاست جمهوری این چنین است و این بزرگترین شاهد بر آزادی انتخابات است.
آیت الله آملی لاریجانی با اشاره به اینکه انتخابات در هر کشوری نیازمند ناظر است، افزود: ناظر آگاه، تیزبین و مستقلی باید باشد که بتواند اوصاف را احراز کند.
شورای نگهبان را نهادی واقعا مهم و سرنوشت ساز در جمهوری اسلامی ایران دارد
وی شورای نگهبان را نهادی واقعا مهم و سرنوشت ساز در جمهوری اسلامی ایران و متولی نظارت در انتخابات خواند و گفت: هم براساس نص قانون اساسی و هم براساس تفسیری که خود شورای نگهبان دارد نظارت این شورا از بدو عملیات انتخابات تا به پایان استصوابی است.
آیت الله آملی لاریجانی افزود: اینکه گاه گفته می شود که این نظارت به این معنا که صلاحیت را تشخیص دهیم مربوط به هیات اجرایی است اشتباه است؛ البته آن هم هست اما نظارت به معنای اینکه کسی تصویب کند با شورای نگهبان است و این امری بسیار واضح است.
وی گفت: ما نباید حرف هایی را که سالهای سال مطرح و پاسخش داده شده است دوباره مطرح کنیم و گاهی انسان حرف های عوامانه ای می شنود که تعجب می کند.
آیت الله آملی لاریجانی افزود: یک آقایی که هم به دیانت و هم به انقلابی بودنش اعتقاد دارم سخنی گفته است مبنی بر اینکه ما فقط از مجاری قانونی چهارگانه می توانیم نظارت کنیم.
گفته اند که ما عدم احراز صلاحیت نداریم؛ این حرف باطل و غلطی است
وی گفت: نظارت در شورای نگهبان از هر کانالی که باشد انجام می شود و گفته اند که ما عدم احراز صلاحیت نداریم؛ این حرف باطل و غلطی است و این حرف ها برای کسی است که قانون را نمی شناسد.
رئیس قوه قضائیه افزود: عده ای می گفتند اصل بر برائت است که این هم حرفی عوامانه است.
آیت الله آملی لاریجانی گفت: در قانون یکسری اوصاف را آورده اند و گفته اند که نامزدان باید آن را داشته باشند.
وی افزود: اگر شورای نگهبان بخواهد تائید کند باید اوصاف را احراز کند بنابراین ما عدم احراز صلاحیت هم داریم و این حرف غلطی است که نداریم؛ حالا شما در فرمتان چه می خواهید بنویسید، یا رد کنید یا نه، اشکالی ندارد و می شود گفت رد به عدم اجرای صلاحیت.
آیت الله آملی لاریجانی گفت: این چیزی منطقی و استدلالی است و رد از باب عدم احراز صلاحیت است.
وی افزود: تعجب می کنم مسئولی که انسان واقعا توقع ندارد مسایلی را می گوید و روزنامه ها رسانه ای می کنند.
مکرر می گفتند که اصل بر برائت است
رئیس دستگاه قضا گفت: مکرر می گفتند که اصل بر برائت است؛ مگر کسی می خواهد جرم کسی را اثبات کند که اصل بر برائت است؟ ما نمی توانیم در جایی که باید وصفی را احراز کنیم بگوئیم اصل بر برائت است؛ مگر برائت برای ما وصف درست می کند که بگوئیم اصل بر برائت است؟
آیت الله آملی لاریجانی افزود: اگر گفتند کسی مشتهر به پذیرش قانون اساسی باید باشد باید احراز کنیم که قانون اساسی را پذیرفته است؟ باید احراز کنیم که نظام ولایت فقیه را قبول دارد؟ ما بگوییم شک داریم و با بحث برائت درست می کنیم حرف باطلی است.
افرادی که من در شورای نگهبان می شناسم کالجبل الراسخ پای حرف ها میایستند
وی شورای نگهبان را نهادی واقعا مهم در جمهوری اسلامی ایران خواند و گفت: به حمد خداوند تا به حال محکم ایستاده اند و مطمئنم لااقل برخی افرادی که من در شورای نگهبان می شناسم کالجبل الراسخ پای حرف ها میایستند و پای این شعارهای مختلف هم هرگز نخواهند لرزید.
آیت الله آملی لاریجانی افزود: بحث این است که ما چرا فضاسازی می کنیم، حرف های حاشیه ای می زنیم و چرا اینها جدال هایی راه می اندازند؟ راه، روشن و تفسیر قانون اساسی هم روشن و وظایف هر نهاد و همچنین وظیفه نظارتی شورای نگهبان هم روشن است.
وی گفت: اینکه وظیفه شورای نگهبان استصوابی است یا نه هم معلوم است.
از شورای نگهبان می خواهیم در مساله انتخابات که سرنوشت کشور است محکم بایستد
رئیس قوه قضائیه افزود: ما از شورای نگهبان می خواهیم در مساله انتخابات که سرنوشت کشور است محکم بایستد چراکه سلامت انتخابات حق مردم است و همانطور که نباید حقوق نامزدان نمایندگی مجلس ضایع شود حقوق ملت هم نباید ضایع شود.
آیت الله آملی لاریجانی گفت: شورای نگهبان را در بحث نظارت برای این قرار داده اند که هرکسی نتواند با هر وصف نادرستی وارد مجلس، ریاست جمهوری و یا خبرگان شود.
فتنه گران دارند در انتخابات رنگ و لعاب عوض می کنند و حزب درست کرده اند
وی افزود: در هر حال مساله انتخابات و سلامت آن مساله ای مهم است و از همه مهمتر اینکه افرادی دارند رنگ و لعاب عوض می کنند.
آیت الله آملی لاریجانی گفت: برخی کسانی که در جریان فتنه 88 فتنه گر بودند و برخی از آنها محکومند حالا آمده اند لعاب و رنگ عوض کرده اند و احزابی درست می کنند و می خواهند در صحنه بیایند.
شورای نگهبان باید بهوش و حواسش جمع باشد
وی افزود: شورای نگهبان باید بهوش و حواسش جمع باشد و محکم پای ارزش های انقلاب بایستد.
رئیس دستگاه قضا گفت: این کشور، کشور امام زمان(عج) و کشور ولایت و ائمه اطهار است و ما نمی توانیم کشور را به دست کسانی بدهیم که نه نظام جمهوری اسلامی ایران و نه ولایت فقیه و نه قانون اساسی را قبول ندارند و فقط یک چیزهایی را لقلقه لسان می گویند و وقتی سرکار سوار می شوند زیر همه این حرف هایشان می زنند.
آیت الله آملی لاریجانی افزود: مگر همین ها نبودند که حرف هایی می زدند که با هیچ جای قانون اساسی جور درنمی آمد؟
وی گفت: به هر حال شورای نگهبان باید مسیر اینها را بشناسد و پای ارزش های انقلاب بایستد و البته به کسی هم ظلم نکند و به کسی اجحاف نشود.
با عدم احراز نمی شود کسی را به مجلس راه داد
رئیس دستگاه قضا افزود: با عدم احراز نمی شود کسی را به مجلس راه داد و اگر احراز کردند وظیفه ای است که انجام داده اند.
آیت الله آملی لاریجانی گفت: ما امیدواریم همه کسانی که در این کشور دلسوز انقلاب و نظامند برای تلطیف فضا به هم کمک کنند تا انتخاباتی سالم برگزار شود و افرادی صالح به مجلس وارد شوند تا بتوانند خیر و صلاح مردم و کشور را رقم بزنند.
اکنون کشور نیاز به همدلی و کار مجاهدانه دارد
رئیس قوه قضائیه گفت : اکنون کشور نیاز به همدلی و تلاش و کارمجاهدانه دارد، حاشیه سازی در این زمان از هیچ کسی پذیرفته نیست.
آیت الله آملی لاریجانی به هفته دولت اشاره کرد و افزود: این روزها ایام هفته دولت است که این روز را به رئیس جمهور و دولت و همه دولتمردان خدوم کشور که برای بهتر کردن معیشت مردم و اشتغال تلاش می کنند، تبریک و تهنیت می گویم.
