خاطره زیبا و شنیدنی مجیدی از اولین بیننده فیلم «محمد رسولالله(ص)»
به گزارش خبرنگار حلقه وصل از قم، مجید مجیدی در پنجمین همایش هیئتهای محوری و برگزیده کشور خاطره زیبای اولین اکران فیلم محمد(ص) را بیان کرد، که به جرأت میتوان گفت در مدتی که این خاطره نقل میشد، سکوت زیبایی که نشان از شوق شنیدن بود بر سالن همایش حکمفرما شد. در ادامه این خاطره را به زبان مجیدی میخوانید:
اولین کسی که فیلم محمد(ص) را دید حضرت آقا بودند، به هر حال ایشان بانی و ایدهدهنده فیلم بودند. در طول سال هم مرتب گزارشها را به ایشان میدادیم و در جریان ساخت و ساز کار بودند و حتی روزهای آخر فیلم هم بازدیدی از شهرک داشتند، بازدیدی که قرار بود 2 ساعته باشد ولی 6 ساعت طول کشید و ایشان با یک ذوقی تمام شهرک را بازدید کردند. بازدید ایشان در قالب فیلمی در حال تهیه است که بعدها نمایش داده میشود.

فیلم قبل از نهایی شدن حدود 3 ساعت و 20 دقیقه بود، در بهمن ماه قبل از انجام دادن کارهای ویژه نهایی روی فیلم، فیلم را آماده کردیم که حضرت آقا ببینند و اگر اصلاحاتی و نظراتی که لازم است را بگویند، تا انجام دهیم.
بعد از نماز مغرب و عشاء بود که برای نمایش به حسینیه امام خمینی(ره) رفتیم. در آنجا دوستان گفتند 3ساعت و 20 دقیقه زمان طولانیای است و به خصوص که از عمل جراحی ایشان زمان زیادی نگذشته بود و دوران نقاهت را میگذراندند. قرار شد که با حضرت آقا مطرح کنیم که وسط فیلم یک زمان استراحتی بگذاریم که ایشان استراحت کنند.
در بالای حسینیه یک سالن 30 -40 نفر تجهیز شده بود که فیلم نمایش داده شود. در مسیر حرکت به سمت محل نمایش گزارشهای تکمیلی را به حضرت آقا دادم و گفتم فیلم همچین زمانی دارد و اگر شما اجازه بدهید وسط فیلم توقفی باشد تا شما استراحتی بکنید. آقا در جواب فرمودند: حالا ببینیم چه میشود.
در اینجا بگویم این پیشنهاد را به این خاطر دادم که تجربه فیلم دیدن حضرت آقا را داشتم، چه حضوری و چه اینکه از دوستان شنیده بودم؛ مثلا ایشان بچههای آسمان را در دو نوبت دیده بودند.
آقا با همه اهلبیتشان برای تماشای فیلم آمده بودند و خانمها پشت پردهای که آماده شده بود، نشستند، من هم دقیقا کنار حضرت آقا نشستم، طبق روال مرسوم کنار آقا هم یک میز عسلی کوچک بود که روی آن یک لیوان آب قرار داشت.

فیلم شروع شد و آقا در شروع فیلم یک کلمه فرمودند: چه شروع زیبایی؛ همین را گفتند و بعد هیچی. فیلم جلو رفت و نیمی از فیلم گذشت و دیدم حضرت آقا هیچ حرکتی نمیکنند و من هم که حاصل 7 -8 سال تلاشهایم را خدمت ایشان آورده بودم، فشار زیادی رویم بود، که بالاخره نظر ایشان چیست.
حضرت آقا اصلا تکان نمیخوردند و من هم نمیتوانستم برگردم و چهره ایشان را ببینم، چون درست کنار ایشان بودم و اگر میخواستم صورت ایشان را ببینم، باید کامل برمیگشتم. خیلی ترسیده بودم و گفتم الان برگردم و ببینم که آقا حواسشون به فیلم نیست و یا خوابشون برده که دیگه هیچی. همینطور صلوات میفرستادم تا در یک موقعیت مناسب ببینم چه میشود.
نمیتونستم برگردم و پشت سرم را هم نگاه کنم، برگردم بگم چی! همه اعضای دفتر پشت سرم نشسته بودند.
