ملت ایران فریب پیامهای تبریک و رفتارهای مزورانه آمریکا را نخواهند خورد
به گزارش بسیج پرس؛ سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین در لحظه تحویل سال و در حاشیه بازدید از زیارتگاه شلمچه، اظهار داشت: فرارسیدن سال نو را به همه مردم شریف و وفادار به ارزشهای الهی تبریک میگویم. همانطور که میدانید کلام نورانی رهبر انقلاب در این ماههای اخیر تاکید بر انقلابی ماندن است و باید در این جهت حرکت کرد.
وی ادامه داد: برخی تصورشان بر این است که انقلاب اسلامی یک بار در سال 57 انجام گرفت و بعد از آن باید زندگی متعارف خود را دنبال کنیم در حالی که انقلابی که یک بار انجام میگیرد و تمام میشود، انقلابی است که هدفش کنار زدن یک حکومت و بر روی کار آوردن یک عده دیگر است اما انقلاب ما انقلابی نبوده که چنین هدف کوتاهی داشته باشد که یک حاکم را کنار بزند و حاکم دیگر را بر سر کار بیاورد.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین افزود: انقلاب ما انقلابی نبوده که شیوهای از حکومت را از بین ببرد و شیوه جدید را بیاورد. انقلاب اسلامی یک انقلاب دائمی است و اگر کسی نسبت به این حقیقت تردید دارد باید به سنت الهی نگاه کند. سنت الهی بر استمرار انقلاب در همه شرایط است و نوروز یک انقلاب در طبیعت است که هر سال اتفاق میافتد و این طور نیست که یک بار بهاری اتفاق بیفتد و تمام شود.
سردار نقدی تاکید کرد: بهار سرآغازی بر نو شدن و فصل شکوفههای زیبا است و وقتی که خزان میآید و تحریم، فشار، سختی، سردی و تاریکی میآید مجددا طبیعت به انقلاب و به نو شدن دوباره نیاز دارد. انقلابی شدن یعنی همیشه نو شدن. یعنی به ظلم و سیاسی و زورگوییها تن ندادن و همیشه تلاش برای دفع تباهی و ظلم و زورگویی کردن. انقلابی شدن تلاش برای بهترین شدن وضع زندگی مادی و معنوی است.
وی افزود: اگر ما از طبیعت الهام بگیریم طبیعت به ما همین را سرمشق میدهد که هر سال نو شویم و در مبارزه با تاریکی و سردی و فشار تلاش کنیم تا زندگی نو را به ارمغان برسانیم.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: همین دعایی که مردم ما در ابتدای سال بینشان متعارف است که میخوانند، دعای انقلابی ماندن است. مقلب القلوب و محول الحول یعنی صفاتی که ما برای خدای متعال میبینیم؛ صفات انقلابیگری و زیرو رو کردن دلها و نو شدن. محول الاحوال یعنی انقلابی و کسی که حالش مرتبا رو به جلو شدن و متحول است. این دعایی که ما میخوانیم دعای انقلابیگری است.
سردار نقدی افزود: اگر امروز به مزار شهدا و قدمگاه شهدا آمدیم برای تجدید میثاق با شهداست و امیدوارم افرادی که در این راهها قدم میگذارند، راه شهدا را ادامه دهند.
وی تاکید کرد: رهبرمان امسال را به نام عمل نامگذای کردند. انقلابیگری از سوی رهبر یعنی اینکه قدمهای بلندی را در جهت خدمت به مردم و اشتغال مردم و تحقق اقتصاد مقاومتی برداریم. انقلابیگری به عمل است و به شعار نیست.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین ابراز داشت: خداروشکر میکنیم که مردم ما همیشه به این پیام شهدا لبیک گفتند و در طول این سالهای پرفراز و نشیب همیشه انقلابی ماندهاند و اگر 37 سال با اعمال دشمنیهای سخت و سنگین استکبار جهانی جنگیدند و تسلیم زورگوییهای او نشدند و خم به ابرو نیاوردند.
سردار نقدی گفت: امروز هم که دشمن تظاهر به دوستی میکند و میخواهد کینهاش نسبت به مردم ایران را از مسیر اظهار دوستی عملی کند به حمدالله مردم ما در این عرصه هم هوشیار و انقلابیاند و فریب پیامهای تبریک و رفتارهای مزورانه آمریکا را نخواهند خورد.
وی افزود: یک جوان بیتجربه هم میتواند تشخیص دهد دولتی که درحال پیاده سازی صدها توطئه علیه اوست و پی در پی علیه کشور ما قانون تصویب میکند و برای براندازی ایران بودجه تخصیص میدهد و هر روز تحریم جدیدی را وضع میکند با چند لبخند و یک پیام نوروزی دوست محسوب نمیشود، چه رسد به مردم کارآزموده و پر تجربه ایران بزرگ.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین در پایان خاطر نشان کرد: آرزوی ما همین این است که اعمالمان بیشتر مورد مقبول امام زمان (عج) باشد و بهار حقیقی و نوروز حقیقی امام زمان (عج) است و باید از او الهام بگیریم. کسی که روزی میآید و جهان را پر از عدل و عدالت خواهد کرد.