به دولت خدوم تذکر می دهیم
وی ادامه داد: امیدواریم خداوند برای رسیدن به اهداف بلند و اصلاح اوضاع و احوال کشور کمکشان کند و قوه قضاییه در حد توان به دولت کمک می کند .رئیس قوه قضائیه گفت: اما به دولت خدوم این نکته را تذکر می دهیم که اکنون کشور نیاز به همدلی و تلاش و کارمجاهدانه دارد، حاشیه سازی در این زمان از هیچ کسی پذیرفته نیست .
وی با بیان اینکه امسال سالی است که همدلی و همزبانی باید به منصه ظهور برسد افزود: مردم گرفتاری دارند و باید به دولت کمک کرد و همه باید دست در دست هم بدهند همه باید کمک و خدمت کنند .
آیت الله آملی لاریجانی ادامه داد : دولت، قوه قضائیه، مجلس و همه نهادهای دیگر خود به خود هیچ هدف و مقصودی به جز خدمت رسانی به مردم ندارند و نظام و حکومت برای این است که مردم بتواند به مصالح خود برسند، بنابراین دولت باید با فکر، تامل، عمل صالح و کار جهاد گونه در این مسیر حرکت کند.
رئیس قوه قضائیه گفت : توصیه ما به دولت این است که این ایام را مجرایی برای خدمت رسانی بیشتر به مردم و همدلی بیشتر با مردم و نهادهای دیگر بداند، کاستی ها و نقایص را بپذیرد و برطرف کنند و اقدامات و کارهای انجام شده خود را به مردم نشان بدهد .
سیاری از فساد و کاستی ها ناشی از قوه قضاییه است
وی با بیان اینکه ما فکر می کنیم سرمنشا برخی از امور حتما دست قوه مجریه است افزود : بسیاری از فساد و کاستی ها و مشکلاتی که سرریزش به قوه قضاییه می آید ناشی از قوه قضاییه است.
رییس قوه قضاییه گفت : ما توقع داریم دولت این ایام را وسیله و ابزاری قرار بدهد تا به همه زیر مجموعه خود نظارت قطعی و توصیه کند ، برای اینکه سرمنشا فسادهای مالی و اداری و برخی فساد های سیاسی را ببندد و نگذارند اینها به دستگاه قضایی منتهی شود و پرونده های کلان و کاهی پرونده های کمر شکن برای دستگاه قضایی پدید بیاید .
وی افزود : امیدواریم دولت با تلاش های خود در زمینه های سیاست خارجی نیز بتواند چهره بسیار خوب، منطقی و عقلانی از نظام جمهوری اسلامی مطرح کند.
آیت الله آملی لاریجانی با بیان اینکه الحمدالله در این خصوص تلاش خوبی صورت می گیرد گفت: در بحث مذاکرات هسته ای نیز تلاش های خوبی صورت گرفته است اما در عین حال باید توجه کنیم اگر می خواهیم در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم، باید مقتدر باشیم و اقتدار نیز با صحبت درست نمی شود .
وی با بیان اینکه اقتدار این است که ما با مردم یک رنگ باشیم و مردم به ما اعتماد کنند افزود: سرمایه دولت و قوای کشور مردم هستند و راههای کسب این سرمایه نیز ایجاد اعتماد و اعتماد سازی است.
دولتمردان اعم از قوای قضائیه و مقننه باید با مردم روراست باشند
آیت الله آملی لاریجانی ادامه داد: دولتمردان اعم از قوای قضائیه و مقننه باید با مردم روراست باشند، در این شرایط اگر اعتماد مردم جلب شد، قدرتی پدید می آید که هیچ کس نمی تواند آن را از بین ببرد و کشورهای خارجی نیز چشم طمع نخواهند داشت.
بعد از جریان مذاکرات و توافق صورت گرفته خیلی سازهای ناکوکی زدند
وی گفت: متاسفانه بعد از جریان مذاکرات و توافق صورت گرفته خیلی سازهای ناکوکی زدند، فرض کنید بحث ورود به کشور را مطرح کردند، اینکه منشا تغییر و تحول در کشور می شویم و تغییرات را آرام آرام ایجاد می کنیم.
آیت الله آملی لاریجانی افزود: اینها خواب های آشفته ای است که می بینند اما از درون کشور، کسی نباید به آنها علامت بدهد و صحبت هایی کندکه طمع در آنها ایجاد شود .
رئیس قوه قضائیه گفت: کشوری که کشور ائمه اطهار و مسیرش مسیر ایمان است هیچ وقت زیر بلیط کشورهای کفر نخواهند رفت، در واقع زیر ظلم کشورهایی که بنایشان ظلم بر مردم سرزمین های مختلف بود و استعمارگریشان بر همه آشکار است نخواهند رفت اما ما نباید کلمات و سخنانی بگوئیم که گویی راهی باز شده است که آنها بیایند و تغییرات ایجاد کنند .
مرقد مطهر امام رضا(ع) از نعمات بزرگ برای ایرانیان است
رئیس قوه قضائیه با تبریک ایام ولادت حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا (ع) مرقد این امام بزرگوار را در ایران یکی از نعمات بزرگ الهی برای شیعیان و به ویژه برای مردم کشورمان بیان کرد.
آیت الله صادق آملی لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی گفت : مرقد منور و پرنعمت حضرت علی ابن موسی الرضا در ارض طوس، مهبط ملائکه و منبع فیض است.
وی افزود: ائمه اطهار (ع) به معنای حقیقی کلمه حی و شاهدند لذا شیعیان با رفتن به این مزارهای شریف از برکات حیات معنوی و واقعی استفاده می کنند و این نعمتی بزرگ است .
رئیس دستگاه قضا گفت : کرامات اهل بیت (ع) در هر حال برای همه شیعیان امر واضح و حوادث و کرامات خاص هم به صورت متواتر منقول است و چیزی نیست کسی بتواند انکار کند .
وی افزود : از همه مهمتر تاثیرات معنوی و باطنی است که هر کسی به این ساحات معنوی مراجعه می کند به میزان ظرفیت معنوی خودش بهره خواهد گرفت و این باب کرامت حق تعالی به روی شیعیان است .
آیت الله لاریجانی گفت: شیعیان از این طریق می توانند در نورانی کردن باطنشان و راه یافتن به ساحت حق تعالی بابی باز کنند .
وی در ادامه به روایاتی در شان و مقام و جایگاه حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا اشاره کرد و گفت : امیدواریم خداوند زیارت با معرفت ایشان را نصیب کند و شروطی که در ذکر لا اله الاالله است حاصل شود.
منبع: خبرگزاری صدا و سیما
رازهای زندگی سردار ایرانی/ حاج قاسم سلیمانی چگونه زندگی میکند
به گزارش عمارنامه به نقل از فارس؛ سردار قاسم سلیمانی این روزها به نامی تبدیل شده که لرزه بر اندام آمریکا و اسرائیل و داعش انداخته، سرداری که عکس او با برق نگاه پر صلابتش تصویر اصلی یکی از شمارههای مجله newsweek شد با تیتری تحت این عنوان: «ابتدا با آمریکا جنگید، الان در حال له کردن داعش است».
این روزها تصاویر سردار ایرانی ما در صفحات مختلف شبکههای مجازی دست به دست میچرخد اما آنچه که برای ما افتخار آفرین شده پیامها و نظرات کاربران شبکههای اجتماعی در سراسر دنیا است که در بیشتر این پیامها، ژنرالهای منطقه را جنگجویان پوشالی معرفی کردهاند و درباره قاسم سلیمانی گفتهاند که او مرد بی ادعای صحنههای نبرد است، کسی که به جای ژستهای هالیوودی و حرافی، پای خاکریزها ایستاده و به صورت واقعی مرد میدانهای سخت است و یک قهرمان واقعی.
زندگی خصوصی این سردار ایرانی قطعاً برای خیلی از مردم به ویژه جوانهای ایرانی جالب توجه است، به همین جهت خبرگزاری فارس در گفتوگویی که با سهراب سلیمانی، مدیرکل زندانهای استان تهران و برادر حاج قاسم انجام داده و وارد جزئیات زندگی شخصی این سردار جهانی شده است.