نیمههای فیلم گذشته بود، دیدم که حضرت آقا دستشون را حرکت دادند، دست که حرکت کرد من برگشتم و دیدم که برای ایشان قرص آوردند و حضرت آقا برای گرفتن قرص دستشون را دراز کردهاند. صحنه دلچسبی که دیدم این بود که ایشان چشم از پرده برنداشتند و همینطور به پرده زل زده بودند و بدون اینکه نگاهشون را برگردانند، قرص را گذاشتند داخل دهان و لیوان آب را هم نگاه نکرده برداشتند و میل کردند؛ معمولا کسی که بخواد آب بخورد به طور طبیعی نگاه به آب میکند.

با دیدین این صحنه که کوچکترین حرکتی در نگاه ایشان نبود، دلم قرص شد و در دلم گفتم خدا پدر آن کسی را که برای آقا قرص آورد، بیامرزد.
فیلم تمام شد، ایشان حتی تیتراژ فیلم که 7 دقیقه بود را تا آخر دیدند. چراغها که روشن شد، برگشتم دیدم که چهره آقا میدرخشد و چشمهای ایشان یک درخشش خاصی داشت و من آقا را تا به حال اینقدر خوشحال ندیده بودم. بعد از اتمام فیلم ایشان گفتند، آفرین، آفرین، احسن، ماشاءالله و بعد سمت من نگاه کردند و گفتند: آقای مجیدی همین الان - ساعت 11 شب بود – اگر یکبار دیگر فیلم را پخش کنند، مینشینم و میبینم.
ایشان بعد از فیلم تعابیر زیبایی گفتند و خیلی جالب است بدانید اینهمه نقد که به فیلم شده است – نقدهای مثبت را میگویم - هیچکدام از این زاویه که حضرت آقا گفتند، به فیلم نپرداختهاند.
ایشان گفتند که من خیلی فیلم نمیبینم ولی رمان زیاد میخوانم، در رمان نویسنده وقتی که به خلق یک صحنه درام و صحنه بزرگی میرسد و وقتی نمیتواند درست بیان کند، صحنه را دور میزند و از کنارش عبور میکند و در دل خود ماجرا نمیرود. ایشان گفتند دیدم در فیلم رفتید در وسط ماجرا و معرکه و حتی فراتر از این هم رفتید.

یکی از صحنههای مورد توجه ایشان صحنه طواف پرستوها بر گرد کعبه بود؛ در هیج جای سوره فیل گفته نشده که ابابیل در ابتدا میآیند و کعبه را طواف میکنند، اولین بار که حج مشرف شده بودم، برای تشرف به مسجدالحرام، طبق برنامهای که مرسوم هست، سرم را پایین انداختم و سجده کردم و بعد از سجده که سرم را بالا آوردم، کعبه را دیدم در حالیکه جمع کثیری از پرستوها در آسمان در طواف کعبه بودند، این تصویر در ذهن من بود و این صحنه در فیلم از آنجا آمد.
ایشان نکات بسیار تکنیکی را فرمودند و الحمدالله اکران خیلی خوبی بود. به برکت نام حضرت محمد(ص) بار سنگینی که روی دوشم بود برداشته شد.
مجلس قانونی تصویب کند که رئیس جمهور نتواند اصول نظام را تغییر دهد

به گزارش سرویس سیاسی پایگاه 598، سعید قاسمی فعال فرهنگی کشورمان عصر امروز در مراسم سالگرد شهدای جمعه خونین مکه در سال 66 که در بهشت زهرا برگزار شد با انتقاد از مسئولان بابت فراموشی این حادثه مهم گفت: برائت خود را از مسئولان گیج و کلافه که موظفند هر سال برای این قربانیان مراسم بگیرند اعلام می کنم.
وی با تاکید بر اینکه مسئولان نه تنها این واقعه را فراموش کرده اند بلکه تاکید دارند جامعه هم موضوع را فراموش کند گفت: با این حال 14 سال است که با همکاری دوستان هر ساله این مراسم گرامیداشت شهدای خونین مکه را برگزار می کنیم.
این فعال فرهنگی کشورمان با اشاره به اینکه مسئولان بنیاد شهید هم حتی جرات نمی کنند اسم این مراسم را ببرند گفت: اگر هم در برخی مواقع مسئولان ضد سعودی ها حرف می زنند در واقع از دست شان در رفته است.