پیام آیت الله جوادی آملی به مناسبت آغاز سال نو شمسی
به گزارش فرهنگ نیوز ، آیت الله جوادی آملی به مناسبت آغاز سال نو شمسی پیامی صادر کرد و سال نو را به همه مردم تبریک گفت. متن کامل پیام معظم له به شرح زیر است:
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
«یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ»[۱]
سال نو را به همه شما بزرگواران تهنیت عرض میکنیم! از ذات اقدس الهی سعادت و صلاح و فلاح ملّت و مملکت را از خدای سبحان مسئلت میکنیم! این دعا از زبان همه برای همه است و از خدای سبحان که مقلّب لیل و نهار است, مقلّب حال و احوال است مسئلت میکنیم که حالِ جامعه را به زیباترین و برجستهترین حال متحوّل کند! وقتی جامعه حالش أحسن میشود که هم حُسن نظری پیدا کند و هم حُسن عملی. در حکمت نظری, حُسن به اندیشههای دقیق و عمیق علمی و پیشرفتهای علمی فضای کشور است، حُسن عملی به عدل و داد یک ملّت است, اگر آن عقل اندیشور، مراکز علمی یک کشور را به خوبی اداره کرد این «أحسن العقول» است، آن عقلی که مسئول انگیزه است کشور را به عدل و داد اداره کرد این «أحسن الأحوال» است، مجموع علمِ صائب و عمل صالح «أحسن الأقوال و أحوال» یک مملکت است.
مستحضرید زمین به دور شمس بگردد که امروز برابر آن است, شمس به دور زمین بگردد که دیروز میپنداشتند این مایه عید یک ملّت نیست، آنکه حرکت میکند از آغازی به انجامی و همواره در حال طلوع است آن عید دارد، چون مستحضرید که غروب یک امر نسبی است و ما چیزی به نام مغرب نداریم, چیزی به نام تاریکی نداریم هر چه هست شرق است, شروق است, نور است و سایه, تابع است؛ لذا در قرآن کریم در عین حال که فرمود: ﴿رَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ﴾[۲] جمع آورد، بعد فرمود: ﴿رَبُّ الْمَشْرِقَینِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَینِ﴾[۳] تثنیه آورد، در بخشهایی از قرآن کریم فرمود: ﴿رَبُّ الْمَشارِق﴾ اصلاً ما مغرب نداریم و غروب یک امر نسبی است، این آفتاب هر لحظه در سیر است و روشن کردن, این زمین هر لحظه در سیر است و روشنیابی. انسان وقتی به «أحسن الأحوال» میرسد که هر لحظه از مافوق نور بگیرد و به جامعه نور ببخشد, جامعهٴ نورانی «أحسن الأحوال» دارد و نورانیت آن در بخش معرفت, عقل اندیشور است و در بخش عمل, عقل عملی انگیزهدارِ عدل و داد که اگر ذات اقدس الهی جامعهای را به علم صائب و عمل صالح موفق کرد این تحوّل درونی جامعه را به عهده گرفت و این جامعه به «أحسن الأقوال» بار مییابد و منظور از این زیبایی هم زیبایی نظری است, هم زیبایی عملی; یعنی حکمتِ نظر او را زیبا میداند، چون کشور بر اساس دانش و اقتصاد دانشبنیانی و بنیادی و مانند آن حرکت میکند و هم عملهای فرعیاش بر محور علم است.
مرحوم کلینی(رضوان الله علیه) در پایان مقدمه کافی میگوید: «إِذْ کَانَ الْعَقْلُ هُوَ الْقُطْبَ الَّذِی عَلَیهِ الْمَدَارُ، وَ بِهِ یحْتَجُّ»؛[۴] یعنی قطب زندگی, محور اساسی سعادت یک ملّت, عقل و اندیشه است، این در خطبه خود کلینی است. این محدّث نامآور دین, حدیث را از منظر عقل میبیند و عقل را قطب فرهنگی یک ملت میداند، اگر «أحسن الأحوال» است برای آن است که قطب فرهنگی یک ملّت, عقلِ هوشمند آن ملت است. آنگاه حدیثی را از وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) نقل کرده است که انسان در بُعد سلب و ایجاب, تصدیق و تکذیب, محقّقانه باشد، قرآن بیانش این است که انسان تا چیزی برای او محقَّق نشود، نپذیرد و چیزی برای او محقَّق نشود تکذیب نکند؛ در نفی و اثبات, تصدیق و تکذیب, محقِّق باشد، چه اینکه خدا فرمود: ﴿لا تَقْفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ﴾[۵] از یک منظر, ﴿بَلْ کَذَّبُوا بِما لَمْ یحیطُوا بِعِلْمِهِ﴾[۶] از منظر دیگر; یعنی جامعهای به «أحسن الأحوال» میرسد که قبول و نکول او محقّقانه باشد، چنین جامعهای خیرخواه دیگران است, چنین جامعهای بدی کسی را نمیخواهد, چنین جامعهای صلاح و فلاح را در استقلال خود میداند, در امنیت خود میداند؛ نه در امور دیگران دخالت میکند نه اجازه میدهد که دیگران در امور او دخالت کنند، استقلال خود را حفظ میکند, امنیت خود را حفظ میکند, امانت خود را حفظ میکند و دیگران را در سایه استقلال و امنیت و امانتِ خود نگه میدارد که تاکنون طبق رهبری امام راحل و خونهای پاک شهدای این مملکت این کشور اینچنین بوده است، امیدواریم طبق رهبری مقام معظّم رهبری تا پایان اینچنین باشد و این نظام سالماً به دست صاحب اصلیاش ولی عصر(ارواحنا فداه) برسد و ارواح تابناک شهدا(رضوان الله تعالی علیهم) از ما خوشنود باشند!
«غفر الله لنا و لکم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»
[۱] . زاد المعاد ـ مفتاح الجنان، ص ۳۲۸.
[۲] . سوره معارج، آیه ۴۰.
[۳] . سوره الرحمن، آیه ۱۷.
[۴] . الکافی(ط ـ الإسلامیة)، ج۱، ص ۹.
[۵] . سوره اسراء، آیه ۳۶.
[۶] . سوره یونس، آیه ۳۹.