سهراب سلیمانی، مدیرکل زندانهای استان تهران میگوید سردار سلیمانی تنها متعلق به خانواده ما نیست،حاج قاسم در خانواده ما متولد شده اما متعلق به خانواده ما نیست بلکه متعلق به کشور و مردم شیعه است.
اتفاقاً چندی پیش استاندار سابق کرمان ملاقاتی با پدر بنده داشته و به ایشان گفته بود میدانید پسرتان چقدر مشهور است و استکبار چقدر از او میترسد؟ پدرم گفته بود من از شما متعجبم که چنین حرفی میزنید، استاندار پرسیده بود چرا؟ پدرم گفته بود پسر من یک سرباز ولایت است آنها از اسلام میترسند نه از پسر من، حاج قاسم تنها یک نشانه از کشور اسلامی و شیعه است.
خانواده سلیمانی را پنج خواهر و برادر تشکیل میدهند، بزرگترین فرزند این خانواده یک خواهر 60 ساله است، حاج قاسم فرزند وسط و سهراب سلیمانی هم برادر کوچک خانواده است.
سلیمانی به روزهای ورود حاج قاسم به سپاه اشاره میکند و میگوید پدرم کار کشاورزی میکرد و ما به نوعی عشایر محسوب میشویم البته من و حاج قاسم از استان کرمان کوچ کردیم.
من از سال 76 زنجان بودم و سپس به کرمان رفتم و دوباره به تهران آمدم، حاج قاسم هم بعد از این که از لشکر ثارالله تودیع شدند به دستور حضرت آقا مسئولیت نیروی قدس را پذیرفتند،. من تقریباً از کلاس پنجم پیش حاج قاسم بزرگ شدم و زمانی که ایشان در سازمان آب کار می کرد من و دو پسرخاله دیگرم چهار نفری در یک اتاق اجارهای زندگی میکردیم و من درس میخواندم.
وی در ادامه میگوید: آن زمان حاج قاسم در سازمان آب در بخش اداری کار میکرد و بعد به موضوع روابط عمومی پرداخت اما آدم ورزشکاری بود، حاج قاسم در کاراته دارای دان است و آن زمان هم در یک باشگاه پرورش اندام کار میکرد و جزء مربیان پرورش اندام بود.
ایشان ابتدا به عنوان پاسدار افتخاری وارد سپاه شدند، حاج قاسم یکی از گردانندگان اصلی راهپیماییها و اعتصابات کرمان در زمان انقلاب بود و زمانی که سپاه اعلام کرد نیرو میخواهد وی فوراً از سازمان آب به عنوان پاسدار افتخاری به سپاه رفتند.
پس از گذراندن دورههایی در یک عملیات به عنوان کرخه نور در اطراف حمیدیه اهواز به عنوان معاون یک گردان از کرمان اعزام شد و من هم که آن موقع دوم دبیرستان بودم به همراه حاج قاسم در این عملیات حاضر شدم، البته در آن عملیات ابتدا آقای مهاجری مدیرکل سابق زندان استانهای کرمان فرمانده گردان بود، کسی که باعث شد من به سمت سازمان زندانها و قوه قضاییه سوق پیدا کنم اما وقتی ایشان زخمی شد فرماندهی نیروها را حاج قاسم برعهده گرفت.
سلیمانی در خصوص علت خروج خود از سپاه گفت: من آن زمان سوم دبیرستان بودم اما به صورت افتخاری با سپاه همکاری میکردم، به لحاظ سن و سال کم خیلی تابع ضوابط و مقررات نبودم و همین حاج قاسم را عصبانی میکرد.
فاصله سنی من با حاج قاسم تقریبا 7 سال است، حاج قاسم خیلی دوست داشت من منضبط باشم چون برادر فرمانده بودم و دیگران از من الگو میگرفتند اما چون سنم طوری بود که دوست نداشتم در چارچوب ضابطهها قرار بگیرم و در نهایت به خاطر بینظمیهایی که داشتم ایشان مرا دعوا کرد و من هم که آدم لجبازی بودم از آنجا بیرون آمدم، بعد آن پاسدار وظیفه شدم اما در اکثر عملیاتها همراه حاج قاسم بودم و در انتهای جنگ هم «پیک فرماندهی» خودش بودم چون پدرم گفته بود اگر شهید میشوید با هم شهید شوید.
سلیمانی در خصوص روحیات سردار سلیمانی میگوید: حاج قاسم خیلی وقت نمیکند به خانواده برسد اما بسیار آدم عاطفی است و حتی تا زمانی که نسبت به مسایل زندگی من اطمینان پیدا نکرد مرا رها نکرد، مدام من را کنترل میکرد چون من در سازمان زندانها کار میکردم و با زندانیان در ارتباط بودم حتی اگر یک موتور میخریدم تا اطمینان پیدا نمیکرد که چگونه آن را تهیه کرده ام راحت نمیشد، شاید به نوعی تمام زندگی اطرافیان ما را زیر نظر داشت تا خدای ناکرده به راه کج و آلوده کشیده نشویم.
برادر این ژنرال ایرانی می گوید که حاج قاسم مسئولیتهای زیادی داشت و حتی بعد از جنگ به منطقه شرق کشور آمد و ناامنیهایی را که در آن منطقه بود رفع کرد، الان هم علیرغم اینکه در نیروی قدس است و به سختی به زندگی خود میرسد اما توجهاش به اطرافیان کم نشده و به همین جهت هم به لطف خدا خانواده ما حاشیهای ندارد.
سلیمانی در خصوص شایعات مطرح شده مبنی براینکه پسر شهردار تهران داماد حاج قاسم سلیمانی است، گفت: به هیچ عنوان این موضوع صحت ندارد، یکی از دخترهای حاج قاسم ازدواج کرده اما نه با پسر شهردار تهران! شایعه زیاد است، مثلا یک مدتی میگفتند که عماد داماد خانواده ما است در حالی که اینطور نبود، ارتباط عاطفی برقرار بود اما اینکه نسبت سببی یا نسبی داشته باشیم، اینگونه نبوده است.
من با حاج قاسم هم باجناق هستم و هم پسر حاج قاسم با دختر من ازدواج کرده که یک ماه پیش هم خدا نوه دو قلوی مشترکی نصیب ما کرد، حاج قاسم دو دختر و پسر دیگر هم دارد که مشغول تحصیل هستند.
جهاد بسیار آدم عاطفی، مهربان و باغیرتی بود و حتی در ایام فوت مادرم تقریباً جهاد در بسیاری از مواقع همراه حاج قاسم بود، برادرم به شدت با محافظ مخالف است و شاید الان دغدغه فرمانده سپاه هم بیشتر روی حفاظت از ایشان باشد.
عماد از ما که برادر حاج قاسم هستیم بیشتر از او محافظت میکرد و در فضاهای عمومی پشت حاج قاسم میایستاد که اگر خدای ناکرده تیری شلیک میشود به او اصابت کند نه به حاج قاسم، جهاد هم نسبت به برادرم تعصب داشت.
سلیمانی با اشاره به علاقه ویژه حاج قاسم به فرزندان شهدا، می گوید: آنقدر حاج قاسم به بچههای شهدا عشق می ورزد که گاهی بچههای خودش حسودیشان میشود، میزان رابطه ایشان با بچه های شهدا خیلی نزدیک است و برای حاج قاسم فرقی ندارد که فرزند شهید مربوط به کدام جناح است.
پسر حاج قاسم که داماد من میشود کار دولتی نمیکند، کار آزاد دارد اما تاجر هم نیست و کارش فروش محصولات کشاورزی در داخل است.
وی معتقد است که روابط خانوادگی و عاطفی در خانواده سلیمانی شدید است، سلیمانی میگوید: حاج قاسم خیلی آدم عاطفی است و تا کسی از نزدیک ایشان را نبیند باورش نمیشود چگونه شخصیتی دارد، ایشان فردی جدی اما بسیار مهربان و عاطفی است.