قاسمی در تشریح واقعه خونین مکه و مقدمات آن به ناراحتی قلبی امام در سال های آخر جنگ پرداخت و گفت: یکی از موضوعاتی که قلب امام را در اواخر جنگ ناراحت کرد موضوع سعودی ها بود.
خبرگزاری دانشجو نوشت: این فعال فرهنگی کشورمان زمان برنامه ریزی سعودی ها را برای ایجاد حادثه خونین مکه، دو سال قبل از ابتدای جنگ دانست و بیان داشت که در این زمان کنفرانسی در طائف برگزار شد و طرحشان این بود که جمهوری اسلامی و شهرهای آن را از یکدیگر جدا کنند یعنی همان چیزی که امروز برای عراق و سوریه در نظر دارند.
وی ادامه داد: بر این اساس طی یک عملیات، فردی یهودی الاصل به نام «آلریش وگنر» را مسئول عملیات کرده و وی را شش ماه قبل از حادثه به مکه آوردند و مسئولیت امنیت این شهر را به او دادند.

روایتی از آخرین دیدار پدر شهید جهانآرا با رهبر فرزانه انقلاب

بهگزارش خبرگزاری تسنیم، همزمان با سومین روز درگذشت «سیدهدایتالله جهانآرا» پدر شهیدان جهانآرا، «انیسه جهانآرا» نوه آن مرحوم با انتشار دلنوشتهای که متن آن را بهصورت اختصاصی در اختیارمان قرار داد، به روایت آخرین دیدار پدربزرگ فقیدش با رهبر معظم انقلاب در آبان ماه سال گذشته پرداخت:
«یادمه هوا پاییزی بود. آفتاب کمرنگ شده بود؛ سردی دلانگیزی وجودمان را فراگرفته بود. از صبح گرفتار روزمرگیهای همیشگی تمامناشدنی بودم اما همه آن روز سخت را با عشق به آنچه قرار بود اتفاق بیفتد، گذراندم.
عصر با عجله دنبال پدربزرگ رفتیم. سالهاست که پدربزرگ در آن محله قدیمی خالی از تجمل زندگی میکند و سالهاست دریافتهام که پدربزرگ برای مردم زندگی میکند و برای آنها نفس میکشد، میگفت: "بیمارستان نمیروم؛ اگر بروم باید چند روزی آنجا بستری شوم، آنوقت چهکسی کار مردم را انجام دهد؟ مردم دمِ در خانه من میآیند و نباید معطل شوند". پولتوجیبیهای بچهگانهام اکنون، پول توجیبی بچههایی است که پدربزرگ را پدر خود میدانند.
پدربزرگ مثل همیشه آرام و ساکت تسبیح به دست ذکر روز را میخواند. با وسواس خاصی لباس پوشید و ریشهایش را شانه زد و عرقچینش را بر سر گذاشت و راهی شدیم؛ شاد و خوشحال بود. ماشین حرکت کرد و ما لابهلای ترافیک پایتخت گم شدیم. دوست داشتم ماشین بال داشت. پدربزرگ چیزی نگفت اما کمی دَمَق بود. من سعی کردم حرف بزنم؛ آنقدر به حرفهایم ادامه دادم تا رسیدیم، جایی مهم، جایی که سالهاست آنجا را میشناسیم: حسینیه امام خمینی(ره). وارد شدیم. شلوغ بود. من دیگر پدر و پدربزرگ را ندیدم.
هیجان وصفناشدنی همه وجودم را پُر کرده بود؛ از دیدار روی ماه. مراسم تمام شد. پدربزرگ همراه پدر آمد. پدر تعریف کرد مگر میشد پدربزرگ را نگه داشت! از همان لحظه اول که وارد شدند، پدربزرگ گفت: "مرا ببرید، میخواهم آقا را ببینم؛ یک لحظه نمینشست. آقای محمدی گلپایگانی آمده بود کنار پدربزرگ و از آمدنش تشکر کرده و خوشامد گفته بود. وقتی به پدربزرگ گفتند: به آقا گفتیم که شما اینجا هستید و ایشان فرمودند: "پدر شهیدان جهانآرا را بیاورید ببینیمش"، قلب پدربزرگ آرام گرفت و با خیال آسوده در جای خود نشست.
