بیانات مقام معظم رهبری در دانشگاه افسرى امام حسین(ع)
بسماللَّه الرّحمن الرّحیم
صمیمانه تبریک عرض میکنیم به شما جوانان عزیز موفقیتهائى را که در این
عنفوان جوانى به دست آوردهاید - هم به فارغالتحصیلان این دانشگاه
پرافتخار، و هم به جوانانى که امروز سردوشى گرفتند و رسماً در آموزشهاى
پاسدارى شرکت خواهند کرد - و توفیق شما را از خداوند متعال خواستاریم.
مراسم امروز، هم زیبا بود، هم باشکوه بود، هم پرمغز و پرمعنا بود. از
پاسداران عزیز، آزمودگان میدانهاى دشوارِ جهاد فىسبیلاللَّه، همین انتظار
هم هست. امیدوارم روزبهروز توفیقات شما از سوى پروردگار بیشتر باشد.
بقیه سخنرانی درادامه مطلب
سپاه پاسداران در یکى از حساسترین و پیچیده و غامضترین شرائط تاریخ این
کشور متولد شد. آسان هم متولد نشد. از آغاز پیدایش و ولادت این نهاد مبارک،
مسئولیتهاى دشوار بر دوش او قرار گرفت. سرمایهى سپاه در آن روزهاى
آغازین، جز ایمان و انگیزه و شور انقلابى، چیز دیگرى نبود. البته جوانها
صلاحیتهاى گوناگونى داشتند؛ از دانشگاهها آمده بودند، از بعضى از مراکز
نظامى آمده بودند، سابقههاى شخصى و صلاحیتهاى شخصى داشتند؛ اما هیچ
تجربهاى و نیز هیچ ابزارى براى آن میدان دشوار در اختیارشان نبود.
سرمایهى ارزشمندِ گرانقدر آنان، ایمانشان، شور انقلابىشان، آمادگىشان
براى مجاهدت و جانِ بر کف نهادهشان در این میدانِ دشوار بود، و موفق شدند.
هنوز دوران کوتاهى از آغاز حیات سپاه پاسداران نگذشته بود که درگیرىهاى
جدى شروع شد. جوانان مؤمن در اطراف و اکناف کشور یا در خود تهران مواجه
شدند با میدانهاى رزم واقعى. اولین رزمایشهاى سپاه، رزمهاى واقعى بود.
حقیقتاً باید جانهاشان را کف دست میگرفتند و وارد میدان میشدند، و این کار
را کردند.
به برکت همان شور انقلابى، همهى عناصر لازمِ دیگر به دست آمد: تجربه کسب
کردند؛ روح ابتکار در آنها به جوشش در آمد؛ یادگیرى و فراگیرى نسبت به هر
آنچه لازم داشتند، در میان آنها یک غلغلهى علمى و دانائى عظیمى را به وجود
آورد. هرچه لازم داشتند، یاد گرفتند. آنچه که براى میدان رزم معنوى و مادى
آنها لازم بود، آن را با ابتکارِ خودشان به وجود آوردند و در میدانهاى رزم
درخشیدند؛ هم در رزم مرزى با دشمنان مهاجم و متجاوز، هم در رزم جهادىِ
انقلابى در میدانهاى بشدت مغشوش و آمیخته و مبهم درون جامعه؛ و موفق شدند.
جوانان عزیز من! آن مردان صادق و پاکبازى که قاعدهى سپاه را چیدند و پایه
و بنیان این نهاد مبارک را بنا نهادند، یک چنین مردانى بودند. به برکت
اینها بود که سپاه توانست در کشور به عنوان یک نهاد انقلابىِ فعال و مبتکر و
داراى صادرات نیروى انسانى به دیگر دستگاهها، خود را معرفى و تثبیت کند.
در طول این سالهاى متمادى - در این سى و دو سال - به برکت همان قاعدهى
مستحکمى که انسانهاى مؤمن به وجود آورده بودند، سپاه در صحنههاى گوناگون
حضور داشت و درخشید و خوب عمل کرد و تأثیر خودش را در روند حرکت انقلابى و
رو به جلوى این جامعه بروشنى نشان داد. البته بعضى از آنها به فیض شهادت
نائل آمدند، به افتخار شهادت رسیدند و دست یافتند، بسیارى هم بحمداللَّه
زنده ماندند و نقشآفرینى کردند. لیکن مسائل کشور، نیاز کشور به نیروهاى
جهادِ مبتکرانه و پرشور و برخاستهى از بصیرت، روزبهروز رو به افزایش است.
قاعدهى روزبهروز نو شوندهى سپاه باید در همین آموزشگاهها، در همین
دانشگاه و در برخورد با حوادث گوناگون شکل بگیرد. امروز آن قاعده، شما
هستید. شما فرداى سپاه را تشکیل میدهید. شما آن نهالهاى مبارکى هستید که
این بناى مستحکم در دهههاى آینده، در سالهاى آینده، با آزمونهاى گوناگونى
که با آن مواجه خواهد شد، بر شما متکى و از شما ناشى خواهد شد. خودتان را
براى یک چنین رسالت مهم و دشوارى آماده کنید.
