شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس
شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس

فلسفه حضور ایران در سوریه؛ از نبرد علیه فتنه داعش تا حفظ امنیت مردم

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

فلسفه حضور ایران در سوریه؛ از نبرد علیه فتنه داعش تا حفظ امنیت مردم

 با سقوط دولت سوریه به دست مهاجمین مسلّح، سؤالات و ابهامات زیادی ایجاد شد. دشمنان محور مقاومت که از سال‌ها پیش، به طور مستمر و سنگین، درباره‌ی حضور ایران در سوریه مشغول عملیّات روانی و رسانه‌ای بودند، فضای جدید را برای ورود به مرحله‌ی تازه‌ای از این عملیّات روانی و رسانه‌ای مهیّا دیدند و انواع و اقسام شبهات و اکاذیب ریز و درشت را به طور گسترده درباره‌ی محور مقاومت، حضور ایران در سوریه، چرایی و چگونگی این سقوط و موضوعات مشابه دیگر مطرح کردند.

رهبر معظّم انقلاب اسلامی چهارشنبه‌ی هفته‌ی گذشته در یک سخنرانی مهم درباره‌ی وقایع سوریه، «آنچه واقع شده و احیاناً سعی میشود از چشمها مخفی بماند» را تبیین کرده و در ادامه «وضع خودمان، حرکت خودمان، حرکت منطقه، آینده‌‌ی منطقه» را نیز ترسیم کردند.

در همین راستا، رسانه‌ی KHAMENEI.IR در گفت‌وگو با دکتر علی‌اکبر احمدیان، دبیر شورای عالی امنیّت ملّی، به بررسی جزئی‌تر پرونده‌ی حضور مستشاری ایران در سوریه پرداخته است. منطق حضور و پیش‌شرط‌های آن، چرایی کاهش حضور ایران در سوریه‌ی پساداعش، تفاوت‌های داعش و مسلّحین حاکم بر سوریه، نحوه‌ی برخورد ایران با این مسلّحین در سال‌های گذشته و نوع نگاه به آن‌ها، چرایی عدم مداخله‌ی نظامی ایران در وقایع اخیر سوریه و بالاخره تأثیر این وقایع بر محور مقاومت و پشتیبانی از آن، از جمله‌ی موضوعاتی است که در این گفت‌وگوی تفصیلی به آن پرداخته شده است.


* بن‌مایه‌ی نظری نگاه جمهوری اسلامی و به تبع آن مجموعه‌های امنیّتی کشور ــ که نقطه‌ی همگرایی همه‌ی آن‌ها دبیرخانه‌ی شورای عالی امنیّت ملّی است ــ به مقوله‌ی «امنیّت ملّی» چیست؟

* از نظر ما، مردم ستون امنیّت ملّی هستند. انقلاب اسلامی با مردم پیروز گرفت، با مردم ایجاد شد و با مردم باقی ماند. همه‌ی نظریّاتی که حول‌وحوش مسئله‌ی «امنیّت ملّی» مطرح می‌شود، ذیل ستون مردم است. «مردم» هم که عرض می‌کنم، یعنی همه‌ی مردم؛ چون همه‌ی مردم انقلاب کردند. این تصوّر که فکر کنیم یک گروه خاصّی در کشور انقلاب کردند، تصوّر درستی نیست. بله، در کارهای مختلف، سهم‌ها متفاوت بوده است ــ در یک جایی یکی سهم بیشتری داشته است، در یک جای دیگری کس دیگری سهم بیشتری داشته است ــ امّا همه‌ی ملّت ایران انقلاب کردند.


این دیدگاه هم در مبانی نظری و مواضع عملی رهبر انقلاب ریشه دارد. همین دو سه سال پیش بود که ایشان فرمودند جمهوری اسلامی بدون مردم معنا ندارد و بدون مردم هیچ است. (۱) این انقلاب از اوّل بنایش را بر این گذاشت که با مردم حرکت کند، قدرتش را در حضور مردم ببیند، قدرت مردم را قدرت خودش ببیند. به تعبیر حضرت آقا، «مردم‌سالاری دینی» یعنی اینکه بر اساس اسلام، «مردم»، سالار جامعه و امور خویش هستند(۲) و انقلاب این صدا را در دنیا هم بلند کرد. لذا هر جایی هم که انقلاب اسلامی رفته، شاخصه‌اش این است که مردم بالا آمدند، نه یک فرد.


در مورد سوریه هم اگر یک بحث‌هایی راجع به این موضوع می‌شود، مسئله این است که دولت سوریه را ما بالا نیاوردیم؛ دولت خاندان اسد قبل از ما بود، محکم هم بود و به دلیل وجه اشتراک بزرگ و ستودنی در سازش‌ناپذیری با رژیم صهیونیستی و مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل، یک تعاملاتی با هم داشتیم و حمایت متقابل داشتیم.


دوّمین نکته‌ی مهم که ما رعایت می‌کنیم، نظریّه‌ی رهبر معظّم انقلاب مبنی بر «آرمان‌گرایی واقع‌بینانه» است. ایشان در برابر دوگانه‌ی رایج «آرمان‌گرایی» یا «واقع‌بینی»، این نظریّه را مطرح فرمودند و تأکید کردند که آرمان‌گرایی بدون واقع‌بینی توهّم است و واقع‌بینی بدون آرمان هم روزمرّگی است. (۳)


* در یک دهه‌ی اخیر و با شدّت گرفتن رشد گروه‌های تروریستی در منطقه، جمهوری اسلامی ایران هم برای انجام عملیّات نظامی ضدّتروریستی، اقدام به حضور مستقیم نظامی یا مستشاری در خارج از مرزهای رسمی کشور کرده است. حضور نظامی و مستشاری ایران طبعاً تابع اصول و ضوابط خاصّی است. این ضوابط چیست؟

* حضور جمهوری اسلامی ایران در هر جایی، حتّی آنجا که این حضور منشأ آرمانی داشته است، تابع یک اصولی بوده است. استثنائاً ممکن است یک جایی خطایی هم شده باشد، امّا مبنا همواره این اصولی بوده که ذکر می‌کنم:


اصل اوّل دفاع قاطعانه از کشور، مردم و منافع ملّی، در برابر بیگانه است. در این اصل، هیچ‌گاه تردیدی نبوده است. این دشمن چه آمریکا بوده است، چه اسرائیل، چه کشور کوچکی بوده است، چه یک همسایه، این اصل همواره مبنای عمل بوده.


اصل مهمّ دیگر اینکه آغازگر تهاجم به هیچ کس نبوده است. رهبر معظّم انقلاب واقعاً به این اصل مقیّد بوده‌اند. خیلی اوقات، دیگران موردی را تا پای تصمیم آورده‌اند امّا وقتی به سطح رهبری رسیده است، ایشان مانع شده‌اند و کم‌کم به سایر مسئولان هم این را آموخته‌اند.


اصل سوّم عدم دخالت در امور سایر کشورها است. انقلاب اسلامی با همه‌ی شعارهای آرمان‌گرایانه‌ و بعضاً دارای جنبه‌ی جهان‌وطنی‌ای که دارد، امّا در هیچ کشوری به واسطه‌ی آن آرمان‌ها یا حتّی به خاطر منافع ملّی دخالت نکرده است ــ که این مصداق همان واقع‌بینی است ــ مگر با سه شرط:

اوّل اینکه باید دولت رسمی آنجا رسماً درخواست کرده باشد. هم در سوریه، هم در عراق، ما برای حضور، درخواست رسمی دولت وقت این دو کشور را داشتیم. به عنوان نمونه، اگر یادتان باشد، در ماجرای ترور و شهادت شهید سلیمانی، نخست‌وزیر عراق گفت که ایشان را من به عراق دعوت کرده بودم. در زمان حضور ما در مقابله با فتنه داعش، آقای مالکی (نخست‌وزیر وقت این کشور) از ما برای مقابله با داعش درخواست کرد. بنابراین، درخواست رسمی حتماً از لوازم بوده است.

دوّم، عدم تقابل با مردم است. هر کسی ما را دعوت کند که امروز برویم آنجا مثلاً به نفع او با مردمِ آنجا درگیر بشویم، حتماً چنین کاری نخواهیم کرد و این از اصولی است که به آن دقّت می‌شود.

سوّم، وجود منافع یا آرمان قطعی است. در آنجا، ما یا باید یک منافع ملّی قطعی داشته باشیم یا یک آرمان قاطع؛ مثلاً «دفاع از مظلوم» که از آرمان‌ها و اصول ما است. اگر یک ملّتی مورد ظلم قرار بگیرد و در کنارش دو شرط دیگری که عرض کردم وجود داشته باشد، دلیلی ندارد ما ورود نکنیم، چون تکلیف دینی و انسانی بر گردن ما می‌آید. البتّه یک وقت دفاع از مظلوم ممکن نیست، که در این صورت کاری نمی‌توانیم بکنیم و تنها با زبانمان برائت می‌جوییم؛ امّا یک وقت شرایط فراهم است و مردم مورد ظلم قرار گرفته‌اند و دولتش هم کمک می‌خواهد در اینجا دلیلی وجود ندارد که ما کمک نکنیم، آن‌هم با رعایت اصل کمک، نه جایگزینی؛ یعنی باید خود آن ملّت مبارزه کند و در میدان باشد تا ما هم به آن‌ها کمک کنیم.


* روابط نظامی و امنیّتی ایران و سوریه محدود به یک دهه‌ی اخیر نبوده است. فلسفه‌ی این روابط و همچنین دلیل حضور ایران در سوریه و بعد، علّت کاهش حضور نظامی ایران چه بوده است؟

* از زمانی که دولت سوریه در زمان حافظ‌اسد، صادقانه از انقلاب اسلامی حمایت کرد و در جنگ، با وجود آنکه حزب حاکم بر عراق هم حزب بعث بود، باز هم از ما حمایت قاطع کرد، تعاملات رسمی و میدانی را گسترش دادیم. یکی از دلایل نزدیکی سوریه به ایران هم این بود که مصر و اردن با رژیم صهیونیستی سازش کرده بودند، امّا سوریه زیر بار این سازش نرفته بود و لذا احساس نوعی تنهایی و خطر می‌کرد.


امّا از طرفی نظام حکمرانی در سوریه مثل بقیّه‌ی نظام‌های عربی منطقه بود. وجه مثبت و متمایز خاندان اسد این بود که انصافاً در برابر همه‌ی فشارهای بین‌المللی، منطقه‌ای، دوستان، آشنایان، دشمنان، از مسئله‌ی مقاومت در برابر اسرائیل و دفاع از حقوق مردم فلسطین کوتاه نیامدند. اگر اندکی کوتاه آمده بودند، با هیچ کدام از این حوادث مواجه نمی‌شدند و لذا همه‌ی آنچه اتّفاق افتاد تاوان آن مقاومت بود. امّا ضمن ضدّصهیونیستی بودن نظام، رفتارهای ناپسندیده‌ای در بخشی از سیستم موجود در دولت سوریه با مردم آن کشور به چشم می‌خورد و این‌ها یک شکافی را بین دولت و بخشی از مردم سوریه به وجود آورده بود. بخشی از مردم، واقعاً نظام را می‌خواستند، امّا بخش‌هایی هم نه؛ نظراتی داشتند، مخالفت‌هایی داشتند که این‌هم باز از دوره‌ی حضور جمهوری اسلامی ایران شروع نشده. از طرفی، بین دولت حافظ‌اسد با بعضی جریانات فکری موجود در جهان اسلام، از جمله اخوان‌المسلمین، یک چالش بسیار قدیمی وجود داشت و مجادلاتی با هم داشتند. جمهوری اسلامی ایران از ابتدا، از زمان حافظ‌اسد، مرتّباً توصیه و تلاشش این بود که آنجا را به سمت همگرایی اجتماعی و مردمی هدایت کند. دلیلش هم این بود که اعتقاد به اینکه مردم یک کشور تعیین‌کننده‌اند، در جمهوری اسلامی همواره وجود داشته.


بعداً یک پدیده‌ی سوّمی آنجا پیش آمد و آن ظهور داعش بود؛ فتنه‌ی داعش. ما باید رفتار جمهوری اسلامی ایران در دوره‌ی داعش را با دوره‌ی قبل از آن، کلّاً از هم تفکیک کنیم. بله، ما با داعش قاطعانه وارد جنگ شدیم، همان‌طور که در سوریه و عراق با داعش جنگیدیم. امروز هم داعش اگر با همان مختصّات و ویژگی‌های قبلی‌اش در اطراف ما حضور پیدا کند که بتواند تعدّی‌ای به ما در آینده داشته باشد، طبعاً در همان جا او را سرکوب می‌کنیم؛ البتّه با رعایت همان شروط بالایی که عرض کردم. امّا داعش چه ویژگی‌هایی داشت که ما را به این جمع‌بندی رساند؟

اوّلاً داعش یک جریان سرویس‌ساخته بود. ما مطّلع بودیم و می‌دانستیم این‌ها را کجاو از کدام زندان آزاد کردند، چه کسی با آن‌ها کار کرد، کجا بردند، چه‌جوری درستشان کردند و قیافه‌ی خیلی موجّه به آن‌ها دادند. اوایل کار، داعش سعی داشت چهره‌ای موجّه از خود بُروز بدهد و خواستند بدلی بزنند به کلّ جریان انقلاب اسلامی. بنابراین، داعش اصالت هویّتی‌ای از خودش نداشت.


ثانیاً داعش فاقد سرزمین بود؛ یعنی نکته‌ی بسیار مهمّ این بود که داعش به هیچ سرزمینی تعلّق نداشت؛ یعنی هیچ جا نبود که بگوییم این کشورِ این‌ها است، جغرافیای این‌ها است، مردم این سرزمین هستند و ما در اینجا این‌ها را به رسمیّت بشناسیم؛ نه، این‌ها اصلاً فاقد سرزمین بودند؛ یعنی در هر سرزمینی ما با این‌ها می‌جنگیدیم، سرزمین آن‌ها نبود.


ثالثاً این‌ها همه جا را سرزمین خودشان می‌دانستند؛ یعنی سرزمین دیگران را ملک خودشان می‌دانستند، بقیّه‌ی ممالک اسلامی و کشورهای منطقه را هم متعلّق به خودشان می‌دانستند. پس معارض همه‌ی کشورهای منطقه، از جمله ایران بودند.


رابعاً تفکّر تکفیری نسبت به همه‌ی فِرَق اسلامی داشتند. اساس داعش بر تکفیر بنا نهاده شده بود، آن‌هم نه فقط تکفیر شیعه، بلکه تکفیر همه جز خود.


خامساً ترور جمعی مردمی داشتند. داعش با هر معیاری تروریست بود؛ یعنی اساساً حربه‌ی اصلی‌اش ترور بود، کمااینکه امروز هم همین است. تروریسمِ آن هم علیه مقامات سیاسی یا نظامی نبود، علیه جمعیّت بود، علیه عامّه‌ی مردم بود. ماجرای انفجار کرمان را همه به خاطر دارند. داعش اطّلاعیّه داد که مجاهدان شهادت‌طلب عملیّات موفّق انجام دادند! خودش عنوان کرد. هنوز هم هر روز دنبال همین کارها است. دستگاه‌های امنیّتی ما به طور مداوم دارند تیم‌های مختلفی را که می‌فرستند داخل کشور دستگیر می‌کنند و یک جنگ دائمی و پنهان در جریان است؛ گاهی مثلاً بیست گروه از آن‌ها را در کشور دستگیر می‌کنند.


جریان داعش که پیدا شد، دیگر جای تأمّل نبود. البتّه بعضی از همان معارضین دولت سوریه به ظهور یک چنین جریانی به نوعی کمک کردند یا بعداً با پیوستن به آن، این جریان را تقویت کردند که ما با آن‌ها هم بالاجبار درگیر شدیم. در این داستان البته ما از اوّل، مرز بین داعش و معارضین را تفکیک کردیم. الحمدللّه داعش با عملیّات‌های پی‌درپی و متربه‌متر، هم در عراق و هم در سوریه برچیده شد؛ امّا در مورد سایر معارضین ــ که در قضایای حلب، در دمشق، در غوطه‌ی شرقی و غربی، در درعا و سویدا در جنوب، عمدتاً همین گروه‌های معارض بودند ــ جمهوری اسلامی ایران سعی کرد که بین دولت و آن‌ها وساطت کند. البتّه اگر جایی به ما حمله می‌شد، از خودمان دفاع می‌کردیم. در همین جاهایی که برای مقابله با داعش حضور داشتیم، مثلاً ما آن موقع فرودگاه حلب یا مسیرهایی مثل اتوبان حلب ـ دمشق را نیاز داشتیم، آنجا خطّ دفاعی داشتیم، اگر کسی به ما حمله می‌کرد، بالاجبار باید دفاع می‌کردیم یا حتّی گاهی کمی آن‌ها را عقب می‌راندیم. امّا اینکه بنای ما این باشد که این‌ها را مثل داعش ریشه‌کن کنیم، هیچ‌گاه چنین نبود. حتّی وقتی در محاصره بودند و قرار شد تخلیه شوند، امنیّت آن‌ها را تأمین کردیم که از این نقاط مختلف به ادلب منتقل شوند. در حلب، بعضی از دوستان ما جان خودشان را گذاشتند که خانواده‌ی همین معارضین را که در بخشی از حلب بودند، منتقل کنند به همین منطقه‌ی ادلب. بعد هم در همه‌ی توافقات سیاسی، ما از این موضوع حمایت کردیم که این‌ها یک جایی داشته باشند برای خودشان، مستقر بشوند، آنجا منطقه‌ی رفع تنش باشد و کسی با آن‌ها برخورد نکند.


با پایان یافتن قضیه داعش، منطقه به ارتش سوریه سپرده شد و دیگر حضور کامل ما موضوعیّت نداشت. البتّه، دولت بشّار‌اسد هم به خاطر حضور ایرانی‌ها تحت فشار شدیدی قرار داشت؛ هم از جانب عرب‌ها، هم اسرائیل، هم آمریکا. شانتاژ می‌کردند که ایران سوریه را فتح کرده است و مانند این حرف‌ها! خب نتیجه این شد که تقریباً عمده‌ی قوای ما از آنجا برگشت و فقط آن بخشی باقی ماند که برای مقاومت نیاز بود یا برای کمک‌هایی که به ارتش سوریه یا دولت سوریه می‌شد.


* تحلیل‌هایی هست که گروه‌های مختلفی که در شمال غرب سوریه بودند، قبل از هجوم اخیر، تحرّکاتی داشتند. آیا ایران اطّلاعاتی از این تحرّکات به سوریه نداده بود؟

* هر کدام از این گروه‌ها خاستگاه‌های مختلفی دارند، نظرات مختلفی هم نسبت به ترکیه، سوریه، ایران، شیعه و اسرائیل دارند؛ پس مواضع مختلفی دارند. از این نظر، یک جمعِ به‌هم‌ریخته‌ای‌ هستند امّا با هم در حال توافق بودند که چنین اقدامی را انجام بدهند. این تحرّکات به دولت سوریه مکرّر گفته شد، خود آن‌ها هم توان اطّلاعاتی بدی نداشتند، آن‌ها هم می‌دانستند. امّا اینجا دو نکته وجود داشت. اوّل اینکه دولتمردان و ارتش سوریه باور نداشتند این‌ها بتوانند یک حرکت عمده‌ای را انجام بدهند. دوّم اینکه به ارتششان و دستگاه امنیّتی‌شان متّکی بودند؛ فکر می‌کردند این‌ها اگر تحرّکی هم بکنند، اوضاع یک کمی بالا‌وپایین می‌شود، امّا نهایتاً آن را سد می‌کنند؛ لذا خطر این‌ها هیچ‌گاه از سوی دولت سوریه به طور جدّی ادراک نشد. البته فکر هم نمی‌کردند چنین ظرفیّت فروپاشی‌ای در ارتش سوریه وجود داشته باشد!


در نهایت، عملیّات این‌ها آغاز شد و باز هم مرتّباً به ارتش سوریه گفته شد که در اینجاها می‌توانی بِایستی و راهشان را سد کنی ــ چون ما معتقد بودیم حتّی اگر بخواهد با این‌ها گفت‌وگو هم بکند، بالاخره باید یک موضعی را تثبیت کند ــ امّا اراده‌ی جنگ و میل به مقاومت در ارتش سوریه وجود نداشت؛ لذا مناطق سوریه یکی‌یکی سقوط کرد و نهایتاً رسید به دمشق. گفت‌وگوهایی را هم در این مدّت با بشّار‌اسد و با ارتشی‌هایشان داشتیم، مشاوره‌هایی به آن‌ها دادیم و باز هم تلاش کردیم که روند سیاسی فعّال شود. سفر ترکیه‌ی آقای عراقچی برای همین بود، سفر دوحه برای همین بود، موفّقیّت‌هایی هم داشت. «بیانیّه‌ی هشت کشور» به نظرم بیانیّه‌ی خوبی بود که بالاخره پنج کشور عرب منطقه هم به آن پیوستند و اظهار نگرانی کردند، درخواست حلّ سیاسی کردند، امّا سرعت فروپاشی به این تلاش هم فرصت نداد.


* یک ابهام بزرگ در میان افکار عمومی داخل کشور، ابهام در مورد عدم حضور مستقیم ایران در برابر این هجوم است. آیا کشور ما برای این موضوع به جمع‌بندی رسیده بود که مداخله‌ی مستقیم نداشته باشد یا اتّفاق دیگری افتاد؟

* ایران هیچ‌گاه قرار نبود که به جای ارتش سوریه بجنگد، آن‌هم در برابر جریانی که تهدید قاطعی برای جمهوری اسلامی نیست. اگر توان آماده‌ای وجود داشت یا فرصت و امکان انتقال نیرو و تجهیزات بود و فروپاشی به‌سرعت اتّفاق نمی‌افتاد، به شرطی که مردم و ارتش سوریه می‌ایستادند، حتماً ما هم می‌ایستادیم؛ ضمن اینکه دولت سوریه تا روزهای آخر اصلاً چنین درخواستی از ما نکرد.


نکته‌ی مهمّ دیگر این است که ما بعد از اتمام حکومت داعش، با تمایل دولت سوریه قوای خود را تخلیه کرده بودیم و در منطقه حضور عملیّاتی نداشتیم که تصمیم بگیریم همراهی بکنیم یا نه. امکان تقویت سریع نیز وجود نداشت، مگر آنکه ارتش سوریه مقاومت می‌کرد. بنابراین، در مورد اینکه میگویند ایران عرصه را رها کرد، ما اصلاً آنجا نبودیم که بخواهیم رها کنیم.


* برخی رسانه‌های معاند سعی دارند چنین القاء کنند که حضور و هزینه‌ی ایران در سوریه در گذشته، بدون فایده بوده است. نظر شما درباره‌ی این ادّعا چیست؟

* ما از هزینه‌ای که کردیم هیچ پشیمان نیستیم. این حرف را به شکل تبلیغاتی عرض نمی‌کنم؛ پشیمان نیستیم، زیرا حضور و هزینه‌ی ما برای امنیّت خودمان بود و دستاوردهای مورد انتظار هم به دست آمد. اگر داعش در سوریه و عراق تمام نشده بود، امروز ما باید با ده‌ها برابر هزینه در داخل کشور با داعش می‌جنگیدیم. فکر نمی‌کنم کسی باشد که این را باور نداشته باشد که اگر دولت داعش در عراق و سوریه مستقر شده بود، ما مجبور بودیم امروز در مرز و داخل کشور و لبه‌های مرز عراق با او بجنگیم. خود آن‌ها رسماً این را می‌گفتند که هدف ما ایران است! خب این هدف که نابودی داعش بود محقّق شد و دستاورد بزرگی بود که نقشه و طرح آمریکایی‌ها را کلّاً بر باد داد و سرمایه‌گذاری چندساله‌شان را بی‌نتیجه گذاشت. دوستان شاید جزئیّات را ندانند. آن‌ها واقعاً یک ارتش درست کردند! به قول خودشان، در برابر انقلاب اسلامی دولت‌سازی کردند، جامعه‌سازی کردند و فکر می‌کردند موضوع را تمام کرده‌اند. با اقدام جمهوری اسلامی ایران، این نقشه جمع شد و همین یک دستاورد برای هزینه‌ی آن حضور کافی است.


ضمن اینکه ما بالاخره توانستیم فلسطین و حزب‌اللّه را تقویت کنیم و دست آن‌ها را عمیقاً پُر کنیم، به نحوی که دیگر به ما وابسته نباشند. امروز حزب‌اللّه یک گروه کاملاً مستقل و متّکی به خود است. در مورد غزّه، شما می‌بینید که در داخل تونل، مثلاً دارند راکت و موشک برای خودشان تولید می‌کنند. حتماً حزب‌اللّه که سرزمین وسیع‌تری دارد، از این جهت قدرت بیشتری دارد و مجهّزتر شده است. حزب‌اللّه قدرت سیاسی پیدا کرد، قدرت فرهنگی پیدا کرد. می‌بینید که امروز با همه‌ی این تخریب‌ها، چه استقبالی از حزب‌اللّه در داخل لبنان می‌شود! مردمی که ضربات سنگین به زندگی‌شان خورده است، همه با پرچم حزب‌اللّه برمی‌گردند. این‌ها برکات و عمق راهبردی و فرهنگی انقلاب اسلامی است. حزب‌اللّه این‌چنین وضعی در لبنان دارد. کسی نمی‌تواند حماس و جهاد و حزب‌اللّه را حذف کند، کسی نمی‌تواند انصاراللّه را حذف کند. این‌ها به متن مردم تبدیل شده‌اند؛ مردمی که مجهّز و بالغ شده‌اند و صاحب دانش و فنّاوری برای ساخت تجهیزات مورد نیاز برای دفاع از خود هستند.


* با شرایط فعلی، به نظر می‌رسد که حمایت از مقاومت سخت‌تر می‌شود؛ این‌طور نیست؟

* بله، سخت‌تر می‌شود. البتّه در خیلی از مقاطع، کار ما سخت‌تر شده، در بعضی مقاطع هم راحت‌تر شده؛ این مسئله طبیعی است، از اوّل تا حالا هم همین‌طور بوده است. امّا نکته‌ی اوّل این است که حزب‌اللّه، حماس و جهاد، امروز به پشتیبانی مستقیم و فیزیکی ما خیلی وابسته نیستند. ببینید! مگر ما در طول این مدّت، با حماس در غزّه ارتباط مستقیم داشتیم؟ هیچ‌گاه نداشتیم، همیشه هم حاجزهای اسرائیلی و هم‌پیمانان وی داشتند اوضاع را کنترل می‌کردند. مگر ما الان با یمن ارتباط ارضی مستقیم داریم؟ مسیر دریایی‌اش هم که محاصره است. امّا خود مردم یمن هر روز یک چیزی رو می‌کنند و موشک‌هایی با برد هزار کیلومتر می‌سازند! این واقعاً از عجایب است. خود ما یک دوره‌ی طولانی را طی کردیم و مدّت‌ها طول کشید تا موشک‌ساز شدیم، امّا یمنی‌ها ظرف مدّت کوتاهی به اینجا رسیدند که این‌هم از برکات و افتخارات انقلاب اسلامی است که بر مبنای باورهای الهی، هر جا پا می‌گذارد، مردم آن کشور را رشد می‌دهد و آن‌ها را بالغ و عزّتمند می‌کند؛ نه آنکه به سبک فرعونی، آن‌ها را وابسته و ضعیف کند. فرعون این‌گونه بود: فَاستَخَفَّ قَومَهُ فَاَطاعوه؛ (۴) قومش را ضعیف و خفیف می‌کرد تا اطاعتش کنند؛ یعنی همان کاری که امروز آمریکا با اقمارش می‌کند. امّا انقلاب اسلامی مانند حضرت موسیٰ و انبیای الهی، دیگران را رشد می‌دهد. سوریه قبل از ما چند سال با شوروی سابق متّحد بود؟ دوره‌ی طولانی‌ای بود، امّا حتّی فنّاوری ساخت یک قطعه‌ی تانک را هم به او نداده بودند تا خودش بتواند بسازد! امّا به برکت ارتباط با انقلاب اسلامی، موشک‌ساز شد. به‌هر‌حال، مقاومت برای ادامه‌ی حیاتش به ما وابسته نیست. ضمن اینکه ارتباط ایران با مقاومت و حزب‌اللّه هم هیچ وقت قطع نخواهد شد.


* یکی از ابهامات مهم، وضعیّت ایران در منطقه است. این ابهامات که بعضاً به مرز اتّهام به جمهوری اسلامی هم می‌رسد، وضعیّت ایران در شرایط فعلی منطقه را افتادنِ ایران در یک چرخه‌ی تضعیف تحلیل می‌کند. تحلیل شما از وضعیّت فعلی ایران در منطقه چیست؟

* این، عملیّات روانی دشمن است. کار شیطان ترساندن است: اَلشَّیطانُ یعِدُکُمُ الفَقرَ وَ یأمُرُکُم بِالفَحشاء.(۵) استراتژی اسرائیل القاء ضعف و تحقیر است. امّا متأسّفانه می‌بینم که برخی در داخل کشور هم در این عملیّات روانی دشمن افتاده‌اند. یعنی بدون توجّه، مرتّباً همان کاری را که اسرائیل می‌خواهد انجام می‌دهند؛ یعنی القاء ضعف؛ این کمک به تحقّق استراتژی دشمن است.


برخی هم با نیت مخرب و بعضی هم با اهداف خاص سؤالاتی مطرح میکنند که مثلاً وعده‌ی صادق سه چه شد، الان می‌زنی یا فردا می‌زنی! خب مسئله روشن است؛ این موضوع، منطق نظامی دارد؛ هر وقت که لازم و مناسب باشد می‌زنیم، هر وقت که دشمن بیشتر دردش بیاید می‌زنیم، هر وقت که به منافع ملّی ما کمک کند می‌زنیم. با احساسات که نمی‌شود و نباید عملیّات کرد. در فاصله‌ی بین وعده‌ی صادق یک و دو، ضعف‌های ضربه‌ی اوّلمان تجزیه و تحلیل شد؛ یک تجزیه و تحلیلی هم از ظرفیّت‌های دشمن شد که در نتیجه، دفعه‌ی دوّم بهتر شد. این‌ها تابع عقل و تدبیر و منطق و همان واقع‌بینی‌ای است که به آن اشاره شد.


یکی از بازی‌های جنگ روانی دشمن این است که فشار بگذارند: «آقا اگر نمی‌زنید، حتماً ترسیده‌اید»! بعد، عدّه‌ای از خود ما شروع کنند بزرگان ما در داخل کشور را ــ کسانی را که دیروز در میدان شهادت بودند، امروز هم هر روز در معرض شهادت هستند و پشت‌سر‌هم دارند شهید می‌شوند ــ متّهم کنند به اینکه ترسو هستند! این مطالبه‌گری نیست؛ این افتادن ناخواسته در بازی عملیّات روانی دشمن است، زیرا نتیجه‌اش تحقّق همان خواسته‌ی دشمن، یعنی القاء ضعف و ترس است. ما اگر می‌ترسیدیم، مثل همه‌ی دیگران، در برابر اسرائیل و آمریکا نمی‌ایستادیم و آرمان‌ها و منافع ملّت خودمان را به آن‌ها می‌فروختیم. در هر برهه‌ای، شرایط فرق می‌کند، وضعیّت‌ها فرق می‌کند؛ باید این‌ها را دید و تصمیم گرفت.


بنظرم اولاً ما امروز در میدان عملیّات روانی و رسانه‌ای، به جای پدافند و دفاع، باید در موضع تهاجم باشیم. واقعیات این را میگوید که امروز اگر تجاوزی به ما بشود، حتّی خیلی از آن‌هایی که به‌اصطلاح مخالف نظام هستند و یا زاویه دارند، به میدان می‌آیند و از کشورشان دفاع می‌کنند.


ثانیاً، از منظر راهبردی چه کسی شکست خورده است؟ در این چهارصد پانصد روز پس از طوفان‌الاقصیٰ، ببینید وضع رژیم صهیونی چگونه است. اسرائیلی که یک دولت جعلی امّا رسمی در جهان می‌نمود، امروز شده است رژیم اشغالگر، نسل‌کش و آپارتاید که نخست‌وزیر آن تحت تعقیب است. به‌عکس، مردم فلسطین به عنوان ساکنان اصلی این سرزمین و به عنوان نهضت آزادی‌بخش در مبارزه با اشغالگری شناخته شدند. افکار عمومی جهانی و حتّی خیلی از دستگاه‌های رسمی مجبور شدند از این دفاع کنند که فلسطین مال فلسطینی‌ها است و این اسرائیل است که هفتاد سال اشغالگری کرده.


واقعیّت موضوع این است که امروز اسرائیل مستأصل است، هنوز با همه‌ی این اقداماتی که کرده است امنیّت ندارد، مشروعیّت ندارد، اختلافاتش به‌شدّت افزایش پیدا کرده است و از نظر اقتصادی وضع بدی دارد. برخی غربی‌ها می‌گویند این کودکان غزّه و لبنان یا یحییٰ سنوار می‌شوند، یا سیّدحسن نصراللّه می‌شوند. بنابراین، حرکت عمومی حرکت پیروزی جبهه‌ی مقاومت و انقلاب اسلامی است، حرکت قدرت یافتن انقلاب اسلامی و ضعف و حقارت اسرائیل است.


* با این تفاسیری که شما از قدرت و تقویت جبهه‌ی مقاومت دارید، یعنی اتّکای اصلی جمهوری اسلامی در مبارزه با رژیم اسرائیل، قدرتمند کردن مردم و جهان اسلام و مقاومت برای مبارزه با این رژیم است، نه صرفاً مبارزه‌ی نظامی.

* بله، همینطور است ملّت فلسطین باید قدرت دفاع از خودشان را داشته باشند، باید بتوانند تهاجم به خود را پاسخ بدهند. اسرائیل، ذاتاً و ماهیّتاً، استعداد لازم و کافی برای فروپاشی را دارد. اسرائیل استعداد ماندن ندارد، چون جعلی است. حوادث یک سال گذشته به‌خوبی این مسیر را نشان داد. اسرائیل در اذهان همه‌ی مردم جهان فروپاشید و افکار جهانی عوض شد. امروز کسی نیست که اسرائیل را رد نکند، کسی در جهان نیست که نامشروع بودن اسرائیل و حقّانیّت فلسطین را تأیید نکند. اسرائیل مشروعیّت و مقبولیّت قلّابی خود را از دست داده است و واقعیّت اشغالگری، نسل‌کشی و آپارتایدِ آن ظاهر شده است. جریان عمومی این است.



پی‌نوشت:

(۱ بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار مردم قم در تاریخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۸

(۲ بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار بسیجیان در تاریخ ۱۳۹۵/۰۹/۰۳

(۳ بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان در تاریخ ۱۳۹۲/۰۵/۰۶

(۴ قرآن کریم؛ سوره‌ی زخرف، بخشی از آیه‌ی ۵۴؛ «پس قوم خود را سبک‌مغز یافت [و آنان را فریفت] و اطاعتش کردند ...»

(۵ قرآن کریم؛ سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۶۸؛ «شیطان شما را از تهیدستى بیم مى‌دهد و شما را به زشتى وامى‌دارد ...»

مادری افتخار است

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

مادری افتخار است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «مادری یک افتخار است؛ اینکه شما یک موجودِ انسانی را با زحمت زیاد، چه در درون خودتان، چه در بیرون، در اوایل زندگی‌اش پرورش بدهید، زحماتش را تحمّل کنید، او را به عنوان یک انسان پرورش بدهید، افتخار کوچکی است؟ این خیلی بااهمّیّت است، خیلی باارزش است. برای همین هم هست که در اسلام، روی «مادر» تکیه شده.» ۱۴۰۳/۰۹/۲۷

«ریحانه»؛ بخش زن، خانواده و سبک زندگی رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، لوح «مادری افتخار است» را منتشر میکند.


حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها؛ پدیده‌ شگفت‌انگیز آفرینش

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها؛ پدیده‌ شگفت‌انگیز آفرینش

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «اگر ابعاد وجودی فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) را انسان بتواند احصاء کند و ببیند، یقین میکند که این یک پدیده‌ی شگفت‌انگیزی است در آفرینش عالم؛ دختر جوانی که در اوایل جوانی، از لحاظ معنوی و رتبه‌ی هویّت ملکوتی و جبروتی به جایی برسد که خشم او موجب خشم خدا، و خشنودی او مایه‌ی خشنودی خدا بشود... خیلی چیز عجیبی است! عظمت را ببینید!» ۱۴۰۳/۰۹/۲۷

«ریحانه»؛ بخش زن، خانواده و سبک زندگی رسانه KHAMENEI.IR به مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، لوح «حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها؛ پدیده‌ شگفت‌انگیز آفرینش» را منتشر میکند.

امام خامنه‌ای: راه سید حسن نصرالله و سنوار ادامه دارد/ اسرائیل ریشه‌کن می‌شود

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

امام خامنه‌ای: راه سید حسن نصرالله و سنوار ادامه دارد/ اسرائیل ریشه‌کن می‌شود

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران، حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) را از شگفتی‌های آفرینش خواندند و با بیان اصول مهم منشور اسلام درباره زن، تأکید کردند: در اسلام، زن و مرد مکمل یکدیگرند و در تلاش برای رسیدن به حیات طیبه و توانایی‌های فکری و روحی در عرصه‌های علمی،‌ فرهنگی، هنری، اثرگذاری اجتماعی-سیاسی، فعالیت اقتصادی و مسائل بین‌المللی هیچ تفاوتی با هم ندارند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به تداوم جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا در منطقه و کمک برخی به آنها، گفتند: رژیم صهیونیستی به خیال خود از طریق سوریه آماده می‌شود که نیروهای حزب‌الله را محاصره و ریشه‌کن کند اما آنکه ریشه‌کن می‌شود، اسرائیل است.

ایشان در ابتدای سخنانشان با تبریک ایام ولادت حضرت صدیقه طاهره(سلام‌الله‌علیها)، جلسه با زنان و دختران را بسیار خوب و پرشور خواندند و با اشاره به برخی محورهای سخنان ۷ نفر از خانم‌ها در این جلسه، از جمله «مراقبت از خانواده در فضای مجازی»، «افزایش جمعیت»، «مسائل مربوط به زنان در عرصه هنر» و «تسهیل‌گری در امر ازدواج»، گفتند: مسئولان دفتر رهبری و دستگاه‌های مربوط، نکات بسیار خوب سخنان خانم‌ها در جلسه را پیگیری و مورد ملاحظه جدی قرار دهند.

رهبر انقلاب با اشاره به برخی ابعاد وجودی حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) به عنوان پدیده شگفت‌انگیز عالم آفرینش، گفتند: اینکه بانویی جوان، از لحاظ معنوی و هویت ملکوتی و جبروتی به جایی برسد که به روایت اهل تشیع و تسنن، خشم او خشم خدا و خشنودی او خشنودی پروردگار را به همراه بیاورد، بسیار پر عظمت و عجیب است.



ایشان، «غمگساری با پیامبر در سختی‌ها»، «همراهی با امیرمومنان در جهاد»، «خیره‌کننده چشم فرشتگان در عبادت»، «بیان خطبه‌های فصیح، بلیغ و آتشین»، «پرورش امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) و حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها)» را از ویژگی‌های بی‌نظیر حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) خواندند و افزودند: آن حضرت در کودکی، جوانی، ازدواج و سیره زندگی، برترین، زیباترین و گویاترین الگوی زن مسلمان است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به دیدگاه‌های مختلف درباره مسئله زن در جهان، گفتند: سرمایه‌داران و سیاستمدارانِ تابع آنها با در دست داشتن رسانه‌های مؤثر در جهان، با بی‌صداقتی و دروغگویی و در پوشش ظاهری یک نظریه فلسفی و انساندوستانه، انگیزه‌های جنایتکارانه و فسادانگیز خود را برای دخالت و جهت‌دهی در امور جامعه جهانی زنان و کسب منافع نامشروع، پنهان می‌کنند.

ایشان بی‌صداقتی و ریاکاری را روش همیشگی استعمارگران و سرمایه‌داران غربی دانستند و کشیدن زنان به کارخانه‌ها برای تأمین نیاز صنایع به کارگرانِ با دستمزد کم را تحت پوشش آزادی و استقلال زنان، نمونه‌ای از این ریاکاری خواندند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای هدف پنهان از شعار آزادی بردگان آمریکا در حدود ۲ قرن قبل را، کشاندن بردگان از مزارع جنوب به کارخانه‌های شمال این کشور خواندند و گفتند: امروز هم در پشت شعارهای فمنیستی و آزادی و حقوق زنان، اهداف ضدانسانی و سیاسی، نهفته است که برخی از آنها مشخص است و برخی اهداف بعدها آشکار می‌شود.

ایشان تشریح منشور اسلام در مقوله زن را برای درک عمومی از منطق اسلام در این زمینه، ضروری برشمردند و گفتند: باید این منطق را در جامعه جا بیندازیم و براساس آن عمل کنیم که البته بعد از انقلاب در این زمینه کارهای زیادی شده است.

رهبر انقلاب مسئله زوجیت را اولین اصل مهم در منشور زن در اسلام خواندند و افزودند: براساس آیات متعدد قرآن، زن و مرد از جنس یکدیگر، زوج و مکمل هم هستند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای لازمه زوجیت و مکمل بودن زن و مرد را تشکیل واحدی سوم به نام خانواده خواندند و گفتند: براین اساس، تشکیل خانواده یک سنت الهی آفرینش است که خوشبختانه در فرهنگ ایرانی هم، خانواده‌دوستی از نشانه‌های مهم قوت و عمق فرهنگی ملت است.

رهبر انقلاب یک اصل دیگر منشور اسلامی درباره زن را «نبود هیچ‌گونه تفاوت بین زن و مرد در حرکت معنوی و تعالی انسانی و دستیابی به حیات طیبه» خواندند و گفتند: از منظر اسلام، زن و مرد با وجود تفاوت‌های جسمی، هر دو از توانایی‌ها و نوآوری‌های فکری و عملی و استعدادهای بی‌نهایت برخوردار هستند که باعث می‌شود زن نیز همچون مرد بتواند و در مواردی واجب باشد که در عرصه‌ها و فعالیت‌های گوناگون علمی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، بین‌المللی، فرهنگی و هنری نقش‌آفرینی کند.

ایشان نقش‌های متفاوت زن و مرد در خانواده از نگاه اسلام را دلیل برتری یکی بر دیگری ندانستند و افزودند: زن و مرد در خانواده از حقوق یکسان برخوردار هستند؛ البته از لحاظ عاطفی، اسلام زن را همچون گُلی می‌داند که باید از طراوت و عطر او در خانواده مراقبت و استفاده کرد.

«محدودیت‌های حاکم بر ارتباطات و معاشرت‌های زن و مرد» موضوع دیگر مورد تأکید از منظر اسلام بود که رهبر انقلاب در خصوص آن گفتند: اسلام درباره مسئله «حجاب و عفاف و نگاه» تکیه و ملاحظاتی دارد. البته بی‌بندوباری‌های امروز در غرب نیز نسبتاً جدید است و توصیف زن اروپایی در آثار ادبی دو سه قرن پیش نشان می‌دهد در غرب نیز ملاحظات زیادی در مسئله زن وجود داشته است.

ایشان «ارزش معنوی مادری و افتخار به آن» را رکنی دیگر از نگاه اسلام به مسئله زن برشمردند و افزودند: امروز بعضی‌ها در سایه سیاست‌های سرمایه‌داران و استعماگران و بدخواهان جوامع مستقل بخصوص جامعه ما، از «مادری» تصویر بدی ارائه می‌کنند. در حالی که مادری و پرورش دادن یک انسان، افتخاری بسیار با ارزش است و بر همین اساس است که در اسلام با تعابیر مختلف از جمله قرار داشتن بهشت زیر پای مادران، سفارش زیادی به محبت و خدمت و اطاعت از مادر شده است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از برشمردن بعضی از اصول مهم منشور اسلام درباره زن، رشد شگفت‌‌انگیز زنان مؤمن، دانا و فعال در عرصه‌های مختلف پس از پیروزی انقلاب را بر پایه این نگاه متعالی دانستند و گفتند: نقش زنان در دوره مبارزات و پیروزی انقلاب تعیین‌کننده بود و در حالی که برخی افراد، مخالف حضور زنان در راهپیمایی‌ها بودند، امام بزرگوار با آن نگاه به شدت مخالفت کردند.

ایشان افزودند: ورود زنان به میدان بود که باعث به میدان آمدن همسران و فرزندان آنها شد؛ بنابراین به یک معنا زنان انقلاب را پیروز کردند.

رهبر انقلاب فعالیت متین در عرصه‌های سیاسی و بین‌المللی و همچنین نقش‌آفرینی در حوادثی مانند دفاع مقدس، دفاع از حرم و عرصه سیاسی را جلوه‌های درخشان دیگری از فعالیت‌های زنان پس از پیروزی انقلاب برشمردند و گفتند: زن ایرانی توانسته از هویت و فرهنگ و سنن تاریخی و اصیل کشور با متانت، حیاء و عفت خود صیانت کند؛ بگونه‌ای که تا امروز تحت تأثیر عوارضی که بسیاری از کشورهای غربی دچار آن هستند قرار نگرفته و پس از این نیز ان‌شاءالله همینطور به حرکت خود ادامه خواهد داد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به درخشش زنان در فعالیت‌های علمی و تحقیقی دانشگاهها و حوزه‌های علمیه خاطرنشان کردند: امروز تعداد زنان مجتهد، کم نیست و حتی معتقدیم که در بسیاری از مسائل زنانه که مردها تشخیص خوب و درستی ندارند، خانم‌ها باید از مجتهدان زن تقلید کنند.

ایشان رشد زنان دانشمند، استاد دانشگاه، نویسنده، شاعر و هنرمند با حفظ تدیّن را غیرقابل مقایسه با قبل از انقلاب خواندند و گفتند: البته دشمن هم بیکار نیست و مشغول طراحی است چرا که آنها خیلی زود متوجه شدند شکست دادن و به زانو درآوردن انقلاب با شیوه‌های سخت‌افزاری همچون جنگ، بمباران، قومیت‌گرایی و نیروهای فتنه‌گر ممکن نیست بنابراین سراغ شیوه‌های نرم‌افزاری یعنی تبلیغات، وسوسه‌ها و شعارهای به‌دور از صداقت رفته‌‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادعای دفاع از زن با راه‌اندازی اغتشاش در کشوری را از مصادیق شعارهای دروغین بدخواهان دانستند و افزودند: دختران، بانوان، اساتید، دانشجویان و همه جامعه زنان خود را موظف بدانند که در مقابل وسوسه‌ها و شیوه‌های موذیانه و جنگ نرم بدخواهان برای انحراف از ارزش‌ها در مسائل زنان، اهتمام کافی داشته باشند.

رهبر انقلاب در بخش پایانی سخنانشان با اشاره به مسائل منطقه، خاطرنشان کردند: با حرکتی که در سوریه انجام شد و با جنایت‌های رژیم صهیونیستی و آمریکا و کمک‌های دیگران به آنها، دشمنان خیال کردند که مسئله مقاومت تمام شد در حالی که آنها سخت در اشتباه هستند.

ایشان با تأکید بر اینکه روح سید حسن نصرالله و سنوار زنده است، افزودند: جسم آنها رفت اما شهادت، آنها را از عرصه وجود بیرون نبرد و روح و فکر آنها باقی است و راهشان ادامه دارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ایستادگی غزه در برابر حملات روزانه صهیونیست‌ها و استمرار مقاومت لبنان، گفتند: رژیم صهیونیستی به خیال خود در حال آماده‌سازی خود از طریق سوریه برای محاصره و ریشه‌کنی حزب‌الله لبنان است اما آنکه ریشه‌کن خواهد شد، اسرائیل است.

رهبر انقلاب با تأکید بر ایستادگی ایران در کنار مبارزان فلسطینی و مجاهدان حزب‌الله و تداوم هرگونه حمایت و کمک ممکن به آنها، ابراز امیدواری کردند مجاهدان روزی را ببینند که دشمن خبیث در زیر پاهای آنها لگدمال شود.

پیش از بیانات رهبر انقلاب ۶ نفر از فعالان حوزه زنان و دختران به بیان مطالبی در زمینه‌های «الگوی زن مسلمان انقلابی»، «فضای مجازی، زن، خانواده و کودک»، «حل مسئله جمعیت از طریق تقویت نهاد خانواده»، «توانمندی بانوان هنرمند و تقویت آثار نمایشی حوزه زنان»، «تسهیلگری ازدواج و مسئله واسطه‌گری» و نیز، «اصلاح برنامه‌‌های درسی دانش‌آموزان دختر با نگاه به تقویت هویت فرهنگی» پرداختند.

همچنین خانم «عائده سُرور» مادر دو شهید لبنانی هم به نمایندگی از بانوان محور مقاومت، در این دیدار سخنانی در باب ادامه و پیروزی مقاومت بیان کرد.


https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttps://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif آنچه در ادامه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد، «بسته‌های خبری» است که صرفاً جهت بازنشر سریع بیانات رهبر انقلاب اسلامی در رسانه KHAMENEI.IR و حساب‌های رسمی آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و «متن کامل بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» طبق روال مرسوم، تا ساعاتی دیگر در این پایگاه در بخش «بیانات» منتشر خواهد شد.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif بخش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب در این دیدار:
* از لحاظ ارتباطات معاشرتی زن و مرد محدویت‌هایی دارند. این جزو خصوصیاتی است که اسلام روی آن تکیه دارد.

این بی‌بندوباری‌هایی که امروز در غرب وجود دارد این هم همیشه نبوده، اینها جدید است، شاید دو قرن پیش سه قرن پیش انسان وقتی می‌خواند بعضی از کتابها، بعضی از رمان‌های مربوط به قرن هجده را، قرن نوزده را توصیف زن اروپایی را انسان آنجا مشاهده میکند می‌بیند ملاحظات زیادی وجود داشته که امروز آن ملاحظات در بین غربی‌ها نیست.

اسلام روی این ملاحظات تکیه دارد،‌ مسئله‌ی حجاب، مسئله‌ی عفاف؛ مسئله‌ی نگاه، روی اینها اسلام تکیه دارد.

* از لحاظ توانایی‌های فکری و روحی در هر دو جنس زن و مرد، استعدادهای بی‌نهایت وجود دارد، تفاوتی با همدیگر ندارند. یعنی در علم زن و مرد هر دو میتوانند مسابقه بدهند اینجور نیست که مردها عالم‌تر از زنها باشند نه، زنهای بزرگی، والایی، دارای مقامات برجسته‌ای از لحاظ علمی در تاریخ بودند امروز البته صدها برابر بیشترش هم در دانشگاه هم در حوزه وجود دارند.

از لحاظ علم، از لحاظ هنر، از لحاظ نوآوری‌های فکری و عملی، از لحاظ اثرگذاری اجتماعی و فکری و سیاسی، از لحاظ فعالیتهای اقتصادی این توانایی‌ها در هر دو جنس وجود دارد.

* فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) در سختی‌ها، غمگسار پیغمبر، در جهاد، همراه امیرالمومنین، در عبادت، خیره‌کننده‌ی چشم فرشتگان، در سیاست، سراینده‌ی آن خطبه‌های فصیح و بلیغ و آتشین [است]. خطبه‌های فاطمه زهرا -چه آنچه که در مسجد بیان کردند در مقابل مهاجر و انصار، چه آنچه که با زنان مدینه در میان گذاشتند، هم سیاست در آن هست، هم معرفت در آن هست، هم شکایت در آن هست، هم منقبت، همه چیز؛ یک چیز فوق‌العاده‌ای‌ است، آن هم در بهترین و عالی‌ترین الفاظ! شبیه خطبه‌های نهج‌البلاغه.

تربیت‌کننده‌ی امام حسن، تربیت‌کننده‌ی حسین‌بن‌علی، تربیت‌کننده‌ی زینب؛ ببینید این خصوصیات کنار هم که قرار می‌گیرد حقاً و انصافاً یک شگفتی عظیم عالم وجود را به انسان نشان می‌دهد. کودکی او الگوست، جوانی او الگوست، ازدواج او الگوست، سیره‌ی زندگی او الگوست. همه‌ی اینها برترین الگوهایی هستند که نشان‌دهنده‌ی قله‌ی زن مسلمان محسوب میشوند. این قله است. اسلام زنان را به سمت این قله دعوت میکند. درست است که همه نمی‌توانند برسند. لکن می‌توانند به آن سمت حرکت کنند.

* هر مجموعه‌ای هر گوشه‌ای از دنیا با یک انگیزه‌ای با یک جهتگیری درباره‌ی مسئله‌ی زن بحث میکنند و حرف میزنند. در این مسئله‌ی زن هم سرمایه‌داران عالم و سیاستمداران عالم ــ که همان سیاستمداران هم متکی به آن سرمایه‌دارانند ــ مثل همه‌ی مسائل سبک زندگی دخالت میکنند.

انگیزه چیست؟ انگیزه دست‌اندازی سیاسی و استعماری است. وارد میشوند برای اینکه مقدمه‌ای باشد و پوششی باشد در جهت دست‌اندازی بیشتر، دخالت پیشتر، گسترش بیشتر منطقه‌ی نفوذ خودشان. این انگیزه‌ی در واقع جنایتکارانه را انگیزه‌ی فسادانگیز را در زیر یک ظاهر فلسفی، در زیر یک ظاهرنظری، در زیریک ظاهر انسان‌دوستانه پنهان میکنند. این بی‌صداقتی سرمایه‌داران غربی است که امروز بر دنیا مسلط‌ند.

یک نمونه‌اش در حدود یک قرن پیش مثلاً بحث آزادی زن و استقلال مالی زن را مطرح کردند. ظاهر خوبی داشت، زن استقلال مالی داشته باشد یا آزادی داشته باشد، اما باطنش چه بود، باطنش این بود که کارخانجات‌شان احتیاج به کارگر داشت، کارگر مرد کافی نبود، می‌خواستند زن‌ها را بیاورند برای کارگری آن هم با دستمزد کمتر از مردان.

این را در زیر یک ظاهر، یک پوشش انسان‌دوستانه‌ای پنهان کردند بعنوان اینکه زن استقلال مالی داشته باشد آزادی داشته باشد بتواند از خانه بیرون بیاید.

* امروز من می‌بینم بعضی‌ها به تبع همان سیاست‌های سرمایه‌داران و استعمارگران و بدخواهان جوامع مستقل به خصوص جامعه‌ی ما و به دنبال آنها مادری را بد تصویر می‌کنند. اگر کسی بگوید فرزندآوری لازم است برای خانواده‌ها طعنه می‌زنند مسخره می‌کنند که شما زن را برای بچه میخواهید برای فرزندآوری میخواهید.

مادری یک افتخار است. اینکه یک موجودی یک موجود انسانی را شما با زحمت زیاد چه در درون خودتان چه در بیرون در اوایل زندگی‌اش پرورش بدهید زحماتش را تحمل کنید او را بعنوان یک انسان پرورش بدهید، این افتخار کوچکی است؟ خیلی بااهمیت است، خیلی باارزش است. برای همین هم هست که در اسلام روی نقش مادر تکیه شده.

* زن و مرد از لحاظ توانایی‌های فکری و روحی، استعدادهای بی‌نهایت دارند و تفاوتی با همدیگر ندارند.

توانایی‌های علمی، هنری، نوآوری‌های فکری، اثرگذاری اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در هر دو جنس وجود دارد.

* اسلام با تکیه بر حجاب و عفاف، ارتباطات بین زن و مرد را تعیین می‌کند.

بی‌بندوباری‌هایی که امروز در غرب وجود دارد، همیشه نبوده و جدید است.

* امروز خوشبختانه زنهایی که مجتهدند به اجتهاد فقهی رسیدند کم نیستند بنده حتی معتقدم بسیاری از مسائل زنانه که موضوعش زنان هستند و مردها درست موضوع را تشخیص نمی‌دهند خانمها باید از مجتهد زن تقلید کنند.امروز خوشبختانه زنهایی که مجتهدند به اجتهاد فقهی رسیدند کم نیستند بنده حتی معتقدم بسیاری از مسائل زنانه که موضوعش زنان هستند و مردها درست موضوع را تشخیص نمی‌دهند خانمها باید از مجتهد زن تقلید کنند.

* در منطقه، با این حرکتی که در سوریه انجام گرفت و با جنایت‌هایی که رژیم صهیونیستی و آمریکا دارند انجام میدهند و کمک‌هایی که بعضی دیگر به این‌ها می‌کنند، خیال کردند که قضیه مقاومت تمام شد.

این‌ها سخت در اشتباهند. روح سیدحسن نصرالله زنده است؛ روح سنوار زنده است. شهادت اینها را از عرصه وجود بیرون نبرد. جسم اینها رفت، روحشان باقی است، فکرشان باقی است. راهشان ادامه دارد. شما ببینید روزانه به غزه دارد حمله میشود و شهید میگیرند. ایستادند، باز هم ایستادند. باز هم مقاومت می‌کنند. لبنان مقاومت می‌کند.

البته رژیم صهیونیستی به خیال خودش دارد خودش را از طریق سوریه آماده می‌کند که نیروهای حزب‌الله را به خیال خود محاصره کند و ریشه‌کن کند. اما آن کسی که ریشه‌کن خواهد شد اسرائیل است.

* ما در کنار مبارزین فلسطین ایستاده‌ایم، در کنار مبارزان مجاهد فی‌سبیل‌الله حزب‌الله ایستاده‌ایم و از اینها حمایت میکنیم هرچه بتوانیم به اینها کمک میکنیم.

امیدواریم ان‌شاءالله اینها ببینند آن روزی را که دشمن خبیثشان در زیر پاهای آنها لگدمال میشود.

* اگر ما بخواهیم یک منشوری از دیدگاه اسلام درباره‌ی زن تنظیم بکنیم که موادی داشته باشد این منشور، به گمان من اولین موضوعی که در این منشور باید بیاید، مسئله‌ی زوجیت است.

زوجیت. یعنی چه؟ یعنی زن و مرد زوجند، مکمّل یکدیگرند. زن و مرد برای هم خلق شدند. این در قرآن به صراحت بیان شده. «وَاللَهُ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا».

* بحمدالله این جلسه امسال هم تشکیل شد و به نظر من این جلسه یکی از جلسات بسیار خوب و استثنایی است که این در حسینیه تشکیل میشود.

این جمعیت عظیم از بانوان و دختران عزیز ما با این احساسات پرشور و با این بیانات بسیار خوبی که گویندگان محترم، سخنرانها، خانمها بیان کردند، حقاً و انصافاً یک جلسه‌ی به یادماندنی است. مطالب خیلی خوبی گفته شد.

من همین حالا به مسئولین دفترمان از همین جا سفارش میکنم، بخش بررسی دفتر، مطالب این خانمها را مورد ملاحظه‌ی جدی قرار بدهند. بعضی از اینها کارهای خود ماست، مربوط به من یا دفتر ماست، بعضی‌ها اکثر مربوط به دستگاههای دولتی و امثال اینهاست. آنی که مربوط به خود ماست انجام بگیرد، آنی که مربوط به دستگاههاست، تعقیب بشود.

* دشمنان نظام جمهوری اسلامی فهمیدند با شیوه‌های سخت افزاری نمی‌شود انقلاب را شکست داد، به سراغ شیوه‌های نرم مثل تبلیغات، وسوسه‌ها و بی‌صداقتی‌ها رفتند.

جامعه زنان ما بایستی در زمینه دفاع از مسائل مربوط به زنان و حفظ ارزشها خودشان را موظف بدانند.

* با اتفاقات سوریه و جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا، خیال کردند قضیه مقاومت تمام شد؛ این‌ها سخت در اشتباهند.

رژیم صهیونستی به خیال خود میخواهد از طریق سوریه حزب‌الله را محاصره و ریشه‌کن کند اما آن کسی که ریشه‌کن خواهد شد اسرائیل است.

فردا سه‌شنبه، سخنرانی رهبر معظم انقلاب در دیدار هزاران نفر از بانوان سراسر کشور

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

فردا سه‌شنبه، سخنرانی رهبر معظم انقلاب در دیدار هزاران نفر از بانوان سراسر کشور

در ایام سالروز ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها، جمعی از اقشار مختلف بانوان، صبح سه‌شنبه ۲۷ آذرماه ۱۴۰۳ با حضور در حسینیه امام خمینی (ره) با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیدار خواهند کرد.

رهبر انقلاب اسلامی سه سال قبل در دیدار مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام با اشاره به درخواست جمعی از بانوان برای برگزاری دیدار در ایام ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها  به مناسب بودن چنین دیدارهایی اشاره کردند و در دو سال گذشته نیز این دیدار در ایام ولادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها برگزار شد.

مجموعه مستند «این ستاره‌ها» مستند «جاذبه»

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

مجموعه مستند «این ستاره‌ها» مستند «جاذبه»

مستند «جاذبه»، روایتی از دیدارهای خانواده‌های شهدای مدافع حرم با رهبر انقلاب




رهبر انقلاب: به توفیق الهی، مناطق تصرف‌شده‌ی سوریه به وسیله‌ی جوانان غیور سوری آزاد خواهد شد

سایت شهدای نیاک مرجع خبری وطراح نرم افزارهای مذهبی

رهبر انقلاب: به توفیق الهی، مناطق تصرف‌شده‌ی سوریه به وسیله‌ی جوانان غیور سوری آزاد خواهد شد

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار هزاران نفر از قشرهای مردم، با «تبیین لایه‌های مختلف حوادث سوریه، ترسیم منطق حضور ایران در این کشور، تشریح روند آتی تحولات منطقه و بیان درس‌ها و عبرت‌های قضایای سوریه»، تأکید کردند: این حوادث محصول یک نقشه آمریکایی-صهیونیستی است و گستره مقاومت با یافتن استحکام و انگیزه بیشتر در مقابل فشارها و جنایت‌ها، به حول و قوه الهی همه منطقه را فراخواهد گرفت.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به نقش آشکار یک دولت همسایه سوریه در حوادث این کشور، گفتند: با وجود این، قرائن متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد توطئه‌گر، نقشه‌کش و اتاق فرمان اصلی، آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند.


ایشان رفتار صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها با رخدادهای اخیر سوریه را یکی از این قرائن خواندند و افزودند: اگر اینها نقشه‌کش حوادث سوریه نبوده‌اند، چرا برخلاف دیگر کشورها ساکت ننشتند و با بمباران صدها مرکز زیرساختی، فرودگاه، مراکز تحقیقاتی، مراکز تربیت دانشمند و نقاط دیگر سوریه، عملاً در حوادث جاری دخالت کردند؟


رهبر انقلاب با اشاره به اعلام رسمی آمریکا مبنی بر حمله به ۷۵ نقطه سوریه در یکی دو روز اول حوادث، گفتند: صهیونیست‌ها هم علاوه بر هدف قراردادن صدها نقطه، سرزمین‌های سوریه را اشغال و تانک‌های خود را به دمشق نزدیک کردند و آمریکا که در حوادث مرزیِ بسیار کوچکتر در دیگر کشورها حساسیت فراوانی از خود نشان می‌دهد، نه فقط اعتراض نمی‌کند بلکه کمک هم کرده است. آیا این واقعیات نشان‌دهنده دست آنها در حوادث سوریه نیست؟


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تشریح یکی از قرائن دیگرِ دخالت آمریکا و رژیم صهیونیستی در قضایای سوریه، گفتند: در روزهای آخر قرار بود برخی کمک‌ها و امکانات برای مردم یک منطقه سوریه –بخصوص زینبیه- ارسال شود اما صهیونیست‌ها همه مسیرهای زمینی را مسدود کردند و هواپیماهای آمریکایی و رژیم صهیونی با پروازهای گسترده، نگذاشتند این کمک‌ها از راه هوا هم منتقل شود. اگر آنها صاحب قضیه نیستند و با قرار گرفتن در پشت سر فلان گروه تروریستی یا مسلح با سوریه نمی‌جنگند، چرا از کمک به مردم سوریه جلوگیری کردند؟


رهبر انقلاب اهداف مهاجمانی را که از شمال و جنوب دنبال تصرف سرزمین‌های سوریه هستند، متفاوت خواندند و افزودند: در این میان آمریکا دنبال محکم کردن جای پای خود است اما زمان نشان خواهد داد که هیچ یک، به اهداف خود نمی‌رسند و بدون شک مناطق تصرف‌شده سوریه بدست جوانان غیور سوری آزاد خواهد شد.


ایشان در ترسیم روند تحولات آتی منطقه با تأکید بر اینکه آمریکا به توفیق الهی بدست جبهه مقاومت از منطقه اخراج خواهد شد، گفتند: عوامل استکبار خیال می‌کنند جبهه مقاومت بعد از سقوط دولت سوریه که طرفدار مقاومت بود، ضعیف شده است اما سخت در اشتباهند؛ چرا که اصولاً درک درستی از مقاومت و جبهه مقاومت ندارند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مقاومت را نه یک سخت‌افزارِ قابل شکستن و فرو ریختن، بلکه یک ایمان، تفکر، مکتب اعتقادی و تصمیم قلبی خواندند و افزودند: به همین علت، مقاومت با فشارها قوی‌تر می‌شود و انگیزه افراد و عناصر آن با دیدن خباثت‌ها، شدیدتر و دامنه آن گسترده‌تر خواهد شد.


ایشان قوی‌تر شدن حزب‌الله، حماس، جهاد اسلامی و دیگر نیروهای فلسطینی را زیر بار فشارهای ۱۴ ماهه اخیر، نشانه این واقعیت برشمردند و افزودند: فشار مصیبت‌ها و از دست دادن سید حسن نصرالله بسیار سنگین بود اما قدرت و مشت حزب‌الله محکم‌تر شد و دشمن هم با مشاهده این واقعیت، بدنبال آتش‌بس آمد.


رهبر انقلاب با یادآوری جنایات بی‌سابقه رژیم آدمکش در غزه و شهادت اشخاص برجسته‌ای مانند یحیی سنوار، گفتند: دشمن خیال می‌کرد مردم غزه زیر بمباران‌ها، علیه حماس قیام می‌کنند اما برعکس شد و مردم بیشتر از قبل طرفدار حماس و جهاد اسلامی و بقیه گروه‌های مجاهد فلسطینی شدند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید براینکه فراگیرشدن گستره مقاومت در همه منطقه، نتیجه قطعی فشارها و جنایات دشمنان خواهد بود، افزودند: آن تحلیلگر نادان و بی‌خبر که این حوادث را باعث ضعیف‌شدن ایران می‌داند، بفهمد که ایران قوی و مقتدر است و مقتدرتر نیز خواهد شد.


ایشان مقاومت را واقعیتی ریشه‌دار در ایمان و باور ملت‌ها خواندند و افزودند: مقاومت به معنای ایستادگی در مقابل آمریکا و هر سلطه‌گر دیگر، و مخالفت با وابستگی و نوکری آمریکا، برای ملت‌ها یک عقیده بسیار مهم است و همین باور در ماههای اخیر باعث طرفداری پرشور ملت‌های منطقه و به تعبیری ملت‌های جهان از فلسطین و ابراز تنفر از صهیونیست‌ها شد.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به گذشت بیش از ۷۵ سال از غصب فلسطین، گفتند: این مسئله باید در این مدت طولانی از یادها می‌رفت اما امروز ایستادگی ملت فلسطین و ملت‌های منطقه بر سر مسئله فلسطین، ده‌ برابر بیشتر از زمان غصب این سرزمین است و باور مشترک ملت‌ها به مقاومت، این شعله را افروخته‌تر کرده است.


ایشان همسویی با رژیم صهیونیستی را خط قرمز ملت‌ها دانستند و افزودند: صهیونیست‌ها و همدستانشان بدانند؛ براساس سنت الهی، جنایت پیروزی نمی‌آورد و امروز این سنت الهی و تجربه تاریخی در غزه و ساحل غربی رود اردن و لبنان در حال تکرار است.


رهبر انقلاب با اشاره به حضور ایران در سوریه در سالهای قبل، گفتند: نکته‌ای که اغلب بخصوص جوانان از آن بی‌اطلاعند این است که قبل از کمک ما به دولت سوریه، یعنی در مقطع حساس دفاع مقدس و در شرایطی که همه به نفع صدام و علیه ما کار می‌کردند، دولت سوریه با کمکی حیاتی به ایران و در حرکتی بزرگ و تعیین‌کننده، خط لوله انتقال نفت از عراق به مدیترانه را مسدود و صدام را از درآمد آن محروم کرد.


ایشان علت دیگر حضور جوانان و برخی فرماندهان ایرانی در سوریه و عراق را مقابله با فتنه داعش خواندند و افزودند: داعش بمب ناامنی بود و آنها به دنبال ناامن کردن سوریه، عراق و سپس حضور در ایران و ناامن کردن کشور ما به عنوان هدف اصلی و نهایی بودند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جلوگیری از سرایت ناامنی به ایران را علت مهم عزم جمهوری اسلامی برای مقابله با داعش برشمردند و خاطرنشان کردند: مسئولان ما خیلی زود متوجه شدند که اگر جلوی داعش گرفته نشود، ناامنی سراسر ایران را فراخواهد گرفت همچنانکه نمونه‌هایی از فجایع تروریستی آنها را مردم در حوادث مجلس، حرم شاهچراغ و کرمان مشاهده کردند.


رهبر انقلاب با اشاره به فرمایشی از امیرالمؤمنین که نباید گذاشت دشمن به خانه برسد چرا که ملتی که در خانه خود با دشمن درگیر شود ذلیل می‌شود، گفتند: بر این اساس بود که نیروهای ما و سردار شهید سلیمانی و همکاران او به عراق و سوریه رفتند و با سازماندهی و مسلح کردن جوانان آن کشورها، در مقابل داعش ایستادند و کمر آن را شکستند.


ایشان با اشاره به هدف داعش برای تخریب اعتاب و اماکن مقدسه در کربلا، نجف، کاظمین و دمشق مشابه اقدام آنها در انهدام گنبد حرم مطهر سامرا، گفتند: در مقابل دشمنی آنها با اعتاب مقدسه، معلوم بود که جوانان مؤمن، غیور و محبّ اهل‌بیت اجازه تعرّض نمی‌دهند و بی‌تفاوت نمی‌مانند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، نوع حضور نظامی جمهوری اسلامی در سوریه و عراق را حضوری «مستشاری» یعنی تشکیل قرارگاههای مرکزی، تعیین راهبردها و تاکتیک‌ها، حضور در میدان جنگ در مواقع ضروری و از همه مهمتر بسیج جوانان آن مناطق خواندند و افزودند: حضور ما در سوریه و عراق به معنی اعزام لشکرهایی از ارتش و سپاه برای جنگیدن به جای ارتش آنها نبود؛ چرا که این کار نه منطقی است و نه افکار عمومی آن را قبول می‌کند.


رهبر انقلاب با اشاره به درخواست‌های پُر شمار جوانان و بسیجیان بی‌تاب و مشتاق برای اعزام به سوریه در آن مقطع گفتند: عمده حضور نیروهای ما در آن مناطق، مستشاری و در مواقع اندک و ضروری به شکل حضور نیروهای غالباً داوطلب و بسیجی بود.


ایشان، آموزش، سازماندهی و مسلح کردن گروهی چند هزار نفره از جوانان سوری برای مقابله با داعش به دست شهید سلیمانی را از اقدامات برجسته آن سردار سرافراز خواندند و با اظهار تأسف از انحلال آن گروه با تصمیم مسئولان نظامیِ سوری پس از چند سال، گفتند: بعد از خاموش شدن فتنه داعش، نیروهای ما عمدتا از سوریه بازگشتند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه جنگ اصلی باید به وسیله ارتش سوریه انجام می‌شد، افزودند: در کنار ارتش نیروهای بسیجی دیگر کشورها امکان جنگ دارند اما اگر ارتش، ضعف و بی‌همتی نشان دهد، کاری از نیروهای بسیجی برنمی‌آید که متأسفانه همین اتفاق در سوریه رخ داد.


ایشان افزودند: البته لازمه حضور در هر نقطه‌ای، همراهی و موافقت دولت آنجا است همانطور که در عراق و سوریه به درخواست دولت‌های آنها حاضر شدیم و اگر درخواستی نکنند راه بسته است و امکان کمک نخواهد بود.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: وضعیت و مصائب کنونی سوریه نتیجه ضعف و کاهش روح مقاومت و ایستادگی است که ارتش سوریه از خود نشان داد.


رهبر انقلاب با مقایسه ضعف ارتش سوریه با روحیه بالای مسئولان ارشد نیروهای مسلح ایران و اصرار آنها برای کسب اجازه حضور در میدان و کمک به مقاومت، گفتند: امروز ملت ایران به ارتش و سپاه خود افتخار و مباهات می‌کند. البته در دوران طاغوت ارتش به قدری ضعیف بود که در مقابل تهاجم خارجی ایستادگی نکرد و در جنگ دوم، دشمن تا تهران پیشروی و آن را تصرف کرد.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیان چند نکته در خصوص حوادث سوریه و جبهه مقاومت گفتند: همه بدانند قضایا اینگونه باقی نخواهد ماند که گروهی بیایند در دمشق و به خانه‌های مردم تعرض کنند و رژیم صهیونی هم با بمباران و توپ و تانک پیشروی کند.


رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: قطعاً جوانان غیور سوری به‌پا خواهند خاست و با ایستادگی و حتی دادن تلفات، به این وضع فائق خواهند آمد، همچنانکه جوانان غیور عراق پس از اشغال آن به دست آمریکا، با کمک و سازماندهی و فرماندهی شهید عزیز ما توانستند دشمن را از خانه و خیابان‌های خود بیرون کنند. البته این کار در سوریه ممکن است زمان طولانی ببرد اما نتیجه، حتمی و قطعی است.


ایشان در بیان درس‌ها و عبرت‌هایی از حادثه سوریه برای مسئولان و آحاد ملت، گفتند: درس اول، غفلت نکردن از دشمن است. در سوریه دشمن با سرعت، عمل کرد اما آنها باید از قبل پیش‌بینی و جلوگیری می‌کردند همچنانکه دستگاه اطلاعاتی ما از چند ماه قبل گزارش‌های هشدار دهنده‌ای به مسئولان سوری منتقل کرده بودند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: نباید از دشمن غافل شد و آن را حقیر شمرد یا به تبسّم او اعتماد کرد؛ چرا که گاهی با لبخند و لحن خوش حرف می‌زند اما با خنجری در پشت، منتظر فرصتی برای ضربه زدن است.


ایشان پیروزی و شکست و فراز و فرود شخصی و ملی را واقعیت زندگی خواندند و گفتند: مهم اینست که در فرازها مغرور نشد، چون غرور جهل می‌آورد و در شکست‌ها منفعل و مأیوس نشد، همچنانکه جبهه مقاومت از پیروزی مغرور و از ناکامی‌ها منفعل نمی‌شود.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: در ۴۶ سال پس از انقلاب، حوادث بزرگ و سختی را پشت سر گذاشته‌ایم همچنانکه روزی هواپیماهای صدام فرودگاه تهران را بمباران و در دل مردم ترس ایجاد می‌کردند  اما در مقابل همه حوادث گوناگون و تلخ، جمهوری اسلامی حتی یک لحظه دچار انفعال نشد.


رهبر انقلاب خطر انفعال را گاهی از خود حادثه بیشتر دانستند و گفتند: از مؤمن نباید انفعال سر بزند و دچار این احساس شود که کاری از او ساخته نیست و باید تسلیم شود. همانطور که در پیروزی‌ها نیز قرآن توصیه به شکر و استغفار از کوتاهی‌ها و پرهیز از غرور می‌کند. بنابراین در پیشرفت‌ها و موفقیت‌ها، غرور سمّ است و در کوتاهی‌ها و مشکلات نیز انفعال، زهر است که باید مراقب هر دوی اینها باشیم.


ایشان با اشاره به عده‌ای که کارشان خالی کردن دل مردم و ترساندن آنها است، گفتند: برخی در خارج از کشور و با رسانه‌های فارسی‌زبان این کار را می‌کنند که جور دیگری باید با آنها برخورد کرد اما در داخل کسی نباید این کار را بکند و اگر کسی در تحلیل یا بیان خود به‌گونه‌ای سخن بگوید که معنای آن خالی کردن دل مردم باشد، جرم است و باید با آن برخورد شود.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پایان سخنانشان، ملت ایران را آماده به کار خواندند و تأکید کردند: به توفیق الهی، ریشه صهیونیسم و عوامل خبیث غربی در این منطقه کَنده خواهد شد.

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttps://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif آنچه در ادامه در اختیار مخاطبان قرار میگیرد، «بسته‌های خبری» است که صرفاً جهت بازنشر سریع بیانات رهبر انقلاب اسلامی در رسانه KHAMENEI.IR و حساب‌های رسمی آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده و «متن کامل بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» طبق روال مرسوم، تا ساعاتی دیگر در این پایگاه در بخش «بیانات» منتشر خواهد شد.


http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif بخش‌هایی از بیانات رهبر انقلاب در این دیدار:

* نباید تردید کرد که آنچه در سوریه اتفاق افتاده، محصول یک نقشه مشترک آمریکایی و صهیونیستی است. بله یک دولت همسایه‌ی سوریه نقش آشکاری را در این زمینه ایفا می‌کند و ایفا کرده، الان هم ایفا می‌کند - این را همه می‌بینند- ولی عامل اصلی توطئه‌گر و نقشه‌کش اصلی و اتاق فرمان اصلی در آمریکا و رژیم صهیونیستی است. قرائنی داریم. این قرائن برای انسان جای تردید باقی نمی‌گذارد.


* مقاومت این است، جبهه مقاومت این است: هرچه فشار بیاورید محکم‌تر می‌شود، هرچه جنایت کنید، پرانگیزه‌تر می‌شود. هرچه با آنها بجنگید، گسترده‌تر می‌شود و من به شما عرض می‌کنم به حول قوه‌ی الهی گستره‌ی مقاومت بیش از گذشته تمام منطقه را فرا خواهد گرفت.


آن تحلیلگرِ نادانِ بی‌خبر از معنای مقاومت خیال می‌کند که مقاومت که ضعیف شد، ایران اسلامی هم ضعیف خواهد شد و من عرض می‌کنم به حول و قوه‌ی الهی، به اذن الله تعالی، ایران قوی مقتدر است و مقتدرتر هم خواهد شد.


* البته این مهاجمینی که گفتم هرکدام یک غرضی دارند. اهدافشان با هم متفاوت است، بعضی‌ها از شمال سوریه یا جنوب سوریه دنبال تصرف سرزمین‌اند، آمریکا به دنبال این است که جاپای خودش را در منطقه محکم کند، اهدافشان اینهاست و زمان نشان خواهد داد که ان‌شاءالله هیچ کدام به این هدف‌ها نخواهند رسید. مناطق تصرف‌شده‌ی سوریه به وسیله‌ی جوانان غیور سوری آزاد خواهد شد؛ شک نکنید این اتفاق خواهد افتاد.


جاپای آمریکا هم قرص نخواهد شد، به توفیق الهی، بحول و قوه الهی، آمریکا هم به‌ وسیله‌ی جبهه‌ی مقاومت از منطقه اخراج خواهد شد.


* در قضیه‌ی فتنه‌ی داعش. داعش یعنی بمب ناامنی. داعش به معنای این بود که عراق را ناامن کند، سوریه را ناامن کند، منطقه را ناامن کند، بعد به نقطه‌ی اصلی و هدف نهایی یعنی جمهوری اسلامی ایران بیاید، جمهوری اسلامی ایران را ناامن کند. هدف اصلی و نهایی این بود. این معنای داعش است.


ما حضور پیدا کردیم، نیروهای ما هم در عراق، هم در سوریه حضور پیدا کردند به دو علت؛ یک علت حفظ حرمت اعتاب مقدسه بود. چون آن دور از معنویتها و دور از دین و ایمانها با اعتاب مقدسه دشمنی داشتند، قصد تخریب داشتند و تخریب هم کردند در سامرا مشاهده کردید به کمک آمریکایی‌ها گنبد مطهر سامرا را از بین بردند، تخریب کردند بعدها این کار را میخواستند در نجف بکنند، در کربلا بکنند، در کاظمین بکنند، در دمشق بکنند هدف داعش این بود. خب معلوم است جوان مؤمن غیور محب اهل‌بیت به هیچ وجه زیربار چنین چیزی نمیرود، اجازه نمیدهد این یک علت.


یک علت دیگر مسئله‌ی امنیت بود. مسئولین خیلی زود، به وقت فهمیدند که اگر چنانچه جلوی این ناامنی در اینجاها گرفته نشود سرایت میکند می‌آید اینجا سرتاسر کشور بزرگ ما را ناامنی خواهد گرفت. ناامنی فتنه‌ی داعش هم یک چیز معمولی نبود.


امیرالمؤمنین فرمود «ملتی که درخانه‌ی خودش درگیر با دشمن بشود ذلیل میشود،‌ نگذارید به خانه‌ی شما برسد.» لذا نیروهای ما رفتند، سرداران برجسته‌ی ما رفتند، شهید عزیز ما سلیمانی و یارانش و همکارانش رفتند جوانها را هم در عراق، هم در سوریه. اول در عراق، بعد در سوریه سازماندهی کردند، مسلح کردند، جوانهای خود آنها را، ایستادند در مقابل داعش، کمر داعش را شکستند توانستند غلبه پیدا کنند.

نوع حضور ما درحضور نظامی در سوریه در عراق هم همین‌جور به معنای این نبود که ما لشکرهایمان را برداریم ببریم آنجا بجای ارتش آن کشور.


کاری که نیروهای ما میتوانستند انجام بدهند و انجام دادند کار مستشاری بود مستشاری یعنی چه؟ یعنی تشکیل قرارگاههای مهم مرکزی و اصلی، تعیین راهبردها و تعیین تاکتیکها و در مواقع ضروری ورود در میدان جنگ اما از همه مهمتر بسیج جوانان خود آن منطقه البته جوانهای ما هم، بسیجی‌های ما هم بی‌تاب، مشتاق، با اصرار، خیلی‌هایشان رفتند.


* عوامل استکبار بعد از این حوادث سوریه خوشحالند، به خیال اینکه با سقوط دولت سوریه که طرفدار مقاومت بود جبهه‌ی مقاومت دیگر ضعیف شده.


اینها سخت در اشتباهند؛ آن کسانی که خیال میکنند با این چیزها جبهه‌ی مقاومت ضعیف شده است درک درستی از مقاومت و جبهه‌ی مقاومت ندارند. نمیدانند جبهه‌ی مقاومت اصلاً یعنی چه.


جبهه‌ی مقاومت یک سخت‌افزار نیست که بشکند یا از هم فرو بریزد یا نابود بشود. مقاومت یک ایمان است، یک تفکر است، یک تصمیم قلبی و قطعی است، مقاومت یک مکتب است یک مکتب اعتقادی است. چیزی که ایمان یک عده مردم است با فشار آوردن نه فقط ضعیف نمیشود بلکه قوی‌تر میشود.


انگیزه‌ی افراد جبهه‌ی مقاومت و عناصر جبهه‌ی مقاومت با دیدن خباثتها  قوی‌تر میشود و دامنه‌ی جبهه‌ی مقاومت گسترده‌تر میشود.


* مقاومت اینجوری است؛ وقتی جنایات سبُعانه‌ی دشمن را می‌بینند آن کسانی که تردید داشتند که باید مقاومت کرد یا نه، از تردید بیرون می‌آیند میفهمند که جز با سینه سپر کردن در مقابل ستمگر و ظالم و زورگو نمیشود انسان راه خودش را ادامه بدهد، باید بایستد، باید مقاومت کند مقاومت یعنی این.


شما حزب‌اللّه لبنان را نگاه کنید ببینید، مصیبتی که بر حزب‌اللّه وارد شد شوخی بود؟ کسی مثل سید حسن نصراللّه را حزب‌اللّه از دست داد این چیز کمی بود؟ حملات حزب‌اللّه، قدرت حزب‌اللّه، مشت محکم حزب‌اللّه بعد از این بیشتر از قبل شد. این را دشمن هم فهمید و قبول کرد.


آنها خیال کردند حالا که ضربه زدند میتوانند وارد سرزمین لبنان بشوند، حزب‌اللّه را عقب بزنند تا فلان جا، مثلاً تا نهر لیتانی جلو بیایند، نتوانستند بیایند، حزب‌اللّه ایستاد با کمال قدرت کاری کرد که خود آنها آمدند گفتند آتش‌بس. مقاومت این است.


* غزه را ببینید. الان یک سال و چند ماه است که غزه را دارند بمباران میکنند. افراد برجسته‌ی غزه، آدمی مثل یحیی سنوار را کشتند شهید کردند این ضربه‌ها را وارد کردند در عین حال مردم ایستادند؛ آنها به این خیال بودند که مردم را زیر فشار قرار بدهند تا مردم خودشان علیه حماس بایستند و قیام کنند. عکس شد مردم بیشتر طرفدار حماس شدند.


مقاومت این است جبهه‌ی مقاومت این است. هر چه فشار بیاورید محکم‌تر میشود. هر چه جنایت کنید پرانگیزه‌تر میشوند هر چه با آنها بجنگید گسترده‌تر میشود و من به شما عرض میکنم، به حول و قوه‌ی الهی گستره‌ی مقاومت بیش از گذشته تمام منطقه را فرا خواهد گرفت.


آن تحلیلگر نادان بی‌خبر از معنای مقاومت خیال میکند که مقاومت که ضعیف شد ایران اسلامی هم ضعیف خواهد شد. من عرض میکنم به حول و قوه‌ی الهی، به اذن‌اللّه‌تعالی ایران قوی مقتدر است و مقتدرتر هم خواهد شد.


* سؤالی اینجا مطرح میشود. آیا با این توصیفی که ما از مسائل سوریه کردیم، در این چند سال در سوریه حضور داشتیم یا نه؟ خب همه میدانند که بله. شهدای حرم، شهدای دفاع از حرم نشان دهنده‌ی این است که ما حضور داشتیم.


ما به دولت سوریه کمک کردیم، لکن قبل از اینکه ما به دولت سوریه کمک کنیم، در یک مقطع حساسی دولت سوریه یک کمک حیاتی به ما کرد. این را اغلب اطلاع ندارند.


در بحبوحه‌ی دفاع مقدس آن وقتی که همه برای صدام کار میکردند و علیه ما کار میکردند، دولت سوریه آمد یک حرکت تعیین کننده‌ی بزرگی به نفع ما انجام داد و علیه صدام و آن این بود که لوله‌ی نفتی را که نفت آنجا را میبرد به مدیترانه و به اروپا و پولش برمیگشت درکیسه‌ی صدام، این لوله را قطع کرد، این لوله را قطع کرد. غوغایی شد در دنیا. نگذاشت نفتی که برای صدام است، این جریان پیدا کند.


خود دولت سوریه هم از این عبور این مسیر به اصطلاح از این ترانزیت نفت سود میبرد، پول میگرفت. از آن پول هم صرفنظر کرد. البته عوضش را گرفت از ما. یعنی جمهوری اسلامی این خدمت را بی‌عوض نگذاشت. آنها اول کمک کردند.


* در سوریه شهید سلیمانی یک گروه چند هزار نفری را از جوانهای خود آنها آموزش داد، مسلح کرد، سازماندهی کرد، آماده‌شان کرد ایستادند.


بعد البته خب بعدها متأسفانه بعضی از خود مسئولان نظامی آن کشور ایراد درست کردند، مشکل درست کردند، چیزی که به نفع خودشان بود از آن صرف‌نظر کردند متأسفانه. و بعد از آن که فتنه‌ی داعش خاموش شد نیروها بخشی از نیروها برگشتند، بخشی ماندند در آنجا.


در همین قضایا هم بودند و حضور داشتند منتها همان‌طور که عرض کردم جنگ اصلی را ارتش آن کشور باید بکند. در کنار ارتش آن کشور است که نیروی بسیجی که از جای دیگر آمده میتواند بجنگد. اگر ارتش آن کشور ضعف نشان داد از این بسیجی کاری برنمی‌آید و این اتفاق متأسفانه افتاد.


وقتی روح ایستادگی و مقاومت کم بشود میشود این. این مصیبتهایی که امروز بر سر سوریه دارد می‌آید که خدا میداند تا کی ادامه پیدا کند تا کی جوانهای سوریه ان‌شاءاللّه بیایند در میدان و جلویش را بگیرند این بر اثر همان ضعفهایی است که آنجا نشان داده شد.


* مسئولان بالای نیروهای مسلح، سازمانهای مسلح به من نامه مینویسند که ما در قضیه‌ی لبنان، در قضیه‌ی حزب‌اللّه که ما تاب تحمل نداریم اجازه بدهید ما برویم.


این را مقایسه کنید با آن ارتشی که تاب تحمل ندارد و می‌گریزد. دوران رژیم طاغوت متأسفانه ارتش ما همین‌جور بود؛ آنها هم در مقابل حمله‌ی دشمنان، خارجی‌ها در جنگهای مختلف از جمله در جنگ [جهانی] دوم ایستادگی نکردند، نایستادند. دشمن آمد تا خود تهران را گرفت آن روز. ایستادگی نکردند، ایستادگی نکردند. وقتی ایستادگی نمیکنند نتیجه این میشود. بایستی مقاومت کرد.


ما در همین شرایط دشوار هم آماده بودیم اینجا به من آمدند گفتند که همه‌ی امکاناتی که برای سوری‌ها امروز لازم است ما آماده کرده‌ایم آماده‌ایم که برویم. آسمانها بسته بود، زمین بسته بود، رژیم صهیونیستی و آمریکا هم آسمان سوریه را بستند هم راه‌های زمینی را بستند، امکان نداشت. اینجوری است قضایا. انگیزه‌ها اگر چنانچه در داخل آن کشور به حال خود باقی میماند و میتوانستند در مقابل دشمن حرفی داشته باشند دشمن آسمانشان را هم نمیتوانست ببندد، راه زمینی را هم نمیتوانست ببندد. میشد بهشان کمک کرد.


* همه بدانند مسئله اینجور نخواهند ماند؛ اینی که حالا یک گروهی بیایند در دمشق و جای دیگر شادی کنند، برقصند، به خانه‌های مردم تعرض کنند، رژیم صهیونی هم بیاید بمباران کند، تانک بیاورد، توپ بیاورد، موضوع اینجوری نمی‌ماند؛ قطعاً جوانان غیور سوری به پا خواهند خاست، ایستادگی خواهند کرد، فداکاری خواهند کرد، تلفات هم خواهند داد اما بر این وضع فائق خواهند آمد. همچنانی که جوانان غیور عراق این کار را کردند.


جوانان غیور عراق با کمک و هدایت و فرماندهی و سازماندهی شهید عزیز ما توانستند دشمن را از کوچه و خیابان بیرون کنند از خانه‌های خودشان بیرون کنند، و الّا آمریکایی‌ها در عراق هم همین کارها را میکردند.


* حادثه‌ی سوریه برای ما، برای یکایک ما برای مسئولین ما هم درس دارد هم عبرت دارد. باید درس بگیرد.


یکی از درسهای این مسئله‌ی غفلت است، غفلت از دشمن؛ بله در این حادثه دشمن با سرعت عمل کرد، اما اینها بایستی از قبل از حادثه می‌فهمیدند که این دشمن عمل خواهد کرد و با سرعت عمل خواهد کرد.


ما به اینها کمک هم کرده بودیم. دستگاه اطلاعاتی ما از چند ماه قبل گزارش‌های هشداردهنده‌ای را به مسئولین سوریه منتقل کرده بود، من نمی‌دانم البته آیا این دست آن مقامات بالا رسیده بود یا نه همان وسط‌ها گم‌ و گور شده بود. ولی مسئولین اطلاعاتی ما به اینها گفته بودند از شهریور، مهر، آبان، پشت سر هم گزارش داده بودند.


از دشمن نباید غافل شد. دشمن را حقیر هم نباید شمرد، به تبسم دشمن هم نبایستی اعتماد کرد، گاهی دشمن با لحن خوش با انسان حرف می‌زند با تبسم حرف می‌زند، اما خنجر را پشت سرش گرفته منتظر فرصت است.


* جبهه‌ی مقاومت نه از پیروزی‌ها مغرور باید بشود، نه از شکست‌ها مأیوس باید بشود. پیروزی و شکست هست، زندگی شخصی انسانها هم همین جور است. در آن موفقیت هست ناکامی هست. زندگی گروه‌ها همین جور است، در آن موفقیت هست ناکامی هست.


یک جریانی یک روز بر سر کار است، یک روز منعزل از کار است، دولت‌ها همین جور کشورها همین جور. فراز و نشیب در زندگی‌ هست، از فراز و نشیب نمی‌شود انسان پرهیز بکند، آنچه لازم است این است که وقتی بر فراز قرار می‌گیریم مغرور نشویم. چون غرور جهل می‌آورد. خود مغرور شدن انسان را غافل میکند وقتی که به فرود رسیدیم یک جایی ناکام ماندیم بایست افسرده و مأیوس و دلشکسته نشویم.


جمهوری اسلامی در این چهل و چند سال با حوادث بزرگ و سختی مواجه شده. حوادث بزرگ. جوانها آن روز را ندیدند، در همین تهران در خانه نشسته بودند مردم تهران جنگنده‌ی میگ ۲۵ ساخت شوروی متعلق به صدام می‌آمد بالای سر ما اینجا حرکت میکرد اگر نجابت می‌کرد بمباران نمی‌کرد اما می‌ترساند و ما هم هیچ کار نمی‌توانستیم بکنیم. نه پدافندش را داشتیم نه امکاناتش را داشتیم با اینها مواجه شدیم ما.


جمهوری اسلامی با این حوادث گوناگون، حوادث تلخ مواجه شده اما در این حوادث یک لحظه جمهوری اسلامی دچار انفعال نشده. انفعال از مؤمن نباید سر بزند. انفعال گاهی از خود حادثه خطرش بیشتر است. انفعال یعنی اینکه انسان نگاه کند به این احساس برسد که هیچ کاری نمیتواند بکند، پس تسلیم بشود. این انفعال است. پس در پیشرفتها و موفقیتها غرور سم است. در ناکامیها، مشکلات، انفعال زهر است.


* یک عده‌ای البته همتشان این است که تو دل مردم را خالی کنند. این نباید اتفاق بیفتد.


حالا بعضی در خارج این کار را میکنند، تلویزیونهای خارجی، رادیوهای خارجی، روزنامه‌های خارجی به زبان فارسی با مردم حرف میزنند، جوری تصویر میکنند قضایا را که مردم را بترسانند، تو دل مردم را خالی کنند. آن حالا تدبیرش جور دیگر است. با آنها جور دیگری باید برخورد کرد. اما در داخل کسی نباید این کار را بکند.


در داخل اگر کسی در تحلیلی، در بیانی جوری حرف بزند که معنایش خالی کردن تو دل مردم باشد، این جرم است. باید دنبال بشود.