روز عرفه فرصتی برای اعتراف به گناه نزد پروردگار است
عرفه روزی است که طبق روایت معصوم علیهالسلام در آن «موقعیّتی برای اعتراف به گناه در نزد پروردگار پیش میآید». این روایت را حضرت آیتالله خامنهای در یکی از سخنرانیهایشان در باب فضیلت روز عرفه نقل کردهاند. ایشان همواره در توصیههای خود به مردم و علیالخصوص جوانان به بهرهگیری معنوی از این روز بزرگ سفارش کردهاند. پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR به مناسبت فرارسیدن روز عرفه گزیدهای از بیانات حضرت آیتالله خامنهای راجع به روز عرفه و دعای عرفهی حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام را منتشر میکند.
* انس با دعای عرفه از اوایل نوجوانی...
آنچه که آن وقت برای من مطرح بود و عملاً وجود داشت، این بود که اهل دعا و ذکر و دعاهای مأثور و اعمالی که وارد شده بود، بودم. مثلاً یادم است هنوز بالغ نبودم که اعمال روز عرفه را بجا آوردم. اعمال آن روز، طولانی هم هست - لابد آشنا هستید؛ خیلی از جوانان با آن اعمال آشنا هستند - چند ساعت طول میکشد. اعمال، از بعد از نماز ظهر و عصر شروع میشود و اگر انسان بخواهد به همه آن اعمال برسد، شاید تا نزدیک غروب - روزهای نه چندان بلند - به طول میانجامد.
آن وقت من یادم است که با مادرم - چون مادرم هم خیلی اهل دعا و توجّه و اعمال مستحبّی بود - میرفتیم یک گوشه حیاط که سایه بود - منزل ما حیاط کوچکی داشت - آنجا فرش پهن میکردیم - چون مستحب است که زیر آسمان باشد - هوا گرم بود؛ آن سالهایی که الان در ذهنم مانده، یا تابستان بود، یا شاید پاییز بود، روزها نسبتاً بلند بود. در آن سایه مینشستیم و ساعتهای متمادی، اعمال روز عرفه را انجام میدادیم. هم دعا داشت، هم ذکر و هم نماز. مادرم میخواند، من و بعضی از برادر و خواهرها هم بودند، میخواندیم. دوره جوانی و نوجوانی من اینگونه بود؛ دوره اُنس با معنویات و با دعا و نیایش. ۱۳۷۶/۱۱/۱۴
* از فرصت عرفه برای تطهیر روح و صفا دادن به نفس استفاده کنید
امیدواریم که خداوند متعال، دهه اوّل ذیحجّه و این ایام با برکت را برای همه مسلمین، بخصوص برای مردم عزیز و ملت بزرگ و مؤمن و وفادار ما، مبارک فرماید. بنده امیدوارم که خداوند به شما مردم مؤمن این توفیق را بدهد که از روز عرفه برای نزدیک شدن دلهایتان به خدای متعال هر چه بیشتر استفاده کنید و این روز را قدر بدانید. عرفه روز بزرگی است. تطهیر روح و صفا دادن به نفس، برای یکایک ما در هر جا که هستیم مسأله اساسی و مهمّی است. این فرصتها را کوچک نشمارید و این مسائل را ناچیز ندانید. در راه حرکتِ بزرگ ملت ایران و سازندگی و پیروزی بر دشمنان و ایستادگی در مقابل زورگویان و رسیدن به اهداف عالیه نظام اسلامی، ارتباط با خدا و توجّه و توسّل و تضرّع به پروردگار نقش دارد. فرصت و وقت آن نیز همین اوقاتی است که معیّن شده است و مهمترین آنها، یا از جمله مهمترین آنها، روز عرفه است. ۱۳۷۳/۰۲/۲۸
* روز عرفه فرصتی برای اعتراف به گناه نزد پروردگار است
روز عرفه را قدر بدانید. در روایتی دیدم که «عرفه و عرفات را بدین خاطر چنین اسمی دادهاند که در این روز و آن مکان، موقعیّتی برای اعتراف به گناه در نزد پروردگار پیش میآید.» اسلام، اعتراف به گناه را در پیش بندگان، مجاز نمیداند. کسی نباید گناهی را که انجام داده است بر زبان آورد و پیش کسی به آن اعتراف کند. اما پیش خدا، چرا. بین خودتان و خدا، بین خودمان و خدا، خلوت کنیم و به قصورهایمان، به تقصیرهایمان، به خطاهایمان و به گناهانمان که مایه روسیاهی ما، مایه بسته شدن پروبال ما و مانع پرواز ماست، اعتراف نماییم و از آنها توبه کنیم. اگر فردی بخواهد اصلاح شود، باید گناه و عیب خود را بپذیرد و در پیش خود و خدا، به آن عیب و گناه اعتراف کند. کسانی که برای خودشان هیچ عیب و خطایی قائل نیستند، هرگز اصلاح نخواهند شد. یک ملت هم، اگر بخواهد به راه راست برود، باید بفهمد که کجاها اشتباه کرده است و خطاهای او چیست و به گناه خود اعتراف کند. امروز هم اگر آحاد امّت عظیم اسلامی قبول کنند که در مقابل اسلام کوتاهی کردهاند؛ اگر مسلمانان عالم تصدیق و اعتراف کنند که در دنبالهرَوی از قدرتهای اسلامی، راه را اشتباه پیمودهاند و در پذیرش فرهنگ مفسدِ اغوا کننده غرب، بهخطا رفتهاند، راهشان باز خواهد شد و خواهند توانست خودشان را اصلاح کنند. ۱۳۷۳/۰۲/۲۸