مروری بر دستاوردهای سپاه در سال 94









رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا:
ایران یکی از 5 چالش پیش روی آمریکاست/ توان نظامی ایران، تهدیدی برای آزادی عمل آمریکا در منطقه است

گروه بین الملل جهان نیوز ـ ژنرال جوزف دانفورد رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا روز جمعه برای دفاع از بودجه سال 2017 پنتاگون به همراه «اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا در کمیته نیروهای مسلح سنا حضور یافتند.
دانفورد در این نشست به تشریح آنچه او تهدیدات پیش روی آمریکا خواند پرداخت و ایران را در کنار روسیه، چین و کره شمالی جزو کشورهای تهدیدکننده آمریکا قرار داد.
وی در تشریح «محیط راهبردی» آمریکا نوشته است: «نهادها و ساختارهایی که نظم بینالمللی را برای چند دهه گذشته شکل دادهاند، دست نخورده ماندهاند. با این حال، ایالات متحده در حال حاضر به طور همزمان با چالشهایی از سوی بازیگران دولتی سنتی و بازیگران غیردولتی مواجه است. وزارت دفاع پنج چالش راهبردی را شناسایی کرده است؛ روسیه، چین، کره شمالی، ایران و سازمانهای افراطگرای خشن.»
دانفورد افزود: «روسیه، چین، ایران و کره شمالی دو چالش مشخص برای امنیت ملی ما ایجاد میکنند. اولا آنها به سرمایهگذاری در توانمندیهای نظامی ادامه میدهند که این امر مزیت رقابتی ما را کاهش میدهد. ثانیا، این بازیگران منافع خود را از طریق بعد نظامیای پیش میبرند که به حد درگیریهای مسلحانه سنتی که نیازمند پاسخ نظامی هستند، نمیرسد. اقدامات روسیه در اوکراین، فعالیتهای چین در دریای چین جنوبی و اقدامات خرابکارانه سایبری نمونههایی از این رفتارها هستند. در عین حال، بازیگران غیردولتی نظیر داعش، القاعده و سازمانهای وابسته به آنها بخشهایی از جامعه بینالمللی را بیثبات کرده، به منافع جهانی ما حمله کرده و تهدیدی برای خاک ما هستند.»
وی در بخش دیگری از این نشست در تشریح تهدیدات ایران برای آمریکا گفت: «تداوم توسعه نفوذ مخرب ایران در خاورمیانه ثبات و امنیت شرکای کلیدی منطقهای ما را تهدید میکند. توان ایران برای محدود کردن آزادی نظامی ایالات متحده در منطقه به میزان فزایندهای افزایش یافته است.»
بالاترین مقام نظامی آمریکا ادامه داد: «ایران در حال ارتقا کیفی و کمی بخشی مشخصی از توانمندیهای نظامی متعارف خود است. به طور مشخص، ایران با افزایش ظرفیت و توانمندی پایش و جمعآوری اطلاعاتی، موشکهای کروز ضدکشتی، قایقهای تندرو، قایقهای تهاجم سریع، زیردریاییها و مینها، به بهرهگیری از موقعیت خود در تنگه هرمز برای پیشبرد راهبرد ایجاد منطقه ممنوعه، ادامه میدهد. ایران با استفاده از سامانههای شناسایی محیطی ظرفیت گشت دریایی خود را افزایش داده و در حال ایجاد توانمندی سامانه محیطی مسلح بدون سرنشین است. ارتقا کیفیت، کمیت و کُشندگی توانمندیهای نظامی ایران منافع ایالات متحده و همچنین آزادی عمل ما در منطقه را تهدید میکند.»
دانفورد ادامه داد: «تا این تاریخ، ایران مدعی توان حمله با موشک بالستیک به خاک ایالات متحده نشده است. با این حال، ایران از سال 2009، یعنی زمانی که اولین ماهواره خود را به فضا پرتاب کرد، پیشرفت قابل توجهی در برنامههای موشکی خود داشته است. در سال 2010، ایران یک ماهوارهبر جدید را رونمایی کرد که اگر در قالب موشک بالستیک تنظیم شود، میتواند به خاک ایالات متحده هم برسد. در عرصه سایبری، توانمندیها ایران تهدید محدود اما فزاینده برای ایالات متحده به شمار میآید. ایران توانسته در هدف قرار دادن شبکههای آسیب پذیر زیرساختهای حیاتی، به موفقیتهایی دست یابد.»
وی افزود: «به طور خلاصه، ایران و فعالیتهای مخربش همچنان بزرگترین تهدید برای منافع ایالات متحده در خاورمیانه و شمال آفریقا به شمار میآیند. تهران نشان داده که این توان را دارد که نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد و تهدیدی نامتقارت برای ایالات متحده و شرکای منطقهایاش به شمار میآید. بعید است که مدرنسازی جنگافزارهای متعارف ایران بتواند به توانمندیهای ایالات متحده رقابت کند، اما موشکهای بالستیک این کشور میتوانند زیرساختهای کلیدی ایالات متحده در منطقه را در معرض خطر قرار دهند.»
رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا سپس گفت که لایحه بودجه ارائه شده برای پنتاگون، از طریق «سرمایهگذاری برای ارتقا موضع، شراکت منطقهای و فراهم کردن گزینههایی برای روز مبادا» توان واشنگتن برای «فعالیتهای مخرب ایران» را افزایش میدهد.
او در بخش دیگری از این نشست در پاسخ به این سوال یکی از سناتورها که آیا رفتار منطقهای ایران پس از توافق هستهای تغییری کرده است یا نه، گفت: «سناتور، ایران پیش از توافق هستهای عاملی مخرب در منطقه بود و امروز هم همان عامل مخرب باقی مانده است.»
