کشف تعداد زیادی اسلحه از اغتشاشگران / تزریق پول از سوی برخی شیوخ منطقه برای ایجاد ناامنی در ایران
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، حجتالاسلام والمسلمین محمدجعفر منتظری در مراسم تودیع و معارفه دادستان جدید و سابق مرکز استان البرز که ظهر امروز در کرج برگزار شد، اظهار داشت: امنیت موضوع بسیار مهمی است و مانند اکسیژن برای بدن انسان عمل میکند؛ نقش اکسیژن در ادامه حیات برای همه اعضا و جوارح انسان بسیار مهم است و اگر اکسیژن نباشد تمام سیستم اعضا و جوارح انسان از کار میافتد.
دادستان کل کشور با بیان اینکه اگر امنیت باشد در سایه امنیت انسان میتواند آرامش، آسایش و راحتی داشته باشد و رشد و پیشرفت انسان در همه حوزهها مشروط به داشتن امنیت است، بیان کرد: اگر امنیت نباشد هیچکدام از امور به روال خود نیست و جامعه دچار آسیب میشود، بدون امنیت هیچ چیزی قابل تصور نیست.
منتظری با بیان اینکه امنیت برای جامعه حکم اکسیژن دارد، گفت: امن و ایمان از یک خانواده هستند و دو عنصریاند که در زندگی انسان سعادت و خوشبختی انسان در گرو این دو عنصر است، انسان تنها برای دنیا خلق نشده و باید امنیت بعد از مرگ انسان نیز باید تامین شود.
بیشتر بخوانید
وی با بیان اینکه گاهی حوادثی اتفاق میافتد که ناشی از ناامنی است، عنوان کرد: دشمن در 40 سال گذشته همه راهها و توانش را به کار گرفته تا ایمان و امنیت را از ملت ایران بگیرد، اما مردم ایران تسلیم خواستههای دشمن نشدهاند.
دادستان کل کشور با بیان اینکه دشمن تلاش میکند با ناامنی از هرگونه پیشرفت ملت ایران جلوگیری کند، عنوان کرد: کرج و اطراف کرج یکی از نقاطی بود که دشمن روی آن سرمایهگذاری کرده بود.
دادستان کل کشور با بیان اینکه دشمن دستبردار توطئههای خود نیست و تلاش میکند که ملت ایران را از پای درآورد، گفت: راه علاج این کار مذاکره و تعظیم در مقابل دشمن نیست و راه آن مقابله و ایستادگی است، دشمن کور خوانده که فکر کند ملت ایران را از پای درمیآورد، اما تلاش دشمن برای فشار به ایران برای مردم ایجاد زحمت میکند و برای رفع مشکلات باید تدبیر و برنامهریزی حساب شده براساس اصول علمی داشت.
منتظری با بیان اینکه شاخص دیدگاه خوب برنامهریزی خوب است، گفت: ایستادگی در مقابل دشمن با یک استراتژی و برنامه مدون و تدبیر حکیمانه ممکن است، با شعار دادن و حرف زدن هیچ کاری پیش نمیرود و برنامه خوب و عمل به آن سبب رفع مشکلات میشود.
دادستان کل کشور با اشاره به اقتصاد مقاومتی مد نظر مقام معظم رهبری و تاکیدات معظم له بر اقتصاد مقاومتی متذکر شد: مجلس باید در این زمینه قانون بگذارد و مجریان در این چارچوب عمل و اقدام کنند.
وی با بیان اینکه با وجود قرارگاه ستاد اقتصاد مقاومتی نباید این مشکلات در کشور وجود داشته باشد،گفت: ملت ایران در ادوار مختلف نشان داده که هر جا پای کار ایستاده موفق شده و دولت هم هر جا برای مردم و با مردم بوده موفق شده و آنجا که پای مردم به میان میآید همه گرهها گشوده میشود.
دادستان کل کشور با بیان اینکه باید زمینه برای مشارکت مردم در حوزه اقتصادی فراهم شود، تصریح کرد: مشکلات مربوط به واگذاریها یکی از این موضوعات بود که آسیبهایی را به همراه داشت.
منتظری با بیان اینکه دشمن در حال هزینهکرد در کشور است و توسط عوامل نفوذی خود پول خرج میکند تا کشور را ناامن کند، گفت: این پولها از جانب برخی شیوخ عرب برای ایجاد نا امنی در کشور به برخی از عوامل نفوذی تزریق میشود.
وی با بیان اینکه باید مردم از لحاظ موارد امنیتی و اطلاعاتی و توطئههای دشمن آگاه شوند و این کار دستگاه اطلاعاتی و امنیتی است، ادامه داد: تعداد زیادی اسلحه در انواع مختلف از عناصر اغتشاشگر در مدت اخیر کشف شده است.