* روز عرفه روز دعا و استغفار است
روز عرفه، روز دعا و استغفار و توجه است. دعای سراسر عشق و شور و سوز در روز عرفه، که سیدالشهداء امام حسین (علیهالسّلام) در مراسم عرفات انشاء فرموده است، نشاندهندهی آن روحیهی شیدائی و عشق و شوری است که پیروان اهلبیت در یک چنین ایامی باید داشته باشند. این ایام را قدر بدانید. فرصت مال شماست. همچنان که امروز فرصت پیشرفت، فرصت شکوفائی، فرصت حرکتهای بزرگ سیاسی و انقلابی و اجتماعی مال شما جوانهاست، فرصت توجه به خدای متعال و ذکر الهی و مستحکم کردن رابطهی قلبی با خدا هم متعلق به شماست. ۱۳۹۰/۰۸/۱۱
* بهترین خواستهها برای انسان در دعای عرفه مطرح شده است
دعاهایی که از ائمه رسیده است، بهترین دعاهاست. اولا خواستههایی در این دعاها گنجانده شده است که به ذهن امثال ماها اصلا خطور نمیکند و انسان از زبان ائمه (علیهمالسلام) آنها را از خدا طلب میکند. در دعای ابوحمزه و دعای افتتاح و دعای عرفه بهترین مطالبات و خواستهها برای انسان مطرح میشود؛ که اگر انسان اینها را از خدا بخواهد و بگیرد، میتواند برای او سرمایه باشد. ثانیا در این دعاها مایههای خشوع و تضرع وجود دارد. مطلب، با زبان و لحن و بیانی ادا شده است که دل را خاشع و نرم میکند. با عبارات فصیح و بلیغ، عشق و شیفتگی و شوق در این دعاها موج میزند. انسان باید این دعاها را قدر بداند و از آنها استفاده کند. ۱۳۸۴/۰۷/۲۹
* معروفترین دعاها از سه امامی که در صحنه مبارزه بودند صادر شد
عجیب این است که اگرچه از همه ائمه علیهمالسّلام - تا آن جایی که در ذهنم هست - تقریباً دعاهایی مأثور است و ادعیّهای به ما رسیده است، اما بیشترین و معروفترین دعاها از سه امام است، که هر سه درگیر مبارزات بزرگِ مدّتِ عمر خودشان بودند: یکی امیرالمؤمنین علیهالسّلام است که دعاهایی مثل دعای کمیل و دعاهای دیگر از آن بزرگوار رسیده است، که یک عالَم و غوغایی است. بعد ادعیه مربوط به امام حسین علیهالسّلام است، که همین دعای عرفه مظهر آنهاست. این دعا، واقعاً دعای عجیبی است. بعد هم امام سجاد علیهالسّلام است که فرزند و پیامآور عاشورا و مبارز در مقابل کاخ ستم یزید است. این سه امامی که حضورشان در صحنههای مبارزات از همه بارزتر است، دعایشان هم از همه بیشتر است؛ درسشان در خلال دعا هم از همه بیشتر است. آن وقت شما همین خصوصیات اخلاقی را در صحیفه سجادیّه نگاه کنید. ۱۳۷۶/۰۹/۱۳
* دعای عرفه صحیفه سجادیه مانند شرحی بر دعای عرفه امام حسین علیه السلام است
دعای دیگری مربوط به روز عرفه در صحیفه سجادیه هست، که از فرزند این بزرگوار است. من یک وقت این دو دعا را با هم مقایسه میکردم؛ اوّل دعای امام حسین را میخواندم، بعد دعای صحیفه سجّادیه را. مکرّر به نظر من این طور رسیده است که دعای حضرت سجّاد، مثل شرح دعای عرفه است. آن، متن است؛ این، شرح است. آن، اصل است؛ این، فرع است. دعای عرفه، دعای عجیبی است. شما عین همین روحیه را در خطابی که حضرت در مجمع بزرگان زمان خود - بزرگان اسلام و بازماندگان تابعین و امثال اینها - در منی ایراد کردند، مشاهده میکنید. ظاهراً هم متعلّق به همان سال آخر یا سال دیگری است - من الان درست در ذهنم نیست - که آن هم در تاریخ و در کتب حدیث ثبت است.