جزئیات درگذشت حاج احمدآقا به روایت محافظش/حاجاحمد مخفیانه به شهر میرفت و برای امام خبر جمع میکرد

مشی رفتاری یادگار امام از زیباترین و شیرینترین جنبههای شخصیتی اوست که بخشی از دلنشینترین خاطرات یاران و دوستان وی را تشکیل میدهد.
سید رحیم میریان از نیمه دوم سال 60 با حضور در دفتر امام(ره)،شاهد و ناظر سلوک مودت آمیز و خاضعانه او با همه اقشار بوده و از آن انسان رئوف و مردمدار ،خاطرات شیرینی را به یاد دارد. وی با صمیمیتی شایسته یاور «یادگار امام» در این گفت و گو شرکت کرد و از همراهی و همگامی خویش تا پایان حیات آن یگانه زمان سخن گفت، سخنی سرشار از شادمانی برای جلوه های زیبای معنوی در او و نیز حسرتی غمبار از فقدان وی که حضورش یادآور امام(ره) بود و تسلا دهنده دلهای مغموم.
*نخستین آشنائی شما با مرحوم حاج احمد آقا چگونه پیش آمد؟
سال 60 بود که من در اصفهان دوره عقیدتی را می گذراندم. قبلا در سال 58 در سنندج و کردستان بودم و بعد استخدام رسمی سپاه شدم. در روزی که آقای رجائی و باهنر شهید شدند،به پادگانی که برای دوره عقیدتی در آنجا بودم تلفن زدند و گفتند که آیت الله طاهری ،امام جمعه اصفهان،با تو کار دارند.
*شما را می شناختند؟
بله،از قبل آشنائی داشتند.ایشان فرمودند، «فورا بیا دفتر من،کارت دارم.»گفتم،«در دوره عقیدتی هستم و نمی شود آن را رها کنم و بیایم .»فرمودند،«سپاه هماهنگ کرده و تو باید بیائی.»آقای کاظمی که مسئول سپاه اصفهان بود ،زنگ زد که فورا مرا بفرستند بروم.رفتم به دفتر ایشان و گفت،«حاضری بروی تهران؟»پرسیدم،«کجای تهران؟»گفت،«جماران»وقتی قبول کردم،گفت،«با چهارتا از پاسدارهای خودم ،این نامه را می گیری می روی تهران، جماران و این نامه را مستقیم می دهی به حاج احمد آقا.» من شبانه حرکت کردم و صبح رسیدم تهران و رفتم دفتر. احمد آقا آمدند دفتر. نامه را دادم. ایشان نامه را خواندند و گفتند،«فعلا همین جا در دفتر بمانید.»
*تا آن روز ایشان را از نزدیک ندیده بودید؟
خیر. ما دو سه روزی در دفتر ماندیم. بعد چهار نیرو از قم و چهار نیرو از مشهد و چهار نیرو هم از تبریز آمدند و در مجموع شدیم هفده نفر.
*هسته اولیه حفاظت بود؟
خیر، به عنوان یک نیروی مخفی بود که قرار بود حفاظت و کنترل اطراف بیت امام را به عهده بگیرد. مدتی به این شکل گذشت. اگر یادتان باشد در آن زمان منافقین خیلی نفوذ کرده بودند و دائما ترور می کردند. اول حزب بود و بعد دفتر ریاست جمهوری و همین طور پشت سر هم پیش می آمد و هر آن ممکن بود در جماران هم مشکلی ایجاد کنند و به این دلیل به ما گفتند که بیشتر کنترل کنیم،هر چند که حافظ امام از روز اول چه در نجف،چه در پاریس، چه قبلش خدا بود.اینجا هم حافظ خدا بود، ولی از لحاظ ظاهری این برنامهریزیها را کرده بودند. آیت الله طاهری به من گفتند که حاج احمد آقا خواسته که من این چند نفر را معرفی کنم که این کار را کردند. وقتی آمدیم ،شدیم هفده نفر و کنترل راههای منتهی به جماران، رفت و آمدها و در مجموع،کل منطقه را به عهده گرفتیم تا به تدریج امنیت برقرار شد و خطرات تا حدودی رفع شدند و قرار شد این نیروها محافظ حاج احمد آقا بشوند و من در دفتر بمانم که کارهای دفتر و خانه امام و خانه حج احمد آقا را انجام بدهم و به این شکل بود که آشنائی ما شروع شد.
*بارزترین ویژگیهای شخصیتی حاج احمد آقا از نظر شما کدامند و چه خاطراتی از ویژگیهای خلقی ایشان دارید؟
حاج احمد آقا بعد از امام ،یک الگو و یک دلسوز بود.او غیر از جنبه اولادی واین حرفها،محافظ امام بود.همه کارها را کنترل و بررسی می کرد.خیلی دقیق بود و حواسش خیلی جمع بود.بیشتر دلسوزیش باعث می شد دست به بعضی کارها بزند و مثلا همین نیروها را جمع کند.دلسوزیش خیلی بارز بود،لذا تا لحظه آخر عمر امام،یک لحظه از ایشان جدا نشد.یادم هست روز آخری که امام در بیمارستان بودند و آن وضع امام بود،مرحوم حاج احمد آقا به من گفت ،«بیا با هم برویم.»با هم رفتیم داخل اتاق امام.احمد آقا اولین کاری که کرد این بود که جلیقه امام را برداشت و پوشید.