دادستان کل کشور با بیان اینکه در جریانات اخیر اشرار خیابانها را به میدان جنگ تبدیل کرده بودند، تصریح کرد: بیشترین آسیبهای اخیر به نیروی انتظامی وارد شد و تعداد زیادی از کارکنان ناجا در این حوادث زخمی و شهید شدند.
منتظری با بیان اینکه یک عده از عناصر آشوبگر و جیرهخوار که اسلحه دشمن را دارند افراد را کشته و به پای نظام تمام میکنند و در فضای مجازی و شبکه ماهوارهای جولان میدهند، ادامه داد: مردم باید نسبت به توطئههای دشمن آگاه شوند.
وی با بیان اینکه مردم در اتفاقات اخیر بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری راه خود را از آشوبگران جدا کردند، افزود: احتمال دارد که عناصر خودفروخته در کشور ایجاد ناامنی کنند، لذا دادستانهای کشور باید با افرادی که نظم عمومی را به مخاطره میاندازند و میخواهند ایجاد ناامنی کنند برخورد کرده و اجازه نفس کشیدن ندهند.
دادستان کل کشور با بیان اینکه البرز دارای شرایط مهمی است که باید در احقاق حقوق مردم دادستانها تلاش کافی داشته باشند، گفت: تکریم ارباب رجوع از موضوعات مهمی است که باید اهتمام جدی در مورد آن صورت گیرد.
سرلشکر سلامی از سردار علی فضلی عیادت کرد
در پی بروز عوارض ناشی از مجروحیت و جانبازی که منجر به بستری شدن سردار سرتیپ پاسدار علی فضلی فرمانده دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) در بیمارستان شد، سردار سرلشکر پاسدار حسین سلامی فرمانده کل سپاه عصر امروز(یکشنبه) با حضور در بیمارستان، از وی عیادت کرد.
سرلشکر سلامی درگفت وگو با کادر پزشکی بیمارستان ضمن تقدیر و تشکر از زحمات آنان، از نزدیک در جریان روند اقدامات درمانی و وضعیت سلامتی سردار فضلی قرار گرفت.
بیانات در دیدار دستاندرکاران کنگره ملی بزرگداشت مرحوم آیتالله هادی تألهی
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)
خیلی متشکّریم از برادران همدانی که با همّت والای خودشان الحمدلله دستاندرکار این کار شایسته شدند: بزرگداشت مرحوم آقای تألّهی (رحمة الله علیه). خب شخصیّتهایی مثل آقای تألّهی در همدان یک گوهرهای ناشناختهای هستند که در یک کُنجی قرار گرفتهاند. حالا مردم همدان و جوانهای همدان و حزباللهیهای همدان خیلی از ایشان و مرحوم آقای آقانجفی استفاده میکردند، لکن ظرفیّت استفادهی از این بزرگوران و امثال اینها خیلی بیشتر از اینها است. واقعاً یکی مثل مرحوم آقای آقانجفی یا مثل مرحوم آقای تألّهی در همدان میتوانست منشأ یک حرکات عظیمی باشد.
البتّه همدان همین طور که آقایان اشاره کردند، یک خاک عارفخیز دارد، این جوری است؛ از [قبیل] مرحوم آخوند ملّاحسینقلی همدانی و شاگردهای ایشان و مرحوم آشیخ محمّد بهاری؛ که خود این مرحوم آقا آسیّد علی عرب، شاگرد مرحوم بهاری و جزو شاگردان مرحوم آخوند ملّاحسینقلی همدانی است. البتّه آقای تألّهی درک نکردند اینها را؛ یعنی مرحوم آقای آشیخ محمّد بهاری با اینکه از نجف آمده همدان و در همدان از دنیا رفته و مقبرهی ایشان الان در بهار است، امّا در عین حال -ولادت آقای تألّهی در دههی دوّم قرن چهاردهم است، یعنی ۱۳۱۷ یا ۱۳۱۸ [قمری] باید باشد- ایشان درک نکرده مرحوم آقای بهاری را؛ امّا آن حرکت را، آن سلسله را ایشان درک کرده. یعنی در واقع مرحوم آقای تألّهی بقیّةالسّیف(۲) این سلسلهی عرفای بزرگ همدانی است. و من تعجّب میکنم وقتی میبینم همان روحیه در جوانهای همدانی [هست]. خب شرح حال این شهید عزیزمان -شهید چیتسازیان-(۳) را که انسان نگاه میکند، همان رشحهی عرفانی را آنجا هم انسان ملاحظه میکند، مشاهده میکند؛ یعنی واقعاً این جوری است؛ یک حرکتی در عالَمِ معنا کأنّه به وجود میآید که دل پیر و جوان را میلرزاند و به خودش متوجّه میکند؛ مثل یک عمود نوری -که از آسمان تا زمین ادامه دارد و همین طور هر کسی به قدر صلاحیّتِ خودش، به قدر قابلیّتِ خودش از آن بهرهمند میشود- یک چنین چیزی را انسان مشاهده میکند.