به قضیه عاشورا و کربلا برمیگردیم. میبینیم اینجا هم با اینکه میدان حماسه و جنگ است، اما از لحظه اوّل تا لحظه آخری که نقل شده است که حضرت صورت مبارکش را روی خاکهای گرم کربلا گذاشت و عرض کرد: «الهی رضاً بقضائک و تسلیماً لأمرک»، با ذکر و تضرع و یاد و توسّل همراه است. از وقت خروج از مکه که فرمود: «من کان فینا باذلاً مهجته موطناً علی لقاءاللَّه نفسه فلیرحل معنا»، با دعا و توسل و وعده لقای الهی و همان روحیه دعای عرفه شروع میشود، تا گودال قتلگاه و «رضاً بقضائکِ» لحظه آخر. یعنی خود ماجرای عاشورا هم یک ماجرای عرفانی است. جنگ است، کشتن و کشته شدن است، حماسه است - و حماسههای عاشورا، فصل فوقالعاده درخشانی است - اما وقتی شما به بافت اصلی این حادثه حماسی نگاه میکنید، میبینید که عرفان هست، معنویّت هست، تضرّع و روح دعای عرفه هست. ۱۳۷۶/۰۹/۱۳
* در دعای عرفه معارف فراوانی وجود دارد که فقط با زبان دعا قابل بیان است
در دعاهاى معتبر خیلى معارف وجود دارد که انسان اینها را در هیچ جا پیدا نمىکند؛ جز در خود همین دعاها. از جملهى این دعاها، دعاهاى صحیفهى سجادیه است. در منابع معرفتى ما چیزهایى وجود دارد که جز در صحیفهى سجادیه یا در دعاهاى مأثور از ائمه (علیهمالسّلام) انسان اصلاً نمىتواند اینها را پیدا کند. این معارف با زبان دعا بیان شده. نه اینکه خواستند کتمان کنند؛ طبیعت آن معرفت، طبیعتى است که با این زبان مىتواند بیان شود؛ با زبان دیگرى نمىتواند بیان شود؛ بعضى از مفاهیم جز با زبان دعا و تضرع و گفتگو و نجواى با پروردگار عالم اصلاً قابل بیان نیست. لذا ما در روایات و حتّى در نهجالبلاغه از این گونه معارف کمتر مىبینیم؛ اما در صحیفهى سجادیه و در دعاى کمیل و در مناجات شعبانیه و در دعاى عرفهى امام حسین و در دعاى عرفهى حضرت سجاد و در دعاى ابوحمزهى ثمالى از اینگونه معارف، فراوان مىبینیم. از دعاها غفلت نکنید؛ به دعاها بپردازید. دعا هم بکنید. ۱۳۸۴/۰۷/۱۷
* خدا را برای به دنیا آمدن در دولت اسلام شکر کنید
اقبال بزرگی که شما جوانان آوردهاید این است که در دورهی حاکمیت اسلام هستید. بعضی در این دوره متولد شدهاید و بعضی در این دوره، جوانیتان را گذراندهاید و این، اقبال بسیار بزرگی است.
خوشا به حالتان! کمااینکه، حضرت امام حسین علیهالسلام، در «دعای عرفه» خدا را شکر میکند که در دولت کفر به دنیا نیامده است. (چون ایشان در دولت پیغمبر به دنیا آمدند.) آری! این قضیه آنقدر عظمت دارد که امام حسین، آن هم در دعای عرفه خدا را شکر میکند که او را در دولت کفر به دنیا نیاورده و در دولت اسلام به دنیا آورده است. ۱۳۷۹/۱۱/۱۵
عرفهای در کنار مادرم

پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR در آستانه فرارسیدن روز عرفه، روایت حضرت آیتالله خامنهای از انجام اعمال روز عرفه در کنار خانواده در ایام نوجوانیشان را منتشر کرد. این خاطره در قالب کلیپ صوتی «عرفهای در کنار مادرم» تهیه و تدوین شده است.
رهبر انقلاب این خاطره را در جریان گفتوشنود با جمعی از جوانان و نوجوانان در تاریخ ۱۳۷۶/۱۱/۱۴ بیان کردهاند.
یادم است هنوز بالغ نبودم که اعمال روز عرفه را بجا آوردم. اعمال آن روز، طولانی هم هست - لابد آشنا هستید؛ خیلی از جوانان با آن اعمال آشنا هستند - چند ساعت طول میکشد. اعمال، از بعد از نماز ظهر و عصر شروع میشود و اگر انسان بخواهد به همه آن اعمال برسد، شاید تا نزدیک غروب - روزهای نه چندان بلند - به طول میانجامد.