*چرا؟
چون مهر حضرت امام داخل آن بود و می خواست محفوظ بماند.موقع برگشتن،وسط راه گفت،«نمی دانم چه کنم.امام دارد مثل شمع آب می شود.اصلا نمی دانم جه کار کنم.دارم دست و پایم را گم می کنم.»این دلسوزیش تا آخرین لحظه بود و بعد از رحلت امام هم یکی از شاهکارهائی که زد،این بود که آمد اعلام کرد که دیگر هیچ کس وجوهات به دفتر نفرستد،چون دیگر امام نیست.به من هم گفت که بروم دو سه تا کیسه گونی پیدا کنم و با هم به اتاق امام رفتیم وپولهائی را که مربوط به وجوهات بودند،جدا گذاشتیم،پولهائی را که مربوط به رد مظالم بودند، جدا گذاشتیم و جداگانه در گونیها ریختیم.پولهای متفرقه را هم جدا کردیم و ایشان گفت،«اینها را بر می داری و می روی قم،تحویل آقای فاضل لنکرانی می دهی.»من پولها راپشت ماشین گذاشتم و بردم قم،مدرسه فیضیه و تحویل دادم.
در حالی بود که هیچ کس هم از جا ومیزان این پولها خبر نداشت.
ابدا هیچ کس جز خود حاج احمد آقا و امام خبر نداشتند.من کمتر این جور برخوردها را از افراد دیده ام.به نظر من قطع دریافت وجوهات برای دفتر و رد کردن این پولها، آن هم درست بلافاصله بعد از فوت حضرت امام، واقعا شاهکار است و اوج ایمان و پاکی احمد آقا را نشان می دهد.
*برخورد ایشان با افراد دفتر، محافظان و اطرافیان چگونه بود؟ میگویند که بسیار خاکی و متواضع بودند.
واقعا همین طور است. بارها میشد که به صورت پاسداری که همراه شخصیتی میرود، به سفر میرفت. گاهی حتی یک بقچه هم بالای سرش میگذاشت که کسی او را نشناسد. چفیهای میبست و بقچه را میگذاشت روی سرش، بعد دنبال بعضی از آقایان که همراهش میرفتند، راه میرفت، به خاطر اینکه او را نشناسند و بهتر بتواند میان مردم برود، درد دلشان را بشنود و به گرفتاریهای آنها رسیدگی کند. در مسافرتها همیشه سعی میکرد به فقیرنشین ترین مناطق برود. یادم هست یک بار یک بنده خدائی از قمصر کاشان آمده بود دفتر و اصرار داشت که ما به خانهاش برویم. از او پرسیدم،«ما به چه مناسبتی باید به خانه شما بیائیم؟» گفت، «حاج احمد آقا یک بار به خانه من آمده و دلم می خواهد شما هم بیائید.» گفتم، «باشد.می آئیم.» یک روز با حاج عیسی راه افتادیم و رفتیم قمصر کاشان و از یک گلابگیر، سراغ او را گرفتیم.گفت، «این کسی که نشانیش را میخواهید، آدم بدبختی است. چطور شما می خواهید بروید خانه او؟» گفتم،«ما را دعوت کرده و مهمان او هستیم.» گفت،«آن بنده خدا آه ندارد که با ناله سودا کند. چطور مهمان دعوت کرده؟»به هر حال نشانی را داد و رفتیم و خانه را پیدا کردیم. پهنای کوچهای که خانه آن بنده خدا در آن بود، واقعا بیشتر از نیم متر هفتاد سانت نبود و نمی شد داخل رفت.کوچه پسکوچههای عجیب و غریبی بود. به در خانه که رسیدیم، دیدیم یک در چوبی زهوار در رفته است. خانه حسابی مخروبه بود. تقریبا یک شبانه روز با حاج عیسی آنجا ماندیم. او عکسهایش را آورد و نشانمان داد. در عکسها حاج احمد آقا در ایوان خانه او نشسته و عکس گرفته بود.
*این جور آدمها را از چه طریقی پیدا می کردند؟
نمیدانم! مثلا رفته بود بیدخون عسلویه، خانه یکی از این سیاهپوستها، بچهاش را آورده بود اینجا و از او نگهداری می کرد که کمک به آنها کرده باشد. این بچه مدتها اینجا ماند و حاج احمد آقا مثل بچه خودش از او مراقبت می کرد،پرستاریش را میکرد، به او می رسید.بعد هم او را فرستاد قم که درس طلبگی بخواند. چند سالی هم خواند، ولی رها کرد و رفت. مقصودم این است که میرفت محلات مستضعف نشین هر منطقه و با خانوادههای فقیر آن منطقه رابطه داشت. با مرفهین رابطه نداشت یا خیلی کم داشت. یک بار رفته بود شمال و به آقای احسان بخش گفته بود،«می خواهم بروم کنار دریا، منتهی نمی خواهم کسی بفهمد.»یک قالیچه و فلاسک چائی را برداشته و رفته بودند نزدیک دریا، نزدیک خانه آدم مستضعفی که خیلی هم بچه داشت.آنجا قالیچه را پهن می کنند و مینشینند و از فلاسک برای خودشان چائی میریزند که بخورند که صاحب آن خانه آنها را میبیند و با اصرار آنها را به خانهاش میبرد.
*آنها را شناخته بود؟
اولش نه، چون حاج احمد آقا چفیه میبست و کسی او را نمی شناخت. وقتی وارد خانه میشوند،بعد از چند دقیقه، صاحبخانه متوجه می شود و او را میشناسد و میرود بچههایش را بیدار میکند که،
«بیائید،پسر امام آمده است.» فردای آن روز، آقای احسان بخش در نماز جمعه اعلام میکند که، «میدانید چه کسی به اینجا آمده؟» حاج احمد آقا به او میگوید،«مگر قرار نبود نگوئی؟» میگوید،«دلم نیامد.»
*رابطهشان با اعضای دفتر چگونه بود؟
با آنها هم همینطور.با اعضای دفتر واقعا رفیق بود.مثل برادر بود.