پدر تعریف کرد پدربزرگ آقا را که دیدند، همدیگر را در آغوش کشیدند و پدربزرگ با خنده به ایشان گفتند: "وقتی ناخوشاحوال بودید و در بیمارستان بستری شدید، مدام دعایتان کردم؛ همانطور که شما برای مادرِ شهیدانم دست به دعا برداشتید". خنده لحظهای از روی لبان پدربزرگ محو نمیشد و از شوق دیدار سرخوش بود. با اینکه عصایش را در آن شلوغی گم کرده بود، چنان از دیدار با حضرت آقا به وجد آمده بود که وقت برگشتن بدون عصا راه میرفت.
از پدر شنیدم که پدربزرگ و حضرت آقا همچون دو یار قدیمی از دیدن هم بسیار خوشحال شدند و خنده بر لبان هر دو نشسته بود؛ آن شب خوشحالی درونی پدربزرگ را با تمام وجود حس کردم. پدربزرگ، آن شب برای آخرین بار، نور را ملاقات کرده بود؛ پدر میگفت صورت آقا سرشار از نور بود».
سیاست آمریکا در قبال داعش اداره آنهاست نه انهدام/ آمریکا قدرت مهار حزبالله لبنان را نداشت
بسیج پرس - فرمانده نیروی قدس سپاه با بیان اینکه آمریکا با اتحادسازی که انجام داد، تلاش کرد که حزبالله را از عرصه لبنان حذف کند اما قدرت مهار آن را نداشت، گفت: امروز رهبر حزبالله به شکل علنی توانمندی و قدرت خود را اعلام میکند.
پیام تسلیت رهبری انقلاب در پی رحلت آیتالله خزعلی

بسمه تعالی
درگذشت عالمِ عامل و پرهیزگار مرحوم آیتالله آقای حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی رحمتاللهعلیه را به خاندان محترم و همهی بازماندگان و نیز به دوستان و ارادتمندان ایشان تسلیت عرض میکنم. عمر با برکت این روحانی با فضیلت، سرشار از نقطههای درخشان است، سالیان دراز بهره گیری از درس امام خمینی و دیگر فقهای بزرگ در قم و مشهد، همراهی با امام بزرگوار از آغازین روزهای نهضت انقلابی و دفاع شجاعانه از آن بزرگمرد و در دوران دشوار اختناق طاغوتی با بیانی رسا و صریح، حضور در مسئولیتهای سنگین پس از پیروزی و عضویت در شورای نگهبان و مجلس خبرگان، صبر جمیل بر شهادت فرزندش در قم و در هنگامهی حرکات انقلابی ملت ایران و آنگاه حفظ قرآن و انس با آن و با دریای بی پایان حدیث و نیز فعالیت بلند مدت در تبلیغ و بیان معارف اسلامی، و آنگاه ثبات قدم در خط اصیل و صراط مستقیم انقلاب در همه حال و تا پایان زندگی...
اینها سرفصلهای مهم زندگی این عالم متقی و پرکار است که در دیوان الهی مضبوط و مأجور است انشاالله.
رحمت و مغفرت الهی برای آن بزرگوار مسألت میکنم.
سید علی خامنهای
۲۵ شهریور ۱۳۹۴
تشییع پیکر آیتالله خزعلی فردا از دانشگاه تهران

خبرنامه دانشجویان ایران: شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی اعلام کرد پیکر مطهر مجاهد صبور، مبارز نستوه و خستگی ناپذیر حضرت آیت الله خزعلی صبح فردا (پنجشنبه) از دانشگاه تهران تشییع می شود.
به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در اطلاعیه شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی آمده است: پیکر مطهر حضرت آیت الله آقای حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی «رضوان الله علیه»، فــردا صــبـح (پنج شـنبه ۲۶ شهریور) از سـاعت ۱۰:۰۰ صبح، پس از اقامه نماز بر پیکر مطهر ایشان در دانشگاه تهران از درب اصلی دانشگاه به سمت میدان انقلاب تشییع و سپس کنار مضجع شریف و حرم منور ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) آرام می گیرد.
شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و بیت مکرم ایشان در پایان این اطلاعیۀ، ضمن اعلام تسلیت مجدد به تمامی ارادتمندان ایشان؛ علو درجات این عالم عامل را از آستان احدیت مسألت کرده و از ملت وفادار و قدرشناس ایران اسلامی دعوت کرد تا با حضور پرشور، معنوی و گستردۀ خود، در مراسم های تشییع و بزرگداشت این عالم مجاهد، از عمری خدمات صادقانه و خالصانه و شخصیت بارز و برجسته و نام آشنای ایشان تجلیل و قدردانی کرده و برای شادی روح و علو درجات آن مرحوم دعا کنند.
مرحوم آیت الله خزعلی از تدوین کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی در مجلس خبرگان قانون اساسی و عضو سابق فقهای شورای نگهبان، عضو مجلس خبرگان رهبری در چهار دوره و رییس بنیاد بین المللی غدیر بود.
آن عالم مجاهد از نخستین امضاکنندگان بیانیه علما در اعلام مرجعیت حضرت امام خمینی(ره) پس از ارتحال آیت الله بروجردی بود و به دلیل مبارزات خود با رژیم ستمشاهی و همراهی با نهضت امام خمینی، سال های قبل از انقلاب را در تبعید و زندان های رژیم طاغوت گذراند.
آیت الله ابوالقاسم خزعلی، یار دیرین امام(ره) و رهبری، صبح امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور، دعوت حق را لبیک و به لقاءالله پیوست.
آیتالله خزعلی دعوت حق را لبیک گفت + زندگینامه

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، آیتالله ابوالقاسم خزعلی عضو مجلس خبرگان رهبری دار فانی را وداع گفت.
رئیس دفتر آیتالله خزعلی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم این خبر را تأیید کرد و گفت که درباره مراسم تشییع اطلاع رسانی خواهد شد.
وی گفت: بعد از آنکه بهدستور پزشکان آیتالله خزعلی به منزل منتقل شد، ایشان دقایقی پیش در منزل شخصی خود دعوت حق را لبیک گفتند؛ هماکنون پزشکان معالج آیتالله خزعلی بالای سرشان حضور دارند و فوت ایشان را تأیید کردند.
زندگینامه آیتالله خزعلی
تولد و دوران کودکی
آیتالله ابوالقاسم خزعلی، در سال 1304 هجری شمسی در بروجرد، از توابع استان لرستان چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم غلامرضا، به شغل ندافی روزگار میگذراند و بسیار شیفته خاندان پیامبر(ص) بود؛ بهگونهای که شبها فرزند خود را به روضههای مخفی و منبرهای استادان باسواد آن روزگار میبرد تا بذر عشق و محبت به قرآن و اهل بیت(ع) در دل و جان فرزندش شکوفه بزند.
اوضاع اقتصادی خانواده آیتالله خزعلی نابسامان بود تا آنجا که مادرش، مرحوم ربابه، مجبور بود محصولات غذایی خانگی، از قبیل ترشی تهیه کند و آن را بفروشد تا کمکی برای مخارج خانواده باشد. آقای خزعلی دهساله بود که بههمراه خانواده و برخی از بستگان به مشهد مقدس مهاجرت کرد و در آنجا روزگار گذرانید.
دوران تحصیل
آیتالله خزعلی در 6 یا 7 سالگی به مکتبخانه محله «سرسوزنی» در بروجرد رفت. معلّم او فردی بود بهنام «سید جعفر شیرازی» که در مسجد محلّه درس میگفت. با هجرت به مشهد به دبستان رفت و پس از قبولی در امتحان، در کلاس چهارم ابتدایی مشغول به تحصیل شد و همواره از شاگردان نمونه کلاس بود. پس از به پایان رساندن کلاس ششم ابتدایی، به دبیرستان رفت. در آن زمان در مدارس، زبان فرانسوی تدریس میشد؛ وی نیز به فراگیری زبان فرانسه مشغول بود که بعدها آن را رها کرد.