آن وقت من یادم است که با مادرم - چون مادرم هم خیلی اهل دعا و توجّه و اعمال مستحبّی بود - میرفتیم یک گوشه حیاط که سایه بود - منزل ما حیاط کوچکی داشت - آنجا فرش پهن میکردیم - چون مستحب است که زیر آسمان باشد - هوا گرم بود؛ آن سالهایی که الان در ذهنم مانده، یا تابستان بود، یا شاید پاییز بود، روزها نسبتاً بلند بود. در آن سایه مینشستیم و ساعتهای متمادی، اعمال روز عرفه را انجام میدادیم. هم دعا داشت، هم ذکر و هم نماز. مادرم میخواند، من و بعضی از برادر و خواهرها هم بودند، میخواندیم. دوره جوانی و نوجوانی من اینگونه بود؛ دوره اُنس با معنویات و با دعا و نیایش.
همچنین گزیدهای از بیانات رهبر انقلاب در شرح فضایل دعای عرفه در دسترس کاربران قرار گرفته است. [اینجا]
پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR فیلم این دیدار را منتشر میکند.
بسماللهالرّحمنالرّحیم (۱)
اوّلاً از آقازادهی مرحوم آقای طالقانی (رحمةاللهعلیه) و دوستان همکارشان تشکّر میکنیم که نام طالقانی و بیت طالقانی را همچنان که آن شخصیّت زندگی کرد و بود، حفظ کردند. بعضی از بیوت و وابستگان به شخصیّتها، بعد از آنکه آن شخصیّت پایش از این عالم مادّی بریده میشود و بیرون میرود، نام او را حفظ میکنند لکن محتوای او را بکلّی -گاهی اوقات به ۱۸۰ درجه عکس- تغییر میدهند. شاید اگرچنانچه ایشان -که خب در بین برادرها به این مسئله همّت گماشتند- همّت نمیکردند و پا جلو نمیگذاشتند، شاید سرنوشت آقای طالقانی هم به همان سرنوشت دچار میشد؛ امّا خب الحمدلله شما توانستید چهرهی آقای طالقانی را حفظ کنید.
آقای طالقانی، یک شخصیّت بسیار مغتنمی بود. این جهاتی که جنابعالی ذکر کردید،(۲) واقعاً در ایشان بود. خدای متعال یک قالب خوبی در ایشان متجلّی کرده بود؛ یک انسان صریح، باصفا، باصداقت. از جملهی خصوصیّات آقای طالقانی، یکی صفای ایشان بود؛ آدم باصفایی بود، آدم باصداقتی بود. وقتی انسان با ایشان مینشست، جز یکرنگی و صفا و راستی، واقعاً انسان هیچ چیز نمیدید. ما با ایشان جلسات طولانی [داشتیم]؛ بنده هر وقت تهران میآمدم -آنوقتهایی که ایشان از زندان آمده بودند بیرون- منزل ایشان حتماً یک بار، دو بار میرفتم، مینشستیم دو ساعت با ایشان صحبت میکردیم؛ آدم لذّت میبرد از صفا و صداقت این مرد؛ این یکی از خصوصیّات ایشان بود.
در عین این صفا و صداقت و راستی و درستی، مردی بود در کمال اعتماد به نفس؛ یعنی یکی از خصوصیّات ایشان، اعتماد به نفس بود؛ مطلقاً تحت تأثیر قدرتها و ظواهر و مانند اینها قرار نمیگرفت. من اوّلْباری که آقای طالقانی را دیدم، یا آخر سال ۴۲ بود یا اوائل ۴۳ که ایشان در عشرتآباد محاکمه میشدند. رفتم من در دادگاهشان [شرکت کردم]؛ گفتند دادگاه عمومی است منتها صندلی محدودی گذاشتند؛ ما خیلی زود رفتیم آنجا که شرکت کنیم و الحمدلله جا پیدا کردیم، رفتیم داخل. من تا آنوقت آقای طالقانی را از نزدیک ندیده بودم؛ ایشان و مرحوم مهندس بازرگان و دیگران بودند -آن عدّهی نهضت آزادی- که آنجا محاکمه میشدند و به نظرم آن محاکمهی دوّم هم بود؛ از آن دادگاههای پنج قاضی که پنج نفر آن بالا با درجه و نشان و واکسیل(۳) و اینها نشسته بودند؛ آقای طالقانی هم آن جلو بیاعتنا نشسته بود؛ اسم ایشان را آوردند، ایشان باید بلند میشد حرف میزد، [ولی] ایشان اعتنایی نکرد، همانطور که نشسته بود و عصا هم دستش بود -آنوقت با اینکه سن ایشان هم زیاد نبود امّا عصا داشت؛ این عصا هم دستش بود- اصلاً اعتنایی نکرد، بلند نشد، جواب نداد؛ یعنی اینجور بود، آن دادگاهی که جوری آن را ترتیب میدادند که آن متّهم خودش در آن بهاصطلاح هیمنهی ظاهری دادگاه هضم بشود -معمولاً اینجور بود؛ ما هم چند بار دادگاه رفتیم، دیدیم- ایشان اصلاً و مطلقا اعتنائی نداشت. وقت تنفّس هم ما رفتیم جلو، ایشان با ما گرم، گیرا -حالا بنده آنوقت یک طلبهای مثلاً بودم، یک طلبهی جوانی؛ و شنیده بودند من چون اندکی قبلش زندان قزلقلعه بودم و ایشان و مهندس بازرگان شنیده بودند- [وقتی] بنده را معرّفی کردند، گرم گرفتند، محبّت کردند؛ به آن مقامات، بیاعتنا؛ به ما که یک طلبهای بودیم، اینجور گرم و گیرا و با محبّت و مانند اینها.
خود ایشان میگفتند در مسجد هدایت که مال هدایتها و خاندان هدایت و مربوط به آنها بود که اینها فواتحشان را اینجا میگرفتند -در فواتح خاندان هدایت که یک خاندان قدیمی مرتبط با دربار و دستگاه بودند؛ خب ایشان هم پیشنماز مسجد هدایت بودند و گاهی شرکت میکردند- من رفتم؛ یکی از زنهایشان یا مردهایشان مُرده بودند و مجلس ترحیم داشتند و من هم آنجا رفتم؛ دمِ در، این امرای بلندپایه با درجههای سرلشکری و سپهبدی و فلان همینطور ایستاده بودند با لباسهای فلان؛ از جمله، آن ارتشبد هدایت معروف آن زمان هم ایستاده بود؛ ایشان گفتند من نگاه کردم دیدم من در ردیف اینها نمیتوانم [بنشینم]، رفتم آنطرف یک جایی نشستم. ایشان میگفت بعد گذشت این قضیّه، افتادیم زندان -در همین اواخر بوده؛ به نظرم این زندانهای آخر بوده- من در حیاط زندان قصر داشتم میرفتم و قدم میزدم؛ دیدم یک نفر آمد جلوی من و [گفت] قربان! سلام عرض میکنم، خم شد و تعظیم کرد به من و [گفت] سلام عرض میکنم؛ [گفتم] علیکمالسّلام، شما کی هستید؟ [گفت] بنده هدایت؛ معرفی کرد خودش را و معلوم شد بله، ارتشبد هدایت است و حالا افتاده زندان. ایشان میگفت دیدم آن آدم با آن جاه و جلال و با آن کَرّوفَر، یک آدم کوچک حقیرِ واقعی است؛ ولی من نه در آن مجلس نه اینجا، فرقی نکرده بودم، من همین خودم بودم! اینجور بود، با این اعتمادبهنفس و احساس شخصیّت.
این هم ناشی از ایمان بود. ایشان واقعاً مؤمن بود. آنوقت همین ایشان، در مقابل امام تواضع میکردند. من تواضع ایشان را در مقابل امام دیدم، هم در غیاب امام، هم در حضور امام. در غیاب امام ایشان به بنده گفتند که آقای خمینی گاهی یک حرفهایی میزند که به نظر آدم نشدنی میآید، بعد میبینیم واقعاً شد، ایشان به یکجایی متّصل است! یعنی برداشت آقای طالقانی این بود -به این مضمون، حالا عین عبارت ایشان یادم نیست- میگفت از یکجایی به ایشان خبر میرسد، به یکجایی ایشان متّصل است. در حضور امام هم من دیده بودم، ایشان کمال تواضع را در مقابل امام میکردند؛ این آدمی که آن جاه و جلال آن دستگاهها برایش صفر بود و هیچ نبود، در مقابل امام تواضع میکرد.
شخصیّتهای ماندگار تاریخ از اینجور فضائل در وجودشان مستتر است؛ اینها را بایستی باز کرد، شناخت، معرفی کرد. بههرحال این تشکیلات شما تشکیلات خوبی است و آقای طالقانی واقعاً سزاوار و شایستهی این است که از ایشان تجلیل بشود، احترام بشود؛ نگذارید نام ایشان فراموش بشود و خصوصیّات ایشان فراموش بشود و نسبتهای واقعی ایشان با انقلاب، تبدیل بشود به نسبتهای غیر واقعی؛ اینها را باید مانع بشوید و نگذارید. انشاءالله موفّق و مؤیّد باشید.
۱) در ابتدای این دیدار -که در چارچوب دیدارهای دستهجمعی برگزار شد- آقایان سیّدمهدی طالقانی (فرزند آیتالله طالقانی) و موسی حقّانی (مسئول ستاد) مطالبی بیان کردند.
۲) اشارهی مسئول ستاد به این مطلب که در دیدار قبلی ستاد بزرگداشت آیتالله طالقانی، معظّمٌله در ۱۳۸۹/۱۲/۱۹، بر مجاهد بودن و انقلابی بودن شخصیّت آیتالله طالقانی تأکید فرمودند.
۳) رشتههای بههمبافتهای که بر شانهی لباسهای رسمی نظامی میآویزند.
خط حزبالله۴۹ | چشمان باز
«آنان که حج را به یک سفر زیارتی ـ سیاحتی فروکاسته و دشمنی و کینه خود با ملّت مؤمن و انقلابی ایران را در زیر عنوان «سیاسی کردن حج» پنهان ساختهاند، شیطانهایی خُرد و حقیرند که از به خطر افتادنِ مطامع شیطان بزرگ، آمریکا، به خود میلرزند. ۹۵/۶/۱۲» .
چهل و نهمین شماره هفتهنامه خبری-تبیینی خط حزبالله با گزارشی از خدمتِ آلسعود به شیطان بزرگ با عنوان «در خدمتِ شیطان» منتشر شد.
این روزها که بحث بر سر موضوع تفاهمهای مربوط به روابط بانکی و تعهدات ناشی از آن، در محافل اجتماعی و سیاسی کشور بر روی زبانها است خط حزبالله در سخن هفته خود با عنوان « چشمان باز» به تبیین چگونگی مواجهه با این موضوع پرداختهاست.
تصویر ویژه نشریه عکسیاست از حضور حضرت آیتالله خامنهای در حرم حضرت زینب(سلامالله علیها) در سال ۱۳۶۳.
چهل و نهمین شماره خط حزبالله به روح پرفتوح شهدای حادثه منا تقدیم شده است.
نسخهی PDF نشریه در سه نسخهی تابلوی اعلانات، A۴ جهت مطالعه و A۳ برای چاپ و تکثیر بر روی پایگاه KHAMENEI.IR قرار گرفته است و عموم امت حزبالله میتوانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئتهای مذهبی و پایگاههای بسیج توزیع کنند. برای دسترسی به آرشیو نشریه هم میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
برای دسترسی به آرشیو نشریه هم میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
برای دسترسی به آرشیو نشریه هم میتوانید به اینجا مراجعه کنید.
نسخه تابلو اعلانات | دریافت "خط حزبالله" نسخهی مطالعه (A۴) | دریافت نسخهی چاپ (A۳)

نماهنگی از دیدار رهبر انقلاب با خانوادههای شهدای منا

در آستانهی فرارسیدن اولین سالگرد فاجعهی منا و حادثهی مسجدالحرام، جمعی از خانوادههای شهدای این دو واقعه، صبح چهارشنبه (۱۳۹۵/۶/۱۷) با حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند.
به همین مناسبت پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR نماهنگی کوتاه از این دیدار را منتشر میکند.
دیدار خانوادههای شهدای منا با رهبر انقلاب


حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار خانواده های شهدای مِنا و مسجدالحرام، کوتاهی و بیکفایتی آل سعود در این حادثه را، اثبات مجدد بی لیاقتی این شجره خبیثهی ملعونه در تصدی و اداره حرمین شریفین خواندند و تأکید کردند: اگر راست می گویند و در حادثه بی تقصیرند، بگذارند یک هیأت حقیقت یاب اسلامی- بین المللی، واقعیات مسئله را از نزدیک بررسی و روشن کند.
حضرت آیتالله خامنهای، دیدار با خانوادههای شهیدان منا و مسجدالحرام را یادآور حوادث دردناک سال گذشته دانستند و افزودند: حادثه منا و جان باختن حاجیان ایرانی در حال عبادت و با لبان تشنه و در زیر آفتاب سوزان، حادثهای عمیقاً غمانگیز و فراموشنشدنی است، البته این حادثه ابعاد گوناگون و روشنگری از لحاظ سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و دینی دارد که این ابعاد نباید فراموش شوند.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: سال گذشته، مواجه شدن خانوادهها با خبر درگذشت عزیزانشان و بازگشت جنازههای آنان بسیار سخت و دشوار بود اما در مقابل این مصیبت، توجه به این واقعیت که آن عزیزان همچون شهدا در سایه مغفرت، رحمت و نعمت الهی هستند می تواند مایه تسلّی و آرامش باشد.
حضرت آیتالله خامنهای سپس با اشاره به شهادت حدود ۷ هزار تن از زائران خانه خدا در حادثه منا این انتقاد جدی را مطرح کردند که چرا کشورها و دولتها به این حادثه سنگین و تأثربار، عکس العملی نشان ندادند؟
ایشان، سکوت دولتها و حتی علما، فعالان سیاسی، روشنفکران و نخبگان جهان اسلام در قبال شهادت ۷ هزار زائر بیگناه را، «بلای بزرگ امت اسلامی» خواندند و افزودند: حساس نبودن در قبال مسائلی نظیر حادثه سخت و جانکاه منا، مصیبت واقعی جهان اسلام است.
رهبر انقلاب، خودداری حکام سعودی از یک عذرخواهی زبانی را اوج وقاحت و بی شرمی آنان برشمردند و افزودند: حتی اگر تعمدی در کار نبوده باشد، این همه بی تدبیری و بیکفایتی برای یک مجموعه حاکمیتی و سیاسی، جرم محسوب می شود.
حضرت آیتالله خامنهای، سخنان خود را در جمع خانواده های داغدار شهدای منا با طرح یک سئوال مهم ادامه دادند: وقتی یک رژیم، حتی از اداره میهمانان خدا که برای او درآمدزا نیز هستند عاجز می ماند، چه تضمینی وجود دارد که در اوقات مشابه، حوادث مشابه منا روی ندهد؟
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: ملت ایران شجاعانه در مقابل جهالت و گمراهی آل سعود ایستاده و مواضع قرآنی و بر حق خود را، با افتخار و صریح بیان می کند و ملتها و کشورهای دیگر نیز باید شجاعانه، گریبان سعودی ها را بگیرند.
ایشان خاطرنشان کردند: بی کفایتی سعودی ها و ناامنی تحمیل شده از سوی آنان بر حجاج خانه خدا، حقیقتاً نشان داد این حکومت، لایق اداره حرمین شریفین نیست که این واقعیت باید در جهان اسلام ترویج شود و جا بیفتد.
حضرت آیتالله خامنهای، بُعد دیگر حادثه منا را سکوت مرگبار مدعیان حقوق بشر دانستند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به جنجال سیاسی - تبلیغاتی سازمانهای مدعی دفاع از حقوق بشر در قبال اجرای احکام قضایی در برخی کشورها افزودند: سکوت محض در قبال کوتاهی یک حکومت در ادای وظایفش و جان باختن ۷ هزار انسان مظلوم و بیگناه، هویت دروغین مدعیان جهانی حقوق بشر را آشکار کرد و کسانی که به مجامع و سازمانهای بین المللی امید بسته اند، باید از این واقعیت تلخ درس بگیرند.
حضرت آیتالله خامنهای، تشکیل یک هیأت حقیقت یاب را از جمله کارهای واجب و ضروری کشورهای اسلامی و مدعیان حقوق بشر خواندند و افزودند: با وجود گذشت یک سال از آن حادثه غمبار، بررسی اسناد دیداری، شنیداری و مکتوب، حقایق ماجرا را تا حدود زیادی روشن خواهد کرد.
ایشان با تأکید به مسئولان کشور برای پیگیری جدی تشکیل هیأت حقیقت یاب افزودند: آل سعود اگر به ادعای بی تقصیری خود در حادثه منا مطمئن است، دهانها را با پول نبندد و بگذارد هیأت حقیقت یاب، مسئله را از نزدیک دنبال کند.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان حامیان رژیم سعودی را شریک جنایات این رژیم در فاجعه منا خواندند و افزودند: رژیم بی شرم سعودی به پشتوانه همراهی آمریکا، وقیحانه در مقابل مسلمانان ایستاده و در یمن، سوریه، عراق و بحرین خونریزی می کند، بنابراین آمریکا و دیگر حامیان ریاض در جرم و جنایات سعودی ها شریکند.
حضرت آیتالله خامنهای با اشاره به تلاش دستگاههای تبلیغاتی وابسته برای القای جنایت منا به عنوان نمونه ای از اختلاف و درگیری «شیعه و سنی» یا «عرب و غیرعرب» افزودند: حامیان تبلیغاتی حکام سعودی در حالی این دروغ محض را تکرار می کنند که اکثرِ ۷ هزار شهید منا، از جمله تعداد زیادی از شهدای ایرانی، اهل سنت هستند.
ایشان افزودند: آل سعود و تروریستهای جلادِ ساخته و پرداخته دست آنان در یمن و سوریه و عراق، مردم عرب را به خاک و خون می کشند، بنابراین بر خلاف تبلیغات خباثت آلود غربیها، سعودیها حامی مردم عرب نیز نیستند و ماجرای مِنا ربطی به درگیری ساختگی و رسانهای عرب و غیرعرب ندارد.
رهبر انقلاب تأکید کردند: واقعیت ماجرا این است که سعودیهای منفور، یک گروه در درون جهان اسلام هستند که برخی از آنها دانسته و برخی نادانسته به دشمنی با مسلمانان مشغولند و جهان اسلام باید با ایستادگی در مقابل آنان، از اربابان سعودیها یعنی آمریکا و انگلیس خبیث اعلام برائت و بیزاری کند.
حضرت آیتالله خامنهای در پایان سخنانشان دستگاههای مختلف از جمله وزارت امور خارجه، بعثه، سازمان حج و بنیاد شهید را به اَدای کامل و پیگیری جدی وظایف خود در قبال حادثه عظیم منا فراخواندند.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین قاضی عسکر نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت با تسلیت شهادت شهدای ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، جمعه خونین مکه در سال ۱۳۶۶ و شهدای سال گذشته حج،گفت: دو فاجعه بزرگ منا و مسجدالحرام شیرینی حج را به تلخی تبدیل و مردم و خانوادههای بسیاری را داغدار کرد.
حجتالاسلام والمسلمین قاضی عسکر با اشاره به کارشکنی سعودیها در تشکیل کمیته حقیقتیاب افزود: بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج با ثبت و ضبط اظهارات شاهدان فاجعه و با همکاری حقوقدانان، راههای پیگیری حادثه را از طریق مجامع حقوقی بینالمللی شناسایی کرده و نخواهند گذاشت حادثه منا به فراموشی سپرده شود.
همچنین حجتالاسلام والمسلمین شهیدی محلاتی نماینده ولی فقیه و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران، گزارشی از اقدامات و فعالیتهای ستاد بزرگداشت حادثه منا و مسجدالحرام بیان کرد و گفت: فاجعه غمبار منا در اثر سوء مدیریت و بیکفایتی آل سعود اتفاق افتاد.
بیانات رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید حوزههای علمیه

حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، صبح امروز (سهشنبه) در ابتدای جلسهی درس خارج فقه در سال تحصیلی جدید حوزههای علمیه، با اشاره به وجود برنامههای گسترده برای انحراف ذهن و دل مردم و جوانان از اصل دین، اولین و مهمترین وظیفهی روحانیون را «مقابله با نقشهی دینزدایی و عفتزدایی» خواندند و تأکید کردند: حوزههای علمیه و روحانیون باید با شناخت فضای مجازی و استفاده از فرصتهای آن، معارف و مفاهیم اسلامی را تبیین کنند.
حضرت آیتالله خامنهای با تأکید بر اهمیت «وظیفهشناسی» و «موقعیتشناسی» در کار تبلیغ و بیان مسائل دینی خاطرنشان کردند: اگر وظیفه بهدرستی شناخته نشود، علم، تقوا و حتی شجاعت نیز اثر مثبت و مورد انتظاری نخواهد داشت.
رهبر انقلاب اسلامی، «بصیرت» را به معنای شناخت نیازها و واقعیات جامعه خواندند و افزودند: «بصیرت» یعنی بدانیم جوانِ امروز چه نیازهایی دارد و بر لوح دل آماده و مشتاق او، چه چیزی نقش بسته یا باید نقش ببندد.
ایشان با اشاره به هزینههای گزاف و برنامهریزیهای فراوان علیه ایمان و اعتقادات مردم گفتند: دشمن از طریق تولید و ترویج شبهات و همچنین تولید محتوای ضد عفت و حیا، بهدنبال انحراف جوانان مؤمن و سالم از اصل دین و دریدن پردههای حیا است و امروز این کار در بستر فضای مجازی انجام میشود.
حضرت آیتالله خامنهای، مقابله با این نقشه را اولین و مهمترین وظیفهی روحانیت خواندند و خاطرنشان کردند: حوزههای علمیه و دانایان مذهب باید قابلیت مواجه شدن با لشکر عظیم دشمن را در خود ایجاد کنند.
ایشان با اظهار تأسف از ناآشنایی برخی مبلغان دینی با ابزارهای جدید رایانهای و همچنین عدم درک درست از اهمیت مسئلهی فضای مجازی در برخی مسئولان، افزودند: فضای مجازی، بهصورت توأمان دارای منافع و مضرات بیشماری است که باید با استفاده از فرصتهای آن، مفاهیم اسلامی را در سطح گسترده ترویج کرد و در همین خصوص، شورای عالی فضای مجازی با هدف تمرکز در فکر، تصمیم و اقدام تشکیل شد.
حضرت آیتالله خامنهای، شناسایی شبهات روز و پاسخ به آنها را ازجمله کارهای مهم حوزههای علمیه برشمردند و افزودند: این کار هیچ منافاتی با فقاهت ندارد، زیرا فقه، منحصر به احکام عملی نیست، بلکه «فقه الله الاکبر» در واقع همان معارف اسلامی است و باید برای پاسخ به شبهات دینی نیز همانند کاوشهای دقیق و پردامنهی فقهی، اقدام و عمل کرد.