گفت و گو: سعیده اسدیان-سید اسد رجبی
ویژه نامه ولادت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
چرا دراختیارهمسرم محافظ وسلاح نگذاشتند؟
گفتگو با خانم زهرا گل گل همسر شهید لاجوردی
تاریخ انقلاب - زن در مقابل زندان قصر ایستاد ، اشک در چشمش حلقه زد و قطره ای شد بر روی چادر سیاهش .روزهای زندگی مثل فیلمی از مقابل چشمانش می گذشت.یاد ان روز افتاد که پسرش از صبح پشت در زندان منتظر ماند اما اجازه ندادند ،پدرش را ببیند.یاد آن روز افتاد که همسرش را میبردند و پسرها پشت موتور مامور را گرفته بودند تا نگذارند بابا را ببرند و روی خاک کشیده میشدند... چهره همسرش نقش بت در قاب ذهنش ،خسته از کم لطفی یاران لبخندی زد و گفت : «بخند زهرا جان، صدای خنده های تو به من روحیه می دهد.» زهرا گل گل ، همسر شهید لاجوردی از سختی های شیرین زندگی با یک مجاهد خستگی ناپذیر می گوید.
از خاطرات برجسته زندگی تان با شهید لاجوردی بگویید.
در دوران ستمشاهی، حدوداً نه سال در زندانهای مختلف از جمله کمیته مشترک، قصر، قزلحصار، اوین و مشهد به سر بردند. در یکی از روزهای زمستان که برف سنگینی باریده بود، پس از ماهها انتظار امکان ملاقات با ایشان برای ما فراهم شد. ایشان در زندان قصر تهران بودند. بالاخره به ما خبر دادند که میتوانیم ملاقات حضوری داشته باشیم. با زحمت زیاد بدون وسیله به طرف زندان قصر حرکت کردیم. پسر بزرگم، نه سال داشت. قرار گذاشتیم دو ملاقات حضوری بگیریم، یکی برای پسر بزرگم و دیگر من و سه فرزند خردسالم. بعد از ساعتها معطلی در صفی طولانی، بالاخره نوبت به ما رسید. من و بچهها با شهید لاجوردی ملاقات کردیم، ولی محمد آقا نتوانست پدرش را ببیند و گفتند وقت ملاقات تمام شده. آن روز خیلی دلم سوخت. حالا هر وقت از مقابل زندان قصر میگذرم، یاد آن روزها میافتم و بیاختیار اشکم سرازیر میشود. خاطره دیگرم به بعد از پیروزی انقلاب و دوران مسئولیت ایشان به عنوان دادستان انقلاب مربوط میشود. شب عید بود و اعضای خانواده، خود را آماده میکردند که آن شب را دور هم باشیم. آقای لاجوردی به منزل آمدند و گفتند امشب قرار است به دیدن بچههای کانون اصلاح و تربیت برویم. من ناراحت شدم و خواستم یادآوری کنم که آن شب قرار است با بچهها دورهم باشیم، اما ترجیح دادم سکوت کنم و مخالفتی نداشته باشم. خلاصه همگی به کانون اصلاح و تربیت رفتیم. شهید لاجوردی برای بچهها هدیه آورده بودند و تکتکشان را بوسیدند و آنها را در آغوش گرفتند. این منظره سخت مرا تحت تأثیر قرار داد و خدا را شکر کردم که با این برنامه مخالفتی نکردم.
نحوه انتخاب شما برای همسری شهید لاجوردی چگونه بود؟
ایام عاشورا بود. من کلاس پنج بودم و بسیار علاقه و تقید داشتم که در مراسم دهه محرم شرکت کنم. در آنجا با خلوص قلب از خانم، فاطمهزهرا(س) درخواست کردم که مرا عاقبت بخیر کند و همیشه این احساس را دارم که خانم پاسخ مرا دادند و مرا برای پسرشان انتخاب کردند.
چه کسی شما را به خانواده ایشان توصیه کرد؟
خانم عموی من با یکی از اقوام حاج آقا صحبت کردند. اقوام شوهرم که در همسایگی ایشان بودند، گفته بودند که ما برای پسرمان دنبال همسری میگردیم و خانم عمویم مرا معرفی کرده بودند. بعد فهمیدند کلاس پنجم ابتدایی هستم، گفته بودند که این عروس کوچک است و خانم عمویم گفته بودند توکل به خدا. وقتی به خواستگاری آمدند، من، خواهر بزرگشان را دیدم. وقتی رفتند به مادرم گفتم که خانواده دوستداشتنیای بودند، ولی به من چیزی نگفتند. بعد از دوسه روز، عکس آقایل اجوردی را آوردند و از من پرسیدند حاضری همسر ایشان بشوی؟ نگاهی به عکس کردم و نتوانستم جواب بدهم. پدرم گفتند دخترم کوچک است و صدمه میخورد و خلاصه مخالفت کردند. یکی دو هفته از این موضوع گذشت و یک روز صبح پدرم از خواب بیدار شدند و به مادرم گفتند،«من فکر میکنم در این ماجرا اشتباه کردهام. دیشب خواب دیدم که در حسینیه ارشاد جمعیتی از علما هستند و فردی نورانی روی منبر نشستهاند که من صورتشان را از شدت نور نمیبینم، ولی پاهایشان را میدیدم. ایشان اشاره کردند که بیا جلو. من رفتم جلو و آن آقا دست آقای لاجوردی را گرفتند و گذاشتند در دست من و گفتند از امروز به بعد نسل من با تو یکی شد.» این حرف پدرم در ذهن من مانده، ایشان گفتند،«من پشیمان شدهام و فکر میکنم زهرا قسمت این خانواده است.» من با شندیدن این خواب پدر، دلم بسیار محکم و قرص شد. پدرم رفتند منزل پدر آقایلاجوردی هم برای عید غدیر و هم به ایشان گفتند که من فکرهایم را کردهام و فکر میکنم دختر من قسمت شماست. الحمدالله رب العالمین، هر چند با سختیهای فراوانی روبرو بودیم، ولی همیشه شاد بودم و هرگز نشد که خدای ناکرده در دلم احساس کنم دارم رنج میبرم و از هر کسی هم که درباره من و زندگیام چنین قضاوتی داشت که دارم رنج میبرم، دلگیر میشدم و دیگر دلم نمیخواست با او معاشرت کنم. احساس میکردم خداوند به من هدیهای داده و باید قدرش را بدانم و شکر کنم.
اولین بار که شهید لاجوردی در ارتباط با مسائل مبارزاتی دستگیر شدند، شما چند سال داشتید و چگونه با این مسئله برخورد کردید؟
حاج آقای لاجوردی یک وقتهایی دیر به منزل میآمدند و من میدانستم که در جلساتی شرکت میکنند. ولی هیچ وقت سئوال نمیکردم. احساس میکردم باید بدون دغدغه و با خیال راحت به فعالیتهایشان برسند. هفته ای یک شب جلسات مذهبی در خانه ما بود و از پشت در به سخنرانیها گوش میدادیم. تا جایی که امکان داشت نمیگذاشت ما از مسائل سیاسی و مبارزاتی مطلع شویم که یک وقت گرفتاری برایمان پیش نیاید.
اما شما که میدانستید ایشان مشغول مبارزه و فعالیت سیاسی است. چگونه با نگرانیهایتان کنار میآمدید؟
میدانستم، اما به روی خود نمیآوردم. احساس میکنم واقعاً خدا کمک میکرد. خیلی صبر میکردم. زهره خانم را هشت ماهه باردار بودم. از حمام برمیگشتم که دیدم دور تا دور منزل، محاصره است. شاید سیزده،چهارده سال بیشتر نداشتم.