اگر پایهها و قواعد در یک نهادى مستحکم و سالم نباشد، بنائى که شکل خواهد
گرفت، اطمینانبخش نخواهد بود. بناى اطمینانبخش سپاه در طول این سالهاى
متمادى، به برکت ایمان و تلاش مجاهدانهى مردانى بود که قاعدهى اصلى سپاه
را آنها بنا نهادند. خداى متعال هم به آنها کمک کرد، میدان دفاع مقدس هم
مرکز آزمون آنها شد، حضور امام و برکات بیانات آن بزرگوار هم همواره چراغ
راه بود؛ لذا توانستند این رسالت را بدرستى ایفاء کنند. شما هم امروز باید
خود را براى ساختن آن آینده آماده کنید.
و من به شما عرض کنم؛ به موازات پیشرفت جامعه، به موازات پیشرفت فنون و
علوم در دنیاى بشرى، و به موازات حرکت تکاملى طبیعى انسان، کار امروز شما
از کار اسلاف خودتان در سى سال قبل، مهمتر، پیچیدهتر، ظریفتر و نیازمندتر
به دقت و ابراز توانائىها و ابتکارهاى ذاتى است. همچنان که امروز انقلاب
ما و نظام برآمدهى از آن انقلاب، نسبت به سى سال قبل در مراتب بسیار
بالاترى قرار دارد، مردان این نظام، مبتکران مجاهد در این نظام و در صفوف
مقدم این نظام هم بایستى به همین نسبت جلوتر باشند، پیشتر باشند؛ عالمتر،
مهذبتر، شجاعتر و بصیرتر از آن گذشتهى پرافتخار باشند. و همین هم هست.
من به شما عرض بکنم؛ امروز جوان مؤمن بصیر ما، به خاطر اوضاع و شرائطى که
در حرکت تاریخى ملت ما و حرکت تاریخى جهان مشاهده میکند، از آن جوانانِ
دوران اول انقلاب جلوتر است. در دوران اول انقلاب، آن کسانى که در میدان
انقلاب جانفشانى میکردند، با انگیزهى ایمان و اعتقاد به آیندهى روشن پیش
میرفتند؛ اما جوانِ امروز آن آینده را دارد در مقابل چشم خود مىبیند.
خداى متعال در مقابل این ملت به وعدهى خود وفا کرد. خداى متعال وعده کرده
است که اگر با ایمان، در میدان سعى و مجاهدت قدم بردارید، به شما کمک
خواهد کرد و به شما نصرت خواهد داد: «ان ینصرکم اللَّه فلا غالب لکم»؛(1)
وقتى خدا به شما کمک برساند و شما را نصرت کند، هیچ قدرتى نمیتواند بر شما
غلبه کند. این وعدهى الهى است؛ این وعده را ملت ما و جوانان امروز ما در
مقابل چشم دارند مىبینند.
امپراتورى نظامى و مالى و تبلیغاتى و سیاسى مسلط بر دنیا - یعنى شیطان
بزرگ، آمریکا - با همهى توان، با همهى آنچه که در چنته داشت، به میدان
نظام جمهورى اسلامى آمد، به میدان انقلاب آمد و خاطرجمع بود که انقلاب را
به زانو در مىآورد. امروز بعد از سى سال، شما نگاه کنید ببینید چه اتفاقى
در دنیا افتاده؛ آنها به زانو درآمدند. سیاست بسیار حساسِ تعیینکنندهى
خاورمیانهاى آمریکا بکلى شکست خورده است؛ این را همه دارند مىبینند و همه
به آن اعتراف میکنند. در فلسطین شکست خوردند. مزدوران و یاران و همپیمانان
نزدیک خود را از دست دادند. یک روز فقط رژیم طاغوتِ فاسدِ پهلوى از دست
آنها رفته بود؛ امروز رژیمهاى دیگرى از دست آنها رفتند یا در شرف از دست
رفتنند؛ بنابراین متزلزلند. امروز آمریکا در منطقهى غربى آسیا - یعنى همین
منطقهى شمال آفریقا و منطقهاى که اسم آن را «خاورمیانه» گذاشتند - منزوى
است. امروز اسلام در این منطقه زنده است. امروز جوانان با شعار اسلامى
وارد میدان میشوند. یک روزى در سى سال پیش، چهل سال پیش، در همین کشورهاى
شمال آفریقا، اگر کسى میخواست از انگیزههاى ملى و انقلابى حرفى بزند، به
شعارهاى چپ متوسل میشد؛ امروز این حرفها دورافتاده است، این حرفها به
زبالهدان تحویل داده شده است. امروز در این منطقه، حرف رائج، سکهى رائج،
سخن قاطع، اسلام است و قرآن. این، کم دستاوردى است؟ این همان چیزى است که
وقتى انقلاب اسلامى پیروز شد، جمهورى اسلامى به نام اسلام و قرآن در این
منطقه پرچم برافراشت، آنها به خودشان لرزیدند. گفتند ممکن است چنین چیزى
پیش بیاید، لذا تلاش کردند که نگذارند؛ اما علىرغم آنها، امروز پیش آمده.
جوانِ امروز ما دارد این را در مقابل خودش مىبیند.
وقتى مادر حضرت موسى، موسى را به آب مىانداخت، خداوند متعال دو وعده به
او داد. فرمود: «انّا رادّوه الیک و جاعلوه من المرسلین»؛(2) او را به تو
برمیگردانیم و او را پیامبر مرسل خودمان قرار میدهیم. به فاصلهى کوتاهى
بچه به مادر برگشت. خداوند میفرماید: «فرددناه الى امّه کى تقرّ عینها و لا
تحزن و لتعلم انّ وعد اللَّه حقّ»؛(3) بچه را به مادر برگرداندیم تا مادر
یقین کند که وعدهى ما وعدهى درستى است. ما دو وعده داده بودیم، این
اوّلىاش؛ پس اى مادر موسى! بدان که وعدهى دومى هم حق است: او پیغمبر
مرسلى است که خواهد آمد و بساط فرعون را به هم خواهد ریخت. خداى متعال بخشى
از وعده را نقد در اختیار مادر موسى گذاشت تا به آن وعدهى نسیه یقین کند.
بخشى که خداى متعال به صورت نقد در اختیار ملت ایران قرار داده، خیلى
بیشتر از اینهاست. کى تصور میکرد جوانان فلسطینى جرأت کنند به نام اسلام
متشکل شوند، به نام اسلام شعار بدهند، به نام اسلام به نیروهاى غاصبِ ظالمِ
بىرحمِ صهیونیست حمله کنند؟ این اتفاق افتاده. در دو هفتهى گذشته، در
«یومالنکبة» جوانها مرزهاى اسرائیل را براى اولْبار بعد از گذشت شصت سال
شکستند. اینها همان «و لتعلم انّ وعد اللَّه حقّ» است. این دارد نشان میدهد
که بدانید وعدهى الهى که فرمود: «لیظهره على الدّین کلّه»(4) - خداى
متعال این دین را، این رسالت را بر همهى فرآوردههاى فکرى و دینى عالم
پیروز خواهد کرد - درست است. خدا دارد این وعدههاى نقد را تحقق میبخشد؛
فقط شرطش این است که من و شما که در این راه سربازان پیشروِ این حرکت در
دوران معاصر بودیم، قدممان را سست نکنیم، حواسمان جاى دیگر نرود.
گناه بزرگ و نابخشودنى آن کسانى که در حرکت عظیم انقلابى ملت ایران به پشت
سر نگاه کردند، به خود نگاه کردند - به شهوات خود، به قدرتطلبىهاى خود -
یادشان رفت که این ملت براى چه انقلاب کرده است و این حرکت معنایش چیست،
این است که پا سست کردند. البته ملت بحمداللَّه از آنها یاد نگرفت و یاد
نخواهد گرفت، اما همهمان باید مواظب باشیم. در این حرکت عظیم شتابان به
سمت جلو، که خداى متعال هم دارد بشائر پیروزى را پىدرپى در مقابل چشم ما
قرار میدهد، باید کسى پا سست نکند.
جوانان عزیز من! شما جزو برگزیدگان این حرکت پیشرو هستید؛ خودتان را آماده
کنید. شما احتیاج به دانش دارید، فرا بگیرید؛ احتیاج به تهذیب نفس دارید،
به آن بپردازید. اگر ما خودمان را تهذیب نکنیم، جلوههاى فریبندهى مادى
دنیا ما را مشغول خواهد کرد. وقتى در بین یک راه، روندگان این راه فراموش
کنند هدفشان چیست، قهوهخانهى سر راه آنها را به خودشان مشغول کند، یادشان
برود کجا میرفتند، خطر بزرگى آنها را تهدید خواهد کرد. مراقب باشید؛ علم،
تهذیب نفس، تجربه، و در محیط نظامى، انضباط. انضباطِ برخاستهى از
انگیزههاى معنوى، یقیناً تأثیر آن از انضباطهاى مقرراتى و صورى بسیار
بیشتر خواهد بود. خوشبختانه امروز نیروهاى مسلح در سازمانهاى مختلف - هم در
ارتش، هم در سپاه، هم در نیروى انتظامى، هم در مجموعهى عظیم بسیج - از
این سرمایهى معنوى برخوردارند. امروز جوانان ما در نیروهاى مسلح به معنا
مىاندیشند؛ و این فرصت بزرگى است و آیندهى بزرگى را نوید میدهد.
پروردگارا! این جوانان عزیز را سربازان حقیقى اسلام و قرآن قرار بده.
پروردگارا! به آنها توفیق تداوم این راه مرحمت بفرما و مشمول دعاى حضرت
بقیةاللَّه قرار بده.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه
1) آل عمران: 160
2) قصص: 7
3) قصص: 13
4) توبه: 33