در سن 17سالگی ــ هم زمان با سقوط حکومت رضاشاه و اشغال ایران از سوی متفقین ــ به کار نوشتن دخل و خرج مغازهای و توزیع جنسها بین کسبه سرگرم بود تا از این راه، به امرار معاش خانواده کمک کند که ناگهان، بارقههای اشتیاق به علوم حوزوی و تحصیل حوزه علمیه مشهد دل و جانش را شعلهور ساخت؛ بهگونهای که کار و کسب را وانهاد و به تحصیل علوم دینی روی آورد.
مقدمات را در حوزه مشهد فرا گرفت و برای تحصیل سطوح بهسراغ استادان ممتاز آن دیار رفت. دو سال قبل از ازدواج راهی قم شد تا از محضر بزرگان آن شهر مقدس نیز بهره گیرد و برای نخستین بار در درس خارج فقه آیتالله بروجردی(ره) و خارج اصول امام خمینی(ره) حاضر شد که این مسأله تا سالها ادامه داشت. همچنین وی در زمینه فلسفه و تفسیر نیز از استادان بسیاری در حوزه علمیه قم بهره برد.
استادان و دوستان
آیـتالله خزعلی در طول دوران تحصیل خود از محضر استادان ممتاز و وارسته بسیاری بهره برده است. نخستین استاد وی، مرحوم سید جعفر شیرازی بود که در مکتبخانه به ایشان قرآن و مسائل مذهبی را آموخت. وی از اینکه نخستین استادش یکی از فرزندان پاک حضرت زهرا(ع) بوده اظهار خرسندی میکند و آن را به فال نیک میگیرد.
با شروع به تحصیل در حوزه مشهد، صرف و نحو را نزد شیخ علی اکبر دامغانی فرا گرفت و کتاب مغنی اللبیب را نزد محقق قوچانی خواند. معالم و لمعه و قوانین را نزد سید احمد یزدی آموخت. رسائل، مکاسب و کفایه را نزد مرحوم شیخ هاشم قزوینی و بخشی از کفایه را نزد شیخ مجتبی قزوینی فراگرفت. این دو، از استادان ممتاز حوزه علمیه مشهد در علم و عمل بودند که آثار علمی و معنوی ایشان، هنوز میان شاگردانشان و در رشد و تعالی حوزه علمیه مشهد باقی است.
آیتالله خزعلی در قم، در درس خارج فقه آیتالله بروجردی(ره) و درس خارج فقه حضرت امام خمینی(ره) شرکت کرد. وی همچنین مدتی در درس آیتالله بهجت حاضر شد و از محضر این مرد بزرگ نیز کسب فیض کرد. در بخش فلسفه، اشارات را نزد مرحوم حاج شیخ جواد خندقآبادی تهرانی خواند و در درس منظومه و اسفار علامه طباطبایی حاضر شد.
آیتالله خزعلی در دوران تحصیل و مبارزه با طلاب و فضلای بسیاری همراه بود که از میان آنان میتوان به شهید آیتالله مطهری، شهید آیتالله بهشتی و آیتالله ربانی شیرازی اشاره کرد.
فعالیتهای علمی و فرهنگی
آیتالله خزعلی در سالهای تحصیل و مبارزه خدمات فرهنگی و علمی شایانی به جامعه اسلامی ارزانی داشته است. مهمترین خدمت فرهنگی ایشان در دوره طاغوت، تنویر افکار عمومی و آگاه کردن جوانان مستعدّ و انقلابی از خطرهای موجود، همچون جریانهای التقاطی و تز اسلام منهای روحانیت و مبارزه با جریان روشنفکری غیرمتعهّد بود. وی در سخنرانیهای خود همواره بر اسلام ناب و اصیل پای میفشرد و جوانان را به اُنس با علما و روحانیّت شیعه و پرهیز از فراگیری اسلام از دست دیگران دعوت میکرد.
در زمینه فعالیتهای علمی تنها اثری که از وی به چاپ رسیده، تفسیر سوره فاتحة الکتاب است. همچنین او بر شعرهای عینیّه ابنابیالحدید درباره امیرمؤمنان(ع) شرحی نگاشته است و در زمینههای قرآنی نیز تلاشهایی انجام داده است. بیشتر مطالعات و فعالیتهای ایشان درباره قرآن و نهج البلاغه است.
فعالیتهای سیاسی
بخش زیادی از زندگی آیتالله خزعلی به مبارزه با رژیم طاغوت مصروف شده است.
او در فاجعه مسجد گوهرشاد در مشهد، نوجوانی دهساله بود که فردای حادثه، با پدرش در محل حاضر شده بود و خود میگوید: "فجایع رژیم پهلوی چنان بود که بر من تأثیر گذاشت و آن شب، تب کردم"! از آغازین حرکتهای ایشان در مبارزه بر ضد رژیم شاه، تبلیغ در رفسنجان و افشای ماهیت شاه بر سر منبر بود که به دستگیری ایشان و تبعید به گناباد انجامید.
در ماجرای انجمنهای ایالتی و ولایتی، آیتالله خزعلی همواره کنار امام(ره) بود و از جمله، حامل پیام ایشان برای علمای نجفآباد شد.
همچنین وی در هیجدهم فروردینماه 1343 به دیدار امام رفت. امام(ره) بهتازگی آزاد شده بود و روزنامه اطلاعات در آن زمان مطلبی نوشته بود مبنی بر اینکه امام با دستگاه شاه کنار آمده و آزاد شد.
این مطلب باعث تأثر امام شده بود. در جلسهای که چند روز بعد در فیضیه تشکیل شده بود، آیتالله خزعلی بهدستور امام بر سر منبر رفت و ماهیّت کذب مطلب روزنامه اطلاعات را افشا کرد. این سخنرانی در آن روزگار بهدلیل حماسی و مستحکم بودن مشهور شد.
آیتالله خزعلی در طول دوران رژیم شاه یک بار در زندان قزلقلعه زندانی شد و سه بار تبعید شد. تبعید نخست ایشان به گناوه و دامغان بود که سه سال به طول انجامید.
تبعید دوم به زابل بود و در تبعید سوم پنهان شد و روی نشان نداد. در این زمان بود که حضرت آیتالله خامنهای در مخفیگاه به دیدار ایشان رفته و با هم از نزدیک آشنا شدند.
آیتالله خزعلی در گزارشهای ساواک، روحانی افراطی، اخلالگر و طرفدار خمینی نامیده شده بود.
در تبعید سوم وی پنهان شده بود تا ساواک نتواند او را دستگیر کند. در این هنگام خبر شهادت فرزندش در قم به دست او میرسد.
آیتالله خزعلی در تشییع جنازه فرزندش شرکت میکند. او هرگز در تشییع فرزندش، اشک نریخت و خدا را در آن مصیبت سپاس میگفت.
امضای آیتالله خزعلی در بسیاری از بیانیهها در مرجعیت امام(ره) و لزوم مبارزه با رژیم شاه به چشم میخورد.
همچنین وی در دوره طاغوت همکاری نزدیکی با جامعه مدرسین حوزةه علمیه قم و اعضای آن داشته و در مبارزات آن مرکز با رژیم شاه بهطور جدی شرکت میکرده است.
از دیگر فعالیتهای او در پیش از انقلاب اسلامی، حمل پیامهای امام(ره) به آیـتالله سیدکاظم شریعتمداری و دریافت پاسخ آیتالله شریعتمداری به امام(ره) بوده است.
حضرت آیتالله خزعلی پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز فعالیتهای گستردهای برای پیشبرد انقلاب انجام داده است.
وی در این سالها همواره یار صدیق امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله خامنهای بوده و همواره مردم را به پیروی از ولایت مطلقه فقیه و شناخت هوشمندانه توطئههای دشمن و نیز مبارزه با خط نفاق تشویق میکرده است.
آیتالله خزعلی در طول دوران جنگ تحمیلی بارها در جبههها حضور یافت و همواره مایه دلگرمی رزمندگان اسلام بوده است.
برخی از مسئولیتهای ایشان پس از انقلاب اسلامی بهشرح زیر است:
ــ عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی
ــ عضویت در مجلس خبرگان رهبری در سه دوره متوالی بهنمایندگی از مردم استان خراسان
ــ عضویت در شورای نگهبان قانون اساسی.
آیتالله خزعلی بهعنوان یکی از یاران صدیق امام و رهبری همواره بر تبعیت از ولایت مطلقه فقیه تأکید داشت، بهطوری که در فتنه 88 مواضع شفاف و قاطعی علیه فتنهگران داشت و از فرزند خود که در جریان فتنه نقشآفرین بود، بارها اعلام برائت کرد.