همین طور متحیر و متعجب بودم. حاج صادق امانی دامادمان بودند و به خاطر ایشان منزل را محاصره کرده بودند. ما هم که در منزل اعلامیه های امام و بریده های روزنامه ها را داشتیم. با دیدن ماموران خیلی پریشان شدم. ده روزی وضع به این شکل بود. آقای لاجوردی را دستگیر کردند و من خیلی پریشان بودم و یک ختم انعام نذر کردم و گفتم،«یا باب الحوائج! من میخواهم که لاجوردی به هنگام زایمان فرزندمان، در کنارم باشد.» شب جمعه بود که حاج آقا ساعت ۱۱ شب از زندان کمیته مشترک، با سری متورم در حالی که معلوم بود حسابی شکنجه شده اند،آمدند. جمعه هفته بعد،زهره خانم دنیا آمد و ده روز بعد باز خانه را محاصره کردند و حاج آقا را بردند. خانه ما دائماً محاصره میشد و دائماً حاج آقا را میگرفتند و میبردند،ولی من ته دلم شاد بود، چون میدانستم هدف ایشان چیست. هر وقت میآمدند، میگفتم و میخندیدم و شاد بودم و حاج آقا میگفتند،«همیشه این صدای خنده های تو توی گوشم هست و در زندان به من روحیه میدهد.» بچه ها را هم که میخواستن ببرم برای ملاقات،اسم زندان را نمیآوردم و میگفتم،«داریم میرویم باغ پدر جان.» به آنجا که میرسیدیم،بچه ها سنگ بر میداشتند و به در و دیوار زندان میزدند. میگفتم،«چرا اینطور میکنید؟» میگفتند،«میخواهیم درو دیوار زندان خراب شود و پدر جان بیایند بیرون.» ته دلم محکم و روشن بود که انقلاب میشود، ولی البته نه به زودی. میگفتم نوه نتیجه هایمان انقلاب را میبینند.
در دورههایی که شهید لاجوردی در زندان بودند، چه کسانی به شما کمک میکردند تا بتوانید زندگی را اداره و بچه ها را بزرگ کنید؟
خانواده ایشان، به خصوص اخوی بزرگشان بسیار به ما محبت میکردند و نقش پدری را به عهده داشتند. پدر و مادر خودم هم بودند. اخوی بزرگشان واقعاٌ برای من و بچه ها محیط آرامی را فراهم آوردند. همیشه دعایشان میکنم.
با این زندگی پر از خطری که با شهید لاجوردی داشتید، چگونه خود را آرام میکردید؟
من فکر میکنم دعا خیلی در زندگی من تاٌثیر داشت و بسیار به من آرامش میداد. یک شب خواب دیدم در حرم حضرت رضا(علیه السلام) هستم و یک آقای نورانی بلند بالایی یک چادر زیبا را به من دادند و گفتند،«این چادر مال شماست.»من توی خواب عقب چادرم میگشتم و ایشان اصرار داشتند که این چادر مال توست. بالاخره چادر را گرفتم و تازه متوجه شدم که این شخصیت بزرگوار، خود حضرت رضا (علیه السلام) هستند. عرض کردم، «آقا!شوهر مرا خیلی زندان میبرند. من تا کی باید منتظر آمدن ایشان بمانم؟» آقا فرمودند،«میآید و دیگر بر نمیگردد.» من بدهی هم نداشتم، ولی نمیدانم چرا در خواب این حرف را زدم که،«آقا! من یک مقدار بدهی دارم.» آقا دست مرا پراز سکه کردند.
روحیه بچهها را چگونه حفظ میکردند؟
شهید باهنر و عده ای ازآقایان برای خانواده های زندانی ها اردو هایی میگذاشتند که خیلی در روحیه ما تاٌثیر داشت. دو تا با، یکی در جاجرود بود و یکی هم در کرج. صبح جمعه میآمدند همه خانواده ها را با احترام و تکریم به باغ میبردند و شب بر میگرداندند. در آنجا برنامه های تفریحی برای خانواده ها ترتیب میدادند و بسیار به بچه ها خوش میگذشت.نمیدانید چه صفا و صمیمیتی بود. به قدری از ما پذیرایی عالی میکردند که نظیر نداشت.در آن باغ به دوستانم گفتم،«دیگر آماده باشید که همسرانتان را از زندان آزاد میکنند و آنها میآیند.» یکی از آقایان گفتند،«شما چرا این کار را میکنید. اینها هوایی میشوند.» گفتم،« من مطمئنم.» نشان به آن نشان که دو هفته بعد همسایه مان خبر داد که در زندان باز شده. بیایید زندانی تان را ببرید. ما تلفن نداشتیم و به آن همسایه تلفن شده بود. از۱۸ سال حبس حاجآقا، چهار سالش گذشته بود که انقلاب شد و ایشان آمدند.خبر نداشتم که تازه مصائب لاجوردی در راه است. دلم واقعاٌ برای مظلومیتش میسوخت.
در باره این وجه از شخصیت ایشان صحبت کنید.
احساس میکنم آقای لاجوردی لبشان را بسته و مثل گنج سر به مهری شده بودند که اسرار زیادی در خود داشتند. سکوت میکردند،اما درونشان به هم ریخته بود. بسیار نگران آینده انقلاب بودند و دلشان میسوخت. انتظارشان این نبود که بعضی از جریانات به شکل های خاصی در آیند.
مهمترین ویژگی ایشان چه بود؟
محبتی را که به خانواده داشتند، خوب بلد بودند بروز بدهند. گاهی موقعی که در آشپزخانه ظرف میشستم یا کار میکردم، میآمدند و اظهار شرمساری میکردند از اینکه من به قول ایشان این قدر برای بچه ها و برای ایشان زحمت میکشم. یا مثلاً اگر منزل مادرم بودم و یک ربع یا یک ساعت دیرتر از ایشان وارد منزل میشدم، ایشان میگفتند: «مادر جانم را هزار سال است که ندیدهام.» به من میگفتند مادر جان هیچ وقت نمیگفتند چرا دیر آمدی؟ با آن تعبیر شیرین «دلم برای مادر جانم تنگ شده» با من صحبت میکردند. اهل این نبودند که بخواهند تظاهر کنند، محبتشان را خیلی بروز میدانند.
با توجه به اینکه قبل از انقلاب غالباٌ در زندان و بعد از انقلاب گرفتار مشغلههای زیادی بودند، شناخت عمیق بچه ها از ایشان به چه نحوی ممکن بود؟
بعد از انقلاب گاهی ایشان پانزده شب یکبار به خانه میآمدند. احسان آقا و آقا مهدی خیلی کوچک بودند و موقعی که آنها را میبردیم زندان، به آقایلاجوردی میگفتیم،«شما ده روز است نیامدهاید خانه. بچهها را آوردهام که شما را ببینند.» یک شب گفتم،«آقایلاجوردی! این احسان کوچولو گرسنه است.» گفتند،«خانم! اگر شما ۱۲ تومان همراهتان باشد برایش ناهار میآورم.» خدا را شاهد می گیرم در مدتی که دادستان و مدتی هم سرپرست زندانها بودند، گمانم سه ماه آخر حقوق گرفتند. آن را هم من ندیدم. اصولاً راضی نبودند پولی غیر از کارکرد خودشان در زندگی بیاید. از کار که میآمدند میرفتند در زیرزمین مینشستند و خیاطی میکردند. میگفتم،«ما میخواهیم شما را ببینیم.» میگفتند،«میخواهم که شما راحت زندگی کنید.» در ایامی هم که ایشان در زندان بودند، اخویشان انصافاً مطابق خانواده خودشان به ما میرسیدند. ایشان یک شخص متدین و با خدا هستند و به نحو احسن زندگی برادر و خانوادهاش را اداره میکردند.
در سالهای تصدی دادستانی و ریاست زندانها که سعایت بعضی از افراد و کملطفی دوستان و مسئولیتهای سنگین، عرصه را بر ایشان تنگ میکرد، شما و ایشان چگونه تحمل میکردید؟
حاجآقا خیلی مقاوم بودند. من هم همه چیز را توی دلم میریختم و بروز نمیدادم. گاهی بیاختیار میگفتند،«خانم! من دیشب ۲ ساعت بیشتر نخوابیدهام.» از بیمهر و محبتی کسانی که تصورش را نمیکردند خیلی فشار روی ذهنشان بود. در اینگونه مواقع به شدت کار میکردند. هیچ وقت هم درباره این چیزها با کسی صحبت نمیکردند. من یک وقت هایی به بچهها میگفتم پدرجان خیلی تحت فشار هستند. مدتی بود که میگفتند،«جدم بیشتر از ۶۳ سال عمر نکردند، من چرا باید بمانم؟» یک شب خوابی دیدم و زنگ زدم به عالیهخانم، همسر شهید مطهری که سکته کرده بودند و گوشی را بر نمیداشتند. آن روز استثنائاً گوشی را برداشتند. به ایشان گفتم،«خواب دیدم آمدهام منزل شما و آقایمطهری روی صندلی و افراد خانواده در اطرافشان روی زمین نشستهاند. شما گفتید اگر سئوالی داری از ایشان بپرس.» اول خجالت کشیدم، ولی بعد من هم رفتم نشستم کنار بقیه و سئوالاتی را پرسیدم. ناگهان متوجه شدم که دیگر آقای مطهری را نمیبینم. میخواستم از خانم مطهری خداحافظی کنم و برگردم خانه که دیدم کیفم کنار دستم نیست. گفتم،«لطفاً یک مقدار پول به من بدهید تا برگردم منزل و برای شما بفرستم.» ایشان یک هزارتومانی به من دادند و بعد گفتند،«بیا منزل را به تو نشان بدهم.» رفتیم به اتاق اول و دیدم که آقای مطهری در لباس احرام، آرام خوابیدهاند. بعد نگاه کردم دیدم آقایل اجوردی هم چند متر آن طرفتر توی لباس احرام خوابیدهاند. گفتم،«خانم مطهری! من دیگر به پول نیازی ندارم. خیالم از آقایلاجوردی راحت شد که پیش آقایمطهری است.»
این خواب را نزدیک به شهادت ایشان دیدید؟
دو هفته مانده بود. این خواب را که برایشان تعریف کردم، ایشان هیچ چیز نگفتند و فقط اشک روی گونههایشان راه گرفت. دوسه روز مانده به شهادت هم گفتند،«خانم! بگویید همه بچهها بیایند که دیدار آخر را هم داشته باشیم.» من گفتم،«حاج آقای لاجوردی! این حرفها را نزنید.» گفتند،«بگویید بیایند».
خودشان نشانهای احساس کرده بودند؟
صبح روزی که میخواستند بروند گفتند: «خانم! بیایید بگویم که دیشب خواب پدرم را دیدم.» من گفتم: «حاجآقایلاجوردی! من باید بروم و احسان را راهی کنم. بعداً تعریف کنید.» احسان دوره پیشدانشگاهی میرفت. آخرین جمعه، همه بچهها را دعوت کردیم و زهره خانم گفتند: «پدر! من دیشب خواب دیدم که شما شهید شدهاید و جمعیت زیادی آمده توی کوچه.» من در آشپزخانه بودم و حاجآقا به زهرهخانم گفته بودند: «برو دست مادرت را بگیر و ایشان را بیاور تا آخرین عکس را با هم بیندازیم.» من داشتم سالاد درست میکردم و مرا به زور آوردند و نشاندند و عکس را گرفتیم.
خود شما متوجه نشانههای مشکوکی از احتمال ترور ایشان نشده بودید؟
چرا. ما طبقه چهارم زندگی میکردیم و من هر روز صبح از آن بالا نگاه میکردم که ببینم چه خبر است و یک ماهی بود که دوتا موتور سوار میدیدم. آقای فرهمند هم آن طرف کوچه مینشستند و از دوستان ما بودند. زنگ میزدم و از خانم ایشان میپرسیدم چه خبر است و وقتی حس میکردم شرایط امن است، به حاج آقای لاجوردی میگفتم و میرفتند. آقای لاجوردی مدتی با تغییر ساعت کار، خودشان را از خطر حفظ کردند.
وقتی به این وضوح در معرض خطر بودند، چرا برایشان محافظ نگذاشتند؟
عدهای از دوستان ایشان بعد از شهادتشان آمدند و اظهار ناراحتی کردند. من به یکی از آنها گفتم: «وعده ما سر پل صراط! من در آنجا با شما صحبت میکنم.» ایشان ده سال سرپرست زندانها بودند و آن وقت نیاز به دو تا محافظ نداشتند؟ بچهها میگفتند: «پدرجان! بگذارید ما از شما محافظت کنیم.» آقایلاجوردی میگفتند: «این کار باید قانونی باشد. حمل اسلحه باید قانونی باشد. اینها باید خودشان بگذارند.» ولی نگذاشتند و این هم جزو دهها سئوالی است که ذهن مرا آزار میدهد و هیچ جوابی برایش نگرفتهام. آقایلاجوردی به شدت خسته شده بودند و بسیار هم از جریاناتی که وجود داشت آشفته و برای آینده نگران بودند. خدا را شکر که در چنین شرایط آشفتهای، هر یک از فرزندان ایشان باقیات صالحاتی برای پدرشان هستند. خوشبختانه این نعمت را هم خداوند به من بخشیده است.
شما دلیل هوشمندی و درایت خارقالعاده شهید لاجوردی را در تشخیص جریانات و شناخت افراد در چه میدانید؟
ایشان همیشه همینطور بودند. به اعتقاد من به خاطر ایمان و تقوایشان بود که خداوند نیروی تشخیص خارقالعادهای را به ایشان داده بود. ایشان بسیار سریع و دقیق متوجه این امور میشدند. من هم همیشه از این تیزهوشی حیرت میکردم، ولی همانطور که عرض کردم این، حاصل تقوا و خداترسی ایشان بود. بسیار متواضع بودند. آن دورهای که مسئولیت داشتند، طبقه پایین منزل ما پاسدارهای محافظ ایشان زندگی میکردند. حاج آقا میآمدند و از من وسایل شستشو میگرفتند و دستشویی و حمام آنها را نظافت میکردند، پتوها و لباسهایشان را توی ماشین میریختند و میشستند. من یک وقتهایی اعتراض میکردم، ولی ایشان میگفتند،«آدم وقتی وارد ساختمان میشود، بوی نا میآید و این درست نیست. چه فرقی میکند؟ آنها متوجه نیستند، من انجام میدهم.» هیچ وقت آنها را سرزنش نمیکردند که چرا اینها را نمیشویید. وقتی ایشان پیگیر این مسائل میشدند، کمکم آنها هم متوجه میشدند و خودشان نظافت میکردند. حاجآقا در کارهای خانه هم بینهایت کمککار من بودند. یک وقتهایی قاب دستمالها را خیس میکردم تا بعداً بشویم. تا چشم میگرداندم، حاجآقا میرفتند و آنها را میشستند. در نگهداری بچهها هم خیلی کمک میکردند. مادربزرگم میگفتند،«مادر! من نوه خیلی دارم و خانه همهشان میروم، ولی تا کسی خانه سید نیاید، نمیفهمد چه جواهری است.» موقع غذا خوردن هیچ وقت ایراد نمیگرفتند. اگر غذا نبود یا من خانه نبودم، نان و پنیر را با همان اشتهایی میخوردند که بهترین غذا را و ابداً گلایه نمیکردند. مهمان هم که دعوت میکردند، همان روال ساده زندگی را داشتیم و هیچ وقت تکلیف اضافهای را به من تحمیل نمیکردند.
آیا میتوانستید از غم و مشکلات خودتان راحت با ایشان صحبت کنید؟
بله، ولی دلم نمیآمد. حاجآقا همیشه به اندازه کافی غم و مشکل داشتند. همهاش دلم میخواست در دورانی که پیش ما هستند بگوییم و بخندیم. به قدری تودار بودند که حتی موقعی که ایشان را از دادستانی برداشتند، به من نگفتند. من فقط دیدم برچسبی را که روی لباسشان بود، با قیچی جدا میکنند. همیشه مواظب بودیم که مشکلاتمان را روی دوش همدیگر نگذاریم. من همیشه نگران ایشان و بچهها بودم، ولی حتی با قرص آرامبخش هم شده، خودم را آرام نگه میداشتم وگرنه همیشه فکر میکردم کسی از پشت سر دارد به بچهها حمله میکند.
از یک سو فقدان چنین همسر و پدری برای شما و بچهها سنگین است و از سوی دیگر آن همه فشار و رنج، به هر حال با شهادت به پایان رسیده و ایشان به جایگاه آرام و امنی رسیدهاند. شما با این دو احساس متناقض چگونه کنار آمدهاید؟
اوایل از منزل که بیرون میرفتم و خانوادهای را کنار هم میدیدم، ناخود آگاه اشک میریختم. دست خودم نبود. در عین حال مدتها بود که میدیدم ایشان عمیقاً رنج میکشند و از خدا طلب میکنند که بروند. برای من فقدان ایشان خیلیخیلی سخت است. به همه بچهها و زنها میگویم خدا را روزی صد بار شکر کنید که پدر و همسرتان در کنار شماست. خداوند واقعاً ایشان را به من هدیه داد و من از خدا ممنون هستم.
کدام یک از فرزندان به ایشان شبیهتر است؟
هر کدام خصلتی از پدر را در خود دارند. حسین آقای لاجوردی از نظر قیافه به پدرش شبیهتر است. همه بچهها به شکر خدا صفت بارز پدرشان را که مهربانی است، دارند. همانطور که قبلاً هم گفتم مهمترین ویژگی حاج آقای لاجوردی این بود که محبتشان را به بهترین نحو بروز میدادند. بسیار کاری و باعرضه بودند. نمیشد یک لحظه ایشان را بیکار ببینید. خیاطی که نمیکردند، نجاری میکردند، اینها که تمام میشد، میرفتند سراغ باغچهها، آنجا که تمام میشد، کار خانه را میکردند. خلاصه حتی یک ثانیه هم بیکار نبودند. موقعی که میخواستیم ازدواج کنیم، همه لوازم خنچه عقد را خود حاجآقا با دست خودشان درست کردند، آنهم با چه مهارتی، خودشان رفتند نان سنگک خریدند و درست مثل استادترین استادها آن را درست کردند. همه کاری را هم بلد بودند. بسیار پرتحرک بودند. من هیچ وقت ندیدم که ایشان خسته شوند.
اهل ورزش هم بودند؟ چه ورزشی؟
بینهایت. همه جور ورزشی هم میکردند. پینگ پنگ، شنا، فوتبال. به من می گفتند،«من ورزش میکنم شما هم بیا.» من همیشه میگفتم از فردا. طوری شده بود که تا میگفتند بیا، خودشان میگفتند از فردا! من سرم خیلی شلوغ بود و در حد همان نرمش، ورزش میکردم، اما حاج آقا حسابی ورزش میکردند و اصلاً یکی از دلایلی که بعد از آن همه شکنجه و زندان، باز هم توانستند سلامت خودشان را حفظ کنند به خاطر همان ورزشهای پیگیر بود. اگر آن نرمشها نبود، ایشان از پا در میآمدند.
کارهای هنری چطور؟
بسیار خط خوبی داشتند. نامههایشان هست من همه را نگه داشتهام و بسیار زیباست. نجاری را هم عالی بلد بودند و خیلی از چیزهایی را که درست میکردند، میدادم به دیگران. نمیدانستم چنین روزی میرسد که برای همه آنها دلتنگ میشوم.
منبع:سایت تاریخ انقلاب
دیدار کارگزاران حج با رهبر انقلاب
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (شنبه) در دیدار دستاندرکاران و کارگزاران حج و سفرهای عتبات، حج را ضامن "تداوم اسلام" و مظهر "وحدت و عظمت" امت اسلامی خواندند و با تأکید بر توجه همزمان به ابعاد اجتماعی و فردی این فریضهی بزرگ، انتقال تجربیات وحدتبخش ملت ایران را در کنگرهی عظیم حج موجب همبستگی، همدلی و اقتدار بیشتر امت اسلامی برشمردند.
ایشان با اشاره به خصوصیات بینظیر حج نسبت به سایر فریضههای اسلامی افزودند: حج دو جنبهی متفاوت فردی و اجتماعی دارد که رعایت هر دو جنبه در سعادت دنیوی و اخروی حجاج و ملتهای مسلمان، تأثیر استثنایی دارد.
رهبر انقلاب، زیارت خانهی خدا و مناسک حج را، فرصتی بینظیر برای تطهیر روح، نزدیکی به پروردگار و فراهم کردن توشهی تمامی عمر دانستند و خطاب به زائران خانهی خدا افزودند: تک تک اعمال حج را قدر بدانید و روح و جانتان را در سرچشمهی این نعمت بزرگ، پاکیزه و سیراب کنید.
حضرت آیتالله خامنهای در تشریح جنبهی اجتماعی حج نیز به حضور همزمان همهی ملتها با همهی تفاوتهای نژادی، مذهبی، فرهنگی و ظاهری در مکه و مدینه اشاره کردند و افزودند: حج مظهر و فرصت واقعی "وحدت اسلامی" است.
ایشان با انتقاد شدید از کسانی که با انواع روشها از جمله بزرگ کردن مفهوم ملیّت، حقیقت و اهمیت امت اسلامی را کمرنگ میکنند افزودند: حج، نمونهای معنادار از تشکیل امت اسلامی و فرصت بسیار بزرگ برای همزبانی، همدلی و ابراز همدردی مسلمانان جهان است.
رهبر انقلاب تجلی عظمت امت اسلامی و فرصت تبادل تجربیات را از دیگر نکات مهم جنبهی اجتماعی حج برشمردند و افزودند: بیان و انعکاس تجربیات مفید ملتهای مسلمان، تقویت امت اسلامی را به همراه میآورد.
ایشان در همین زمینه به تجربیات مؤثر و کارآمد ملت ایران در دشمنشناسی، اعتماد نکردن به دشمن و اشتباه نگرفتن دوست با دشمن اشاره کردند و افزودند: مردم ما با درکی ستایشبرانگیز، دریافتهاند که استکبار جهانی و صهیونیزم، دشمن حقیقی و لجوج ملت ایران و امت اسلامیاند و به همین دلیل در همهی اجتماعات عظیم ملی و اسلامی، علیه آمریکا و صهیونیزم شعار دادهاند.
حضرت آیتالله خامنهای افزودند: در ۳۶سال اخیر، استکبار گاه دشمنی با ایران را از زبان و رفتار کشورهای دیگر پیگیری کرده است اما ملت ایران همیشه متوجه بود که این کشورها فریبخورده و آلت دست هستند و دشمن واقعی، همان آمریکا و اسرائیل است.
رهبر انقلاب به تجربهی ناموفق روی کار آمدن برخی گروههای اسلامی در بعضی کشورها اشاره کردند و گفتند: آنها برخلاف ملت ایران، جای دوست و دشمن را اشتباه گرفتند و ضربهاش را نیز خوردند.
حضرت آیتالله خامنهای اتحاد را از دیگر تجربههای قابل انتقال ملت ایران به ملتهای دیگر در موسم حج برشمردند و افزودند: مردم ایران با وجود همهی اختلافهای "عقیدتی، فکری و سیاسی" و تفاوتهای قومیتی، وحدت ملی را حفظ کردهاند و قدر این نعمت الهی را بهخوبی میدانند که این تجربهی گرانقدر باید به دیگر ملتهای مسلمان منتقل شود.
ایشان درگیری داخلی در برخی کشورها را به بهانههای مذهبی، سیاسی و حتی حزبی، نتیجهی قدرناشناسی نعمت وحدت برشمردند و افزودند: خداوند با هیچ ملتی، "قوم و خویشی" ندارد و اگر مردمی قدر اتحاد و همدلی را ندانند خداوند آنها را به بلیّهی اختلاف و درگیری و خونریزی دچار میکند.
حضرت آیتالله خامنهای توطئههای ظالمان جهانی را بر ضد اسلام و ایران و نظام اسلامی یادآورد شدند و افزودند: آنها در واقع نه بر ضد شیعه یا ایران، بلکه بر ضد قرآن توطئه میکنند چرا که میدانند قرآن و اسلام، کانون بیداریبخش ملتهاست.
رهبر انقلاب با استناد به تلاش بیوقفهی مستکبران برای دستیابی به راههای متنوع نفوذ و ضربه زدن به مسلمانان افزودند: به پشتوانهی حمایت بیپایان مالی استکبار، دهها مرکز و کانون فکری و سیاسی در آمریکا، اروپا، فلسطین اشغالی و کشورهای وابسته، در حال مطالعه و بررسی اسلام و شیعه هستند تا راههای مقابله با عوامل بیدارساز و اقتدارآفرین امت اسلامی را شناسایی و عملیاتی کنند.
ایشان افزودند: زورگویان جهانی، ایجاد خشونت و تفرقه به نام اسلام را کاملاً جدی دنبال میکنند و در تلاشند با بدنام کردن دین مبین اسلام، بهجان هم انداختن ملتها و حتی ایجاد درگیری میان یک ملت، امت اسلامی را تضعیف کنند که انتقال تجربیات وحدتبخش و دشمنشناسانهی ملت ایران به دیگر ملتها در ایام حج میتواند این توطئه را خنثی کند.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: البته انتقال تجربیات مفید ملتها به یکدیگر در موسم حج، مخالفانی دارد اما به هر حال باید راه آن را پیدا کرد.
حضرت آیتالله خامنهای در بخش پایانی سخنانشان با اشارهی مجدد به لزوم توجه همزمان به ابعاد فردی و اجتماعی حج، تأکید کردند: مبادا حجاج محترم فرصت بینظیر تنفس در شهر معطّر پیامبر و حضور عبادی و شوقآور در مکهی معظّمه و خانهی خدا را با کار بسیار غلط گشت و گذار در بازار و خرید کالا از دست بدهند و حسرت استفاده نکردن کامل از فرصت بینظیر و نشاط آور حضور در مسجدالحرام و مسجدالنبی را برای همهی عمر بر دل خود بگذارند.
رهبر انقلاب در سخنان خود همچنین، تلاش برای برگزاری حج را از زیباترین و باشکوهترین مسئولیتها خواندند و با تشکر از زحمات مسئولان حج افزودند: همهی توان خود را برای تحقق حجِ مطلوب بهکار گیرید.
پیش از سخنان رهبر معظم انقلاب، حجتالاسلاموالمسلمین قاضیعسکر نمایندهی ولیفقیه و سرپرست زائران ایرانی با تبریک دههی کرامت، شعار حج امسال را «حج، معنویت، بصیرت و همدلی اسلامی» اعلام کرد و گفت: تدوین راهبردهای دهگانه و طرح تعالی حج، ارتقای سطح دانش نیروی انسانی، ارائهی آموزشهای معرفتی برای زائران و روحانیون کاروانها، برگزاری نشستهای علمی و استفاده از ظرفیت زائران و کارگزاران از جمله فعالیتها و رویکردها در برگزاری مراسم حج است.
نمایندهی ولی فقیه و سرپرست زائران ایرانی افزود: حج امسال باید ضمن حفظ عزت و کرامت ملت ایران به کانون وحدت مسلمانان جهان تبدیل شود.
آقای اوحدی رئیس سازمان حج و زیارت نیز با بیان گزارشی از فعالیتهای این سازمان، روانسازی فرایند ثبت نام زائران، اعزام ۶۲درصد زائران با پرواز مستقیم به مدینه، ایجاد تنوع در برنامهی غذایی، تأمین بخش عمدهی اقلام مورد نیاز زائران از داخل کشور، کاهش قیمت تمامشده خدمات و اطلاعرسانی هوشمند را از اقدامات و برنامههای سازمان حج و زیارت برای برگزاری مراسم حج امسال خواند و گفت: پیشبینیهای لازم بهمنظور تشرف ۶۴هزار زائر کشورمان به حج در قالب ۴۵۵کاروان صورت گرفته است.
همچنین رهبر انقلاب پیش از آغاز این دیدار از نمایشگاه عکس و کتاب ویژهی حج بازدید کردند.
تحقق سخنان برخی مسئولین یعنی آغاز فرسایش استقلال و عزت نظام اسلامی
به گزارش بسیج پرس؛ سردار سرلشکر پاسدار محمد علی جعفری در حاشیه جلسه قرارگاه تحول و تعالی سپاه در واکنش به سخنان اخیر برخی از مسوولین اظهار کرد:برخی معتقدند رفتارهای ما باید در چارچوب اراده ی دشمن تنظیم شود و می گویند ما هر طوری که می خواهیم نمی توانیم حرف بزنیم و عمل کنیم؛ چون دیگران در مقابل ما واکنش نشان می دهند!!
وی تصریح کرد: این اولین آثار زیر سؤال بردن عزت نظام و شور و شعور جامعه انقلابی و ملت مقاوم ما است که در اوج قدرت باید بر اساس این دیدگاه، رفتار خود را با عمل دشمن تنظیم کنیم!! و به تعبیری صریح تر این یعنی آغاز فرسایش استقلال و عزت نظام اسلامی و انقلابی ایران.
سرلشکر جعفری در ادامه با بیان اینکه تعالیم اهل بیت علیهم السلام و منش سیاسی حضرت امام (ره) به ما می آموزد باید آزاد، مستقل و قدرتمند، به دستاورد آینده انقلاب، یعنی تمدن اسلامی بیاندیشیم و در مقابل نفوذ و اراده ی دشمنان مستحکم و پایدار ایستادگی کنیم گفت: کسانی که می خواهند با این سخنان مغایر با اصول انقلاب و فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، روزنه های جدیدی را برای نفوذ بیگانگان در کشور بگشایند، بدانند هرگز اجازه ی رشد و پیاده سازی چنین تفکری را نخواهیم داد.
وی همچنین پیرامون سخنانی که تضعیف شورای نگهبان را به دنبال دارد گفت: اینگونه گویش ها که در آن تضعیف ارکان مؤثر انقلاب مثل شورای نگهبان را در پی دارد، خدشه به وحدت ملی و شعار برگزیده ی سال یعنی همدلی و همزبانی است.
فرمانده کل سپاه تأکید کرد: کسانی که از مسیر همین شورا و با بلند نظری و منش غیر جناحی اعضای آن، فرصت ظهور در عرصه ی مدیریت کشور را یافته اند، باید گفتار سنجیده تری داشته باشند.
سرلشکر جعفری با اشاره به سفارش امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه « نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقیده ها به گونه ای غلط عمل کنیم که حزب الله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی خود عدول می کند» اظهار داشت: به مسوولان محترم نظام توصیه می کنیم این سفارش حضرت امام (ره) را مشی خود قرار داده و اجازه ندهند برای جلب رضایت نسبی نظام سلطه و شیطان بزرگ، باورها و ارزش های انقلابی جامعه زیر سوال برده شود.
وی در پایان تأکید کرد: سپاه پاسداران در کنار مردم غیور و با ایمان ایران اسلامی محکم ایستاده است و به برکت این ایستادگی و همدلی و همزبانی، اجازه نفوذ سلطه گران را در هیچ عرصه ای به یاری خدای بزرگ نخواهیم داد.
مأموریت جدید در «خط حزب الله»
پیششمارهی جدید نشریهی «خط حزبالله» -رسانهی مکتوب پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR- به همراه ضمیمه اینفوگرافیک تحلیل ماجرای سوریه منتشر شد.
سخن هفته «ماموریت جدید»، اینفوگرافیک «تحلیل ماجرای سوریه»، شعرخوانی نزار قطری در حسینیه امام خمینی رحمهالله، مطالبهی رهبر معظم انقلاب در حوزه فرهنگ و معرفی کتاب «من زنده ام»، از مهمترین بخشهای پیششمارهی جدید نشریهی خط حزبالله است.
نسخهی PDF نشریه در سه نسخهی تابلوی اعلانات، A4 جهت مطالعه و A3 برای چاپ و تکثیر بر روی سایت KHAMENEI.IR قرار گرفته و عموم امت حزبالله میتوانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئتهای مذهبی و پایگاههای بسیج توزیع کنند.