من بعد از رحلت امام میخواستم برگردم شهرم. دل و دماغ ماندن نداشتم و میدیدم که دیگر وجودم هم لازم نیست. رفتم پیش حاج احمد آقا و گفتم،«اگر اجازه بدهید من از اینجا بروم.»گفت،«برای چه بروی؟» گفتم،«امام که دیگر نیستند. اینجا هم که کاری نیست.»گفت،«من برادر ندارم. تو نمیخواهی برادر من باشی؟ تو به عنوان برادر من هستی.»ما هم دیگر زبانمان کوتاه شد و ماندیم و هنوز که هنوز است که هستیم.
*در سفرهائی که می رفتند،شما هم می رفتید؟
خیر.بیشتر بقیه بچهها میرفتند، چون مسئولیت اداره اینجا با من بود.من فقط در سال 60 که جو ترور حاکم بود،خودم همراهشان می رفتم.
*داخل شهر هم زیاد می رفتند؟
بله،مخفیانه میرفت و برای امام خبر جمع میکرد.سعی میکرد ببیند واقعا زندگی بر مردم چگونه می گذرد. از آنها میپرسید که چه کاره اند، اهل کجا هستند، امورشان چطور میگذرد و به این ترتیب سعی میکرد از حال مردم و جامعه باخبر باشد.گاهی مخفیانه میرفت به جبهه ها سر میزد و هیچ کس هم نمیفهمید که او رفته. یکی از راههائی که امام از واقعیتهای جامعه با خبر میشدند،حاج احمد آقا بود.
*از وابستگی عاطفی حاج احمد آقا و امام خاطراتی را نقل کنید.
امام وابستگیشان به خدا بود. حاج احمدآقا مطیع امام، شاگرد امام و محافظ امام بود و واقعا برای امام و دفتر امام، ستونی بود. هر کسی که به دفتر میآمد، ابتدا با حاج احمد آقا صحبت میکرد. اگر مسئله طوری بود که خود حاجاحمد آقا بتواند حل کند، دیگر به امام ارجاع
نمیداد و برایشان ایجاد مزاحمت نمیکرد، ولی اگر لازم بود که امام تصمیم بگیرند و دستور بدهند،بلافاصله وقت را تنظیم میکرد و به امام ارجاع میداد. ما بعد از حاج احمد آقا، هیچ کس را نداشتیم که این قدر با امام رابطه نزدیک داشته باشد. اغلب کارها توسط خود حاج احمد آقا انجام میشدند.
*بعضیها این تهمت را به حاج احمد آقا میزنند که او امام را کانالیزه کرده بود و نمیگذاشت بعضی از حرفها و خبرها به امام برسد. در این باره چه خاطره ای دارید؟
یادم هست در سال 60،آقای مهندس بازرگان آمد اینجا و بچه ها یک مقدار بدرفتاری کردند.
خبر رسید به امام.ایشان پیغام دادند،«یا جمع کنید بروید یا هر کسی آمد اینجا، مهمان من است و حرمتش واجب و هیچ فرقی ندارد که انقلابی هست یا نیست. شما فقط باید وظیفه تان را انجام بدهید و حق ندارید کوچک ترین توهینی به احدی بکنید.» از همان روز، بچهها این نکته را رعایت کردند و برایشان فرقی نمیکرد که چه کسی بیاید و چه کسی برود. امام حالت آفتاب را داشتند. آفتاب بر سر همه می تابد. امام هم دست محبت و لطفشان بر سر همه بود. یکی از دلایلی که امام از همه چیز و همه جا باخبر بودند، این بود که با همه افراد رابطه داشتند. با همه تعامل داشتند.اخبار را ،هم از دوست میگرفتند هم از دشمن. هم از رادیوهای خودی میگرفتند، هم از رادیوهای بیگانه. هم از ضد انقلاب میگرفتند، هم از انقلابی. غیر از این بود، نمیتوانستند آن تصمیمات قاطع را بگیرند.
*از تلاشهای حاج احمد آقا برای حفظ جان امام،چه از لحاظ امنیتی و چه از لحاظ رعایت مسائل پزشکی چه خاطراتی دارید؟
ایشان دلسوز امام بود و هر وقت احساس میکرد ملاقاتها برای امام ضرر دارند، آنها را قطع میکرد.میگفت،«حفظ جان امام، واجب است.» بعضی وقتها حتی خواهرشان میخواستند بیایند بالا، می گفت که نیایند،مبادا خبری به امام بدهند که به حال امام نسازد.
البته این موارد، استثنا بودند. مال وقتی است که امام مریض بودند و دکترها گفته بودند دادن اخبار ناراحت کننده به امام، خطر دارد، لذا حاج احمد آقا سعی میکرد هیچ کس با امام رابطه نداشته باشد که خبری به ایشان بدهد. ملاقاتها را به کلی قطع میکرد. حتی آقای صانعی که رئیس دفتر بود،خودش میآمد، ولی میگفت کسی را حق نداری بیاوری.هر وقت حال امام خوب بود، همه میآمدند،اما حاج احمد آقا به محض اینکه احساس خطر میکرد، نمیگذاشت کسی بیاید.
*ظاهرا ایشان شبها در میان ردههای حفاظتی جماران می گشتهاند که ببینند وضعیت چگونه است.
بله همین طور است.حاج احمد آقا اکثر شبها در اطراف جماران تاب می خورد. گاهی روزها یکی دو ساعت بیشتر میخوابید که بتواند شبها بیدار بماند. حتی میرفت روی کوه، روی کولک چال،چون آنجا ممنوع بود و کسی نمی توانست برود. میرفت تا سرکشی کند و ببیند چه خبر است. مرتب در داخل خود پایگاهها میرفت، چه آشکار، چه پنهان،چه شب، چه روز. وضعیت را تحت کنترل داشت،یعنی کنترل منطقه جماران کاملا در دست حاج احمد آقا بود. ممکن نبود کوچک ترین اتفاقی بیفتد و او باخبر نشود.
*بعد از رحلت امام(ره) که وقتشان کمی آزادتر بود، برنامه شان چه بود و کلا روزگار چگونه بر ایشان میگذشت؟
حاج احمد آقا بعد از فوت امام، واقعا زجر میکشید. دیگر دل و دماغ سفر رفتن نداشت. بیشتر وقتش را صرف درس و بحث و مطالعه می کرد، چون در زمان امام واقعا نمیرسید مطالعه کند. گاهی هم منبر مختصری میرفت.برای بچههای سپاه و مردم در حسینیه جماران کلاس تفسیر گذاشته بود.بعد از فوت امام واقعا دل و دماغ نداشت و مدتی هم به کوشک رفت.
*اتفاقا این نکته ای است که کمتر کسی در باره آن حرف زده است و می خواهیم که شما توضیح بیشتری بدهید.آیا شما به کوشک رفتید؟
من دو بار رفتم. میدانید که عرفا گاهی گوشه نشینی دارند. او هم رفت به کوشک که مدتی تنها باشد.و زنش هم زیاد شده بود و تصمیم گرفت خیلی کم غذا بخورد. میخواست کمتر با مردم رابطه داشته باشد. میخواست با خدای خودش خلوت کند و به همین خاطر هم زود به خدایش پیوست.در طول مدتی که آنجا بود ،وزنش تقریبا بیست کیلو کم شده بود که دکترها گفتند این کاهش وزن سریع، خطرناک است.بعد هم که آمد و جریان سکته اول پیش آمد.
*ماجرا از چه قرار بود؟
یک روز صبح حاج احمد آقا آیفون زد که، « خودت را به من برسان.»یک ماه قبل از فوتش بود.من فورا رفتم و دیدم نشسته کنار دیوار و رنگش مثل گچ ،سفید شده و سرش را با حالت عجیبی روی دیوار گذاشته. فورا زنگ زدم به دکترها. او را در همان خانه بستری کردند.تقریبا چهار پنج ساعتی زیر سرم بود تا به هوش آمد.بعد از آن هر جا می نشست،میگفت،«باید رفته باشم.این میریان نگذاشت.» من می گفتم،«آقا!به من چه؟عمر دست خداست.»روزی که فوت کرد، شبش خانه برادر زنش بود.بعد آمده بود و قرصهایش را خورده و خوابیده بود. ظاهرا نزدیک اذان صبح سکته کرده و از تخت،پائین افتاده بود.من صبح زود آمدم و ماشین را برای انجام کاری برداشتم و بردم.آن موقع خبری نبود.ساعت هشت که بر گشتم،به من گفتند که حاج احمد آقا را برده اند بیمارستان.پرسیدم،«چرا؟»گفتند،«حالش به هم خورده»من چون آن خاطره را داشتم،گفتم،«چیزی نیست.شاید مثل همان روز شده.»بعد که رفتم بیمارستان بالای سرش،دیدم این دفعه مثل آن بار نیست.زمین تا آسمان فرق کرده.شاید قسمت این بود.
*آیا تا لحظات آخر بالای سرشان بودید؟
بله بودم.آقای هاشمی رفسنجانی آمدند بالای سرشان.فورا زنگ زدند به آلمان که دکتر مغز و اعصاب بیاید و آنها همان بعد از ظهر آمدند.یکی از دکترها ایرانی و مقیم آنجا بود.یکی هم آلمانی بود.وقتی آمدند بالای سر او و وضعیتش را بررسی کردند،گفتند،«دیگر بعید است که برگردد،چون ابتدا سکته قلبی کرده و بعد سکته مغزی و خون به مغز نرسیده»،ولی آن دکتری که از آلمان آمده بود ،می گفت،«او را نگه دارید،چون من در میان بیمارانم کسی را داشته ام که بعد از شش هفت روز به طور اتفاقی برگشته»پزشکان سعی کردند حاج احمد آقا را نگه دارند،ولی چون کلیه ها از کار افتاده بودند،آب توی پوست می رفت.من یک روز به دکتر عارفی گفتم،«اگر واقعا می دانید فایده ندارد،حاج احمد آقا را اذیت نکنید.»چون یادم بود لحظات آخری که پزشکان روی امام کار می کردند،حاج احمد آقا از دکتر عارفی پرسید،«آیا کارهائی که برای امام می کنید،فایده دارند؟»و دکتر عارفی جواب داد،«خیر»حاج احمد آقا گفت،«پس امام را اذیت نکنید.»من همین جمله را بالای سر احمد آقا به دکتر عارفی گفتم.دکتر عارفی گفت،«فرق حاج احمد آقا با امام این است که ایشان سکته کرده،ولی امام سرطان داشتند و این بیماری باعث فوتشان شد.ما باید احمد آقا را هر جور شده نگه داریم،مگر اینکه خود قلب از کار بیفتد.»روز پنجشنبه ای بود که قلب او از کار افتاد.
منبع: فارس
پیام صریح حاج قاسم سلیمانی به محمد جواد ظریف
سردار «قاسم سلیمانی» در دیدار با هیئت جنبش مقاومت حماس در تهران گفت: مشکل ما با عربستان تمام خواهد شد و کسانی که اینجا و آنجا صف بندی کردند، ضرر خواهند کرد و همه به یاد خواهند آورد که چه کسی در کنار چه کسی قرار گرفت.
به گزارش فرهنگ نیوز، هیئت حماس در تهران با بسیاری از مسئولان ایرانی دیدار کرد اما دیدار مهم و غیر علنی آنان با فرمانده سپاه قدس قاسم سلیمانی قابل توجه است.
تسنیم نوشت؛ سردار «قاسم سلیمانی» در دیدار با هیئت جنبش مقاومت اسلامی «حماس» گفت: مشکل ما با عربستان تمام خواهد شد و کسانی که اینجا و آنجا صف بندی کردند، ضرر خواهند کرد و همه به یاد خواهند آورد که چه کسی در کنار چه کسی قرار گرفت.
وی افزود: نبرد شما طولانی و گسترده است و همه جهان اسلامی باید از شما حمایت کنند و ما می خواهیم فلسطین قوی باشد و در آشتی بین شما موفق شویم.
تشریح نگاه ایران به مقاومت از زبان سردار سلیمانی
در این دیدار سردار سلیمانی به طور مفصل در مورد مقاومت و نگاه ایران به آن صحبت کرد و گفت: موضع جمهوری اسلامی ایران در قبال فلسطین ثابت و استوار است و همان موضعی که قبل از توافق اتمی داشت پس از آن نیز باقی است و تغییر نمیکند.
حمایت ایران از فلسطین ادامه می یابد
وی افزود: ما به حمایت از فلسطین ادامه میدهیم و با صدای بلند تاکید کرد که مذاکرات با غرب در مورد توافق اتمی بود و هیچ موضوع دیگری در آن مطرح نشد و معاملات دیگری انجام نگرفت.
سردار سلیمانی تصریح کرد: با صراحت کامل بگویم که محمد جواد ظریف وزیر خارجه کشور ماموریت مشخص و روشنی داشت که همان توافق اتمی بود و اختیار بررسی موضوع دیگری به وی تفویض نشده بود هر چند آمریکا تلاش زیادی در این خصوص بعمل آورد.
افزایش ده برابری فشار آمریکا هم موضع ایران را تغییر نمیدهد
وی ادامه داد: حتی ما بررسی روابط دو جانبه با آمریکا نیز را نپذیرفتیم و با وجود نیاز و موارد ضروری با آنان وارد هیچ موضوع دیگری نشدیم و برای شما تاکید می کنم که آنان اگر فشارها و تحریم ها علیه ما را ده برابر میکردند، هرگز در قضیه فلسطین امتیاز نخواهیم داد از همین رو شاهد هستید که کنگره آمریکا بر موضع ضد ایرانی خود مبنی بر اینکه ایران حامی تروریسم و فلسطین است، پافشاری دارد.
وی افزود: همانطور که می دانید برخی می گویند ما به دلیل منافع خود از فلسطین حمایت می کنیم اما این از آغاز انقلاب اسلامی صحیح نبوده و نیست زیرا ما آماده مذاکراه و یا تفاهم با آمریکا یا دیگران بر سر مسأله فلسطین نیستیم.
حمایت از فلسطین موضوعی بین ما و خدا است
سردار سلیمانی گفت: به شما تاکید میکنم که به برادران خود بگویید که حمایت ما از فلسطین ادامه خواهد یافت زیرا این موضع اصولی و عقیدتی ما و بین ما و خداوند است.
وی سپس در مورد میزان حمایت ایران از فلسطین گفت: برخی اوقات حمایت ما کاهش یافت و این به دلیل شرایط و اوضاع اقتصادی بود نه تغییر مواضع سیاسی در قبال فلسطین، زیرا اصول ما تغییر نمیکند و همچنان فلسطین در نظر ما به عنوان یک عقیده باقی خواهد ماند.
سردار سلیمانی همچنین یادآور شد که ایران با حمایت سایر کشورهای اسلامی از مقاومت فلسطین مخالفتی ندارد.
وی در تایید این موضع افزود: ما با اینکه کشورهای اسلامی از شما حمایت کنند، مخالفتی نداریم بلکه دست هر کشور اسلامی که کنار فلسطین قرار بگیرد، می بوسیم و در این خصوص مشکلی نداریم بلکه کمک هر یک از این کشورها به شما و حمایت از مقاومت مایه خرسندی است.
وی سپس ابراز امیدواری کرد که هیچ کس در اختلافات گذرای منطقه دخالت نکند، اختلافات ما با عربستان پایان خواهد یافت و هر کس اینجا و آنجا صف بندی کرد، زیان خواهد دید.
در ایران همه انقلابی و حامی فلسطین هستند
وی صحبت های خود را با گفتن چند جمله پایان داد از جمله اینکه در ایران وقتی حرف فلسطین مطرح باشد، همه انقلابی هستند و فلسطین را دوست دارند و فلسطین حتی در اوضاع داخلی ما یک موضوع اساسی به شمار می آید.
سردار سلیمانی اظهار داشت: چند سال قبل برخی شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را سر دادند، از شما می پرسم آنان اکنون کجا هستند، این را در قاموس سیاسی داخلی خود ثبت کردهایم که هر کس علیه حمایت ما از فلسطین شعار سر دهد هیچ پست سیاسی نخواهد داشت و در تصمیم گیری سیاسی کشور نیز نقشی نخواهد داشت. این کجا می تواند به دست آید؟
تعریف عید واقعی در کلام علامه جوادی آملی

وارث: آیتالله العظمی عبدالله جوادی آملی، 26 اسفندماه در درس تفسیر خوددر مسجد اعظم قم گفت: جهنم از درون جهنمیها بر میخیزد و از دنیا آن را با خود میآورند؛ اگر حطب و نارالله از درون سر می کشد شخص دفعتا گُر می گیرد و جواب می شنود که این نتیجه اعمالی است که در دنیا از شما سر زده است.
مقربان بهشت سیار هستند
وی افزود: در انتهای سوره