البتّه بنده مرحوم آقای تألّهی را در همدان یک بار به نظرم زیارت کردم؛ با ایشان اُنس و نشست و برخاست و مانند اینها نداشتیم؛ یک بار در یکی از سفرهایی که زمان دوران دفاع مقدّس رفتیم همدان، ایشان را آنجا زیارت کردم؛ لکن این را میدانستیم که جوانهای حزباللهی و مبارز و اینهایی که اهل جبهه و جنگ و میدان جنگ و مانند اینها بودند، با ایشان مأنوس بودند. و چیز عجیبی است: پیرمردی که مثلاً حدود هفتاد [سال] یا بیشتر سنّش است، دوروبرش تمام، این جوانهای علاقهمند و عاشق جبهه و مانند اینها [بودند]. و اینها اقناع میشدند؛ ببینید این مهم است. روحانی خوب، عالم دینی خوب، این جوری است که مثل یک خورشیدی میدرخشد؛ وقتی میآیند نزدیک او، به طور طبیعی نورانی میشوند؛ و ایشان این جور بود. مرحوم آقای آقانجفی هم همین جور؛ ایشان هم همین طور واقعاً نورانی بودند و منوّر میکردند فضا را.
امیدواریم انشاءالله خداوند متعال این برکات را ادامه بدهد. خیلی خوب کردید این کنگره را تشکیل دادید و راه انداختید. بیانات ایشان را و اگر بتوانید، صدای ایشان را -مثلاً فرض کنید جلساتی که ایشان داشتهاند- در اختیار آحاد مردم بگذارید؛ و نصایح ایشان را، درسهای اخلاقی مرحوم آقای تألّهی را در اختیار [مردم] بگذارید، به نظر من خیلی مفید خواهد بود برای کسانی که مطّلع میشوند. و تجلیل از این بزرگواران، تجلیل از دین و اخلاق و عرفان و معنویّت و حقیقت است؛ هر چه از اینها تجلیل کنید، واقعاً از آن معارف حقیقی الهی تجلیل کردهاید که برای کشور ما لازم است. خوشبختانه امروز در سرتاسر کشور، عناصر جوانِ علاقهمندِ فرهنگی، کم نیستند، خیلی زیاد است؛ از وجود اینها باید استفاده بشود، اوّلاً برای در معرض استفاده قرار دادنِ این ذخایر معنوی، و ثانیاً برای نشر [معارف] و تربیت جوانها و تربیت نوجوانها در این صراط مستقیم.
خداوند انشاءالله به شماها توفیق بدهد، درجات آنها را عالی کند؛ شهدای بزرگ این منطقه را انشاءالله خداوند متعال با بزرگان دین و اولیای دین و شهدای صدر اسلام و شهدای کربلا محشور کند؛ ما را هم انَشاءالله خداوند به اینها ملحق کند.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) در ابتدای این دیدار -که در چارچوب دیدارهای دستهجمعی برگزار شد- آقای سیّد عباس صالحی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی)، حجّتالاسلام والمسلمین حبیبالله شعبانی(نمایندهی ولیّ فقیه و امام جمعهی همدان و عضو شورای سیاست گذاری)، و آقای سیّدمحمّدکاظم حجازی (دبیر کنگره) گزارشهایی ارائه کردند. قرار است این کنگره در آذرماه سال جاری در همدان برگزار شود.
۲) باقیمانده، بازمانده
۳) شهید علی چیتسازیان (فرمانده اطّلاعات ـ عملیّات لشکر انصارالحسین)
گزارش تاریخی| ترور آیتالله مفتح و پایان "فرقان"
گروه تاریخ انقلاب خبرگزاری تسنیم - 27 آذر سال 58 بار دیگر گروه فرقان اقدام به ترور یکی از چهرههای موثر انقلاب اسلامی کرد؛ این گروه آیتالله محمد مفتح که از اساتید حوزه و دانشگاه و از مبارزان انقلابی بود، را به شهادت رساند.
ترور آیتالله مفتح از آخرین اقدامات تروریستی گروه فرقان بود، آن زمان نیروهای اطلاعات سپاه برخی از اعضای گروه فرقان را زیر نظر داشتند و عملیات تعقیب و شنود را انجام میدادند. سپاه در این راستا تیمی تشکیل داده بود که فرقانیها را رصد میکردند؛ اما شیوه عملیاتی فرقانیها اینگونه بود که شب تصمیم میگرفتند و صبح اجرا میکردند و اینگونه نبود که از مدتها پیش کار شناسایی و طراحی انجام بدهند.
به اعتقاد مسئولان امنیتی کشور در ابتدای انقلاب دلیل سرعت عمل گروه فرقان این نبود که آنان در انجام عملیاتهای تروریستی افراد بامهارتی بودند، بلکه در ماههای ابتدایی انقلاب سیستم امنیتی و دفاعی کشور به هم ریخته بود و مسئولان و عناصر کلیدی انقلاب محافظ نداشتند. فضای انقلابی و روحیه شهادتطلبی مسئولان نیز اجازه نمیداد که به فکر محافظ باشند. از این رو به راحتی میتوانستند مسئولان و شخصیتها را ترور کنند.
ترور آیتالله مفتح موجب شد که نیروهای امنیتی، اطلاعات جدیدی از اعضای گروه فرقان به دست آورند و ضربه به این گروه تروریستی را سرعت بدهند. تا پیش از آن برخی از خانههای تیمی گروه فرقان شناسایی شده بود و مشخص نشده بود که افراد اصلی گروه در کدام یک از خانهها هستند. این اطلاعات نیز از تعقیب و مراقبت شناسایی خانههای تیمی به دست آمده بود.
اطلاعات سپاه حتی یک فرد نفوذی هم در بین فرقانیها داشت، اما نتوانسته بود در رده مدیریت بالای فرقان و شورای تصمیمگیری نفوذ کند. این عامل نفوذی از خرداد سال 58 وارد گروه شده بود و به لحاظ امنیتی از خرداد تا آذر ماه همان سال، مدت زمانی کمی برای کاشت و ثمر دادن یک عامل نفوذی است.
محسن رضایی مسئول وقت واحد اطلاعات سپاه در خصوص دلیل تاخیر در ضربه زدن به گروه فرقان میگوید: «ما برمبنای سابقه کار چریکی در دوره قبل از انقلاب میدانستیم اگر در آنها هوشیاری به وجود بیاید، همه سرنخها نابود میشود و از این به بعد، شناسایی و یافتن بقیه افراد آن کار سختی است. در مورد فرقان نیز چون مطمئن نبودیم میتوانیم گودرزی رهبر گروه را دستگیر کنیم، لذا زمان را طول دادیم تا حتماً بتوانیم به سران و کادر فرماندهی فرقان دست پیدا کنیم. همین نکته سبب تردید در حمله به خانههای تیمی فرقان شد.»
پس از شهادت آیتالله مفتح نیروهای اطلاعات سپاه به این نتیجه رسیدند که به خانههای تیمی گروه فرقان ضربه بزنند. بدین منظور به 11 خانه تیمی حمله شد و نزدیک به 50 نفر از اعضای گروه فرقان دستگیر شدند. اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان نیز در یکی از حملهها دستگیر شد. در حمله نیروهای اطلاعاتی به یکی از خانههای تیمی، اکبر گودرزی دستگیر شده بود. وقتی گودرزی دستگیر شد، نیروهای اطلاعاتی نفس راحتی کشیدند و عملاً راس تشکیلات از هم پاشیده شد.
اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان بود که در 48 ساعت اول دستگیری بدون هیچ مقاومتی تمامی اطلاعات گروه را اعلام کرد
در حملهای که به 11 خانه تیمی انجام گرفت علاوه بر گودرزی، عباس نصیری قاتل شهید مطهری هم دستگیر شد. رسول گیاهی از اعضای اصلی گروه نیز در تعقیب و مراقبت کشته شد.
در عملیاتی که به عملیات حمله به 11 خانه فرقان معروف شد و اسم رمزش یا زهرا (س) بود، نیروهای سپاه تلفاتی نداشتند. در حالی که در تمامی خانهها اسلحه، نارنجک، مواد منفجره و تجهیزات دیگر وجود داشت.
اکبر گودرزی در 48 ساعت اول دستگیری اعتراف کرد و اطلاعات زیادی را در اختیار نیروهای اطلاعات سپاه قرار داد. دیگر افراد گروه نیز اطلاعات بسیاری را لو دادند. محسن رضایی میگوید: «وقتی یکی از دوستان گودرزی نمیبرید و حرف نمیزد، او را با آقای گودرزی روبرو میکردیم... گودرزی بهشان میگفت که من خودم همه اطلاعات را دادهام؛ شما چرا مقاومت میکنید؟ شما هم اطلاعات خود را بدهید. بالاخره با یک زبانی با آنها گفتگو میکرد و آنها هم اطلاعات را میدادند.»
در 48 ساعت اول ضربه به فرقان، تمامی نیروهای اطلاعات سپاه شبانهروز آنان را بازجویی کردند که تا سایر اعضای گروه را دستگیر و مانع از انجام اقدام تروریستی دیگری از سوی این گروه شوند.
سازمان که برنامه ترور شخصیتهای دیگری را در دست داشت در زمستان سال 58 مورد ضربه اطلاعاتی و عملیاتی سپاه قرار گرفت. هرچند پس از آن برخی دیگر از شخصیتها در بیرون از تهران و در تهران آیتالله خامنهای ترور شد، اما بسیاری معتقدند که برخی از ترورها از جمله ترور آیتالله خامنهای توسط سازمان مجاهدین خلق (منافقین) انجام گرفته است و تنها از اسم فرقان استفاده شده است.
خانهدار و پرافتخار
در نگاه حضرت آیتالله خامنهای نقشآفرینیِ زن در خانواده، نقشی بیبدیل است که هیچ کس غیر از زنان قادر به انجامش نیست. برای همین خانهداری، در نگاه ایشان شغل «حساس و آیندهساز» است:
«اگر ما به خانهداری به چشم حقارت نگاه کنیم، این میشود گناه. خانهداری یک شغل است؛ شغل بزرگ، شغل مهم، شغل حساس، شغل آیندهساز. ۱۳۹۲/۰۲/۱۱»
بخش زن، خانواده و سبک زندگی KHAMENEI.IR (ریحانه) بر اساس بیانات فوق، لوح «خانهدار و پرافتخار» را منتشر میکند.
روحانی؛ فداکار؛ روشنفکر
شهید محمد مفتح از روحانیون مبارز و روشنفکری بود که در جریان مبارزات انقلاب اسلامی به تبیین فکری نهضت مشغول بود. از خصوصیات ایشان آگاهی به نیازهای زمان و قدرت ارتباط گیری با نسل جوان و دانشجو بود. ایشان بعد از انقلاب، سرپرستی دانشکده الهیات دانشگاه تهران را عهدهدار شد و در ۲۷ آذر ۱۳۵۸ به دست گروه منحرف فرقان به شهادت رسید، به همین دلیل این روز را روز «وحدت حوزه و دانشگاه» نامیدند. به همین مناسبت بخش فقه و معارف پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR گزیدهای از بیانات حضرت آیتالله خامنهای دربارهی شهید مفتح را مرور میکند. از سال ۳۷ در قم با شهید مفتح آشنا شدم
شهید مفتح یکی از مظاهر آن فرهنگی بود که اسلام را در مرحلهی عمل، به فردها و زاویهها و خلوتها محدود نمیکرد و در مرحلهی معرفت و تحصیل به حوزهها و مسجدها، اسلام را با همان شؤون و همهجانبگیاش در اعتقاد و عمل، در معرفت و تحقق میفهمید و به دنبال او تلاش میکرد. بنده از وقتی رفتم قم و شهید مفتح را شناختم، که البته آن وقت ایشان جزو فضلا بودند، سال سیوهفت، من تازه از مشهد رفته بودم. یکی از چهرههای فاضل و برجسته بود و یکی از روحانیون متجدد بود. یعنی جزو کسانی بود که معتقد بود، حوزهی علمیه باید این حصاری را که به دور خودش کشیده، باز کند. هم راه بدهد، هم راه بیاید، هم بر ابعاد بینش جهانی خودش بیفزاید، دنیا را بشناسد، دانشها را، دانشمندها را، جریانها را، مسائل سیاسی را، مسائل فرهنگی نوین را، چیزهایی را که در میان آنها دشمنهای ما و دشمنیهای ما و دوستها و دوستیهای با ما را وجود دارند، اینها را بداند.
بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح ۱۳۶۴/۰۹/۲۶ شهید مفتح برای یافتن آفاق جدید زندگی در قرآن و اسلام مبارزه میکرد
[شهید مفتح] معتقد به مبارزه بود. آن روزها هنوز مبارزهی سیاسی قوی و عمیقی در حوزه نبود. و انقلاب و نهضت روحانیت هنوز شروع نشده بود، اما مبارزهی برای گسترش فکر اسلامی و مبارزه برای پیدا کردن مفاهیم جدید در اسلام وجود داشت. مبارزه بود، این هم یک مبارزه بود. چون یک عدهای با همین هم مخالفت میکردند، چه در داخل حوزهها و چه در بیرون از حوزهها، واقعاً یکی از دشوارترین مبارزهها همین بود که اسلامشناسان، آگاهان به معارف الهی و قرآنی گفتگو کنند تا آفاق جدید زندگی را، تا جهاد را، تا سیاست را، تا جامعه را، تا نظام اجتماعی را، تا انسان را و زندگی انسان را در قرآن و در اسلام پیدا کنند. و این چیزی بود که آن روز متخصصین فرهنگ دین و معرفت دینی به آن اهتمام زیادی نداشتند. یک عدهای تلاش میکردند و این افکار جدیدی را که در دنیای اسلام مطرح شده بود، آنها را یاد بگیرند و در قرآن جستجو کنند. و روایح زندگیبخش قرآنی را درک کنند. یک عدهای با این مخالفت میکردند، هم در بیرون از حوزهها، آن درسهایی که با بیداری روحانیت و بیداری پرچمداران دین و فقه مخالف بودند، هم در داخل حوزهها، آن کسانی که دیدگاههای وسیعی آنچنانکه شایستهی معرفت اسلامی بود نداشتند. پیشروان این حرکت، همین عدهی معدودی بودند که اسم آنها در صدر سلسلهی شهدای انقلاب ما هم به صورت افتخارآمیزی ثبت و ضبط است. البته علمای بزرگ اسلام و آگاهان از معارف عمیق اسلامی هیچ وقت غافل از معارف انسانساز و جامعهساز و جهانساز اسلام نبودند.
بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح ۱۳۶۴/۰۹/۲۶ شهید مفتح از پیشروترین عناصر روشنفکری انقلابی حوزهها بود
حوزهها علیرغم وجود یک چنین مشعلداران روشنگریها و روشنفکریهای اسلامی [مانند آیتالله بروجردی، علامه طباطبایی، امام خمینی و...]، در آن سطحی و حدی که مناسب زمان بود در زمینههای روشنفکری واقعاً نبودند. یک عدهای بودند افراد فاضل، مؤمن، روشنبین، آگاه، جوان، فعال، نترس، با محرومیتهای خاص حوزه بساز و از خیلی چیزها پرهیزنکن که خیلیها پرهیز میکردند. و اینها در حقیقت پیشروان حقیقی حرکت فکری جدید حوزهاند. این شهدای عزیزی که ما از اوّل انقلاب تا حالا داریم جزو اینهایند. مرحوم شهید مفتح از این جمله است ، شگفتا که پیشروترین عناصر روشنفکری انقلابی حوزهها اولین شهدای هنگام به ثمر رسیدن این انقلاب را هم تشکیل دادند و این نشانهی صداقت این دلها و زبانها و حقانیت این راه است.
بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح ۱۳۶۴/۰۹/۲۶ شهید مفتح از سخنرانان پرشور و روشنفکر در دوران مبارزات بود
مرحوم مفتح هنگامی که نهضت روحانیت و نهضت اسلامی شروع شد و مبارزات حادّ روحانیت در سالهای چهلویک، چهلودو و بعد از آن یکی از روحانیون با نام و نشان که عملاً در صحنههای مبارزه بود و با سخنرانی و بیان حقایق تلاش خودش را به صورت خیلی قوی ابراز میکرد، مرحوم مفتح بود. ایشان منبر گرم و گیرائی هم داشتند ظاهراً من ندیده بودم، آن وقتها مسافرت میکردم، آبادان میرفتم که جای حساسی بود و دستگاه هم روی آن جاها خیلی حساس بود و جاهای دیگر مسافرت میکردم، تهران هم که بودند یا میآمدند سخنرانی میکردند. یکی از آن گویندگان پرشور فاضل روشنفکر و آگاه به مسائل اسلام و انقلاب، یک چنین عنصری بود از ابعاد کار انقلابی و کار مبارزی.
بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح ۱۳۶۴/۰۹/۲۶ شهید مفتح با افکار ضداسلامی در دانشکده الهیات مقابله میکرد
در دانشکدهی الهیات حضور این شهید عزیز [شهید مفتح] در دوران اختناق یک حضور بسیار بابرکتی بود. هم از نظر رشد و اشاعهی تفکرات اسلامی عمیق و جدید، هم از لحاظ مقابلهی با امواج خنثیسازی حرکت دانشکدهی الهیات، در خود این دانشکده یک امواج ضد اسلامی وجود داشت. شاید به عمد مراکز فکری ضد اسلامی در اینجا کاشته شده بود، بوجود آورده شده بود. برای اینکه از داخل خود دانشکدهی الهیات که دانشکدهای برای ساختن عالم ضد الهی یا لااقل کماعتقاد به الهیات بیرون بیاید، اینکار شده بود و وجود داشت. بنده همان وقت هم باور نمیکردم که حضور بعضی از اساتیدی که جزو پایگاههای الحاد، از لحاظ فکری شمرده میشدند در دانشکدهی الهیات یک چیز تصادفی باشد. به نظر من یک چیز تعمدی میآمد. و این یک واقعیتی بود که آن روز وجود داشت.
بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح ۱۳۶۴/۰۹/۲۶ شهید مفتح مقابل اهانت برخی اساتید به مسائل اعتقادی اسلام برخورد شدید میکرد
مرحوم شهید مفتح و همچنین شهید مطهری جزو کسانی بودند که ملجأ و ملاز جوانهای دانشجوی مسلمان بودند. آن کسانی که میخواستند واقعاً اسلامی باشند، اسلامی بیاندیشند، اسلام را یاد بگیرند، الهیات را بفهمند، و آن چیزی که فرض میشد که دانشکدهی الهیات برای آن بوجود آمده، آن بشوند، این دو شهید عزیز سالیان متمادی اینجا ملجأ بودند، و تحرک داشتند، و مخصوصاً مرحوم شهید مفتح خیلی هم بیپروا که مرحوم مطهری برای من نقل میکردند از برخورد شدید ستیزهآمیز بعضی از اساتید با ایشان و ایشان با بعضی از اساتید اینجا به مناسبت همین مسائل بنیانی فکری و اعتقادی و اینکه اینجا اهانت میشد به بعضی از مقدسات حتی بوسیلهی همان کسانی که به گمان من تعمّد بود در گذاشتن اینها، و این شهید عزیز بیمهابا و بدون رعایت بعضی از ملاحظات و با کنار گذاشتن آن متانت ظاهریای که یک استاد برای خودش قائل است، برخورد کرده بود و در مقابل آن مسائل ایستاده بود. یک چنین شخصیت انصافاً همهجانبهای بود، این عزیز بزرگوارمان.
بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح ۱۳۶۴/۰۹/۲۶ شهید مفتح حلقه وصلی میان دانشجویان و روحانیون بود
مرحوم شهید مفتّح علاوه بر این که یک روحانی برجسته و فداکار و روشنفکر و آشنای به نیاز زمان بود، خصوصیتی داشت که در تعداد معدودی از فضلای آن زمان این خصوصیت دیده میشد. آن، قدرت ارتباطگیری با نسل جوان و دانشجویان و کسانی بود که مایل بودند پیام دین را با زبان روز از یک روحانی و یک عالم به دین بشنوند. لذا هم در دوران قبل از انقلاب و هم بعد از پیروزی انقلاب، میدان کار این مرد روحانی بزرگوار، غالباً منطقه جوانان - بخصوص دانشجویان - بود؛ هم در مساجدی که ایشان حضور پیدا میکرد و هم در سخنرانیهایی که در محیط کار و شغل معمولی خود داشت. تصادفی هم نیست که روز اتّحاد دانشجو و روحانی، یا حوزه و دانشگاه، روز شهادت ایشان قرار داده شد؛ چون انصافاً حلقه وصلی بود که متناسب با چنین خصوصیتی مینمود. خدای متعال پاداش این شهید عزیز را داد، و آن شهادت بود. شهادت پاداش بزرگ و اجر عظیمی است و خدای متعال بندگان صالح خود - از جمله این بنده صالح - را از این اجر محروم نکرد. امیدواریم که درجاتش روز به روز عالی باشد.
بیانات در خطبههای نمازجمعه ۱۳۷۸/۰۹/۲۶ هفتهی «وحدت حوزه و دانشگاه» یکی از برکات شهادت شهید مفتح است
شهید مفتح کمنمود و کمتظاهر اما پرحضور و پرتحرک بود. اسمش کمتر برده میشد اما آثارش خیلی جاها بود. یکی از آنها دانشگاه بود و یکی از آنها حوزه. آنها که یاد آن عزیز را گرامی داشتند و با او انس گرفتند میدانند که حضور شهید مفتح در سالهای تاریک اختناق در پایگاههای مقاومت و معرفت و فرهنگ انقلابی، یعنی مساجد، یک حضور نمایان و کمنظیر بود، هر جا او بود پایگاه بود. همان وقتها مسجد قبا معروف بود، مسجد جاوید معروف بود، که آثار شهید مفتح بود. اسم خود این عزیز کمتر آورده میشد. با اینکه آنها از برکات او بودند. حالا هم همانجور است، هفتهی «وحدت حوزه و دانشگاه» معروف است. مفتح لابلای یادهای این هفته گم میشود، یادش فراموش میشود. این جزو افتخارات اوست که آثارش از اظهاراتش از منیتهایش همیشه بیشتر و مشهودتر بوده است.
بیانات در مراسم سالگرد شهادت دکتر مفتح ۱۳۶۴/۰۹/۲۶
فرصت زندگی/برای افزایش حسنات وعذرخواهی از گناهان/مقام معظم رهبری
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین.
اَخبَرَنَا ابنُ مَخلَدٍ قالَ: اَخبَرَنا اَبو عُمَرَ قالَ: حَدَّثَنَا الحارِثُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ اَبی اُسامَةَ التَّمیمیُّ قالَ: حَدَّثَنَا الوَاقِدِیُّ مُحَمَّدُ بنُ عُمَرَ قالَ: حَدَّثَنا عَبدُ اللّهِ بنُ جَعفَرٍ الزُّهریُّ، عَن یَزیدَ بنِ الهادِ، عَن هِندٍ بِنتِ الحَارِثِ الفِراسیَّةِ، عَن اُمِّ الفَضلِ قالَت: دَخَلَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) عَلى رَجُلٍ یَعودُهُ وَ هُوَ شاکٍ فَتَمَنَّى المَوتَ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ): لا تَتَمَنَّ المَوتَ فَاِنَّکَ اِن تَکُ مُحسِناً تَزدَد اِحساناً اِلى اِحسانِکَ وَ اِن تَکُ مُسیئاً فَتُؤَخَّرُ تُستَعتَبُ فَلا تَمَنَّوُا المَوت.(۱)
عن اُم الفَضل، قالت: دَخَلَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) عَلى رَجُلٍ یَعودُهُ وَ هُوَ شاکٍ فَتَمَنَّى المَوتَ
پیغمبر به عنوان عیادت رفتند سراغ یکی از مسلمانها که مریض بود و شکایت داشت؛ لابد دردی، مشکلی، چیزی داشته. به پیغمبر گفت: «آقا! دلم میخواهد زودتر مرگم فرا برسد».
فَقالَ رَسولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ): لا تَتَمَنَّ المَوتَ فَاِنَّکَ اِن تَکُ مُحسِناً تَزدَد اِحساناً اِلى اِحسانِک
[پیغمبر فرمود:] آرزوی مرگ نکنید، دعا برای مرگِ خودتان نکنید؛ اگر شما آدمِ خوبی هستید، وقتی [شما] انشاءالله چند سال دیگر و جوانهایتان انشاءاﷲ شصت هفتاد سالِ دیگر زنده ماندید، طبعاً بر احسانِ خودتان خواهید افزود، کفهی حسنات خودتان را سنگین خواهید کرد. اگر این زندگیِ طولانی زحماتی دارد، مشکلاتی دارد، خطراتی دارد، این حُسن را هم دارد که اگر انسان اهل احسان باشد، اهل تقوا باشد، کفهی حسنات خودش را روزبهروز افزایش میدهد.
وَ اِن تَکُ مُسیئاً فَتُؤَخَّرُ تُستَعتَبُ فَلا تَمَنَّوُا المَوت
آمدیم و شما گناهکاری و مسلِم نیستی؛ اجلِ تو را عقب میاندازند تا تو عذرخواهی کنی. تُستَعتَب، یعنی همین که در دعاها هست: لَکَ العُتبیٰ؛(۲) عذرخواهی کردن، معذرتخواهی کردن. عمرت به تأخیر میافتد و این فرصت وجود دارد که انسان عذرخواهی کند. پس بنابراین، فرصتِ حیات فرصتِ خوبی است؛ مرگ را آرزو نکنید!
۱) امالی طوسی، مجلس سیزدهم، ص ۳۸۵؛ «امّ فضل میگوید: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به نزد مردی رفت تا از او عیادت کند؛ او از بیماری شکایت داشت و آرزوی مرگ میکرد. رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به او فرمود: آرزوی مرگ نکن؛ زیرا اگر نیکوکار باشی، [با زنده بودن] نیکیای به نیکیهایت افزوده میشود و اگر گناهکار باشی فرصت مییابی از گناهانت عذرخواهی کنی؛ پس آرزوی مرگ نکنید.
۲) من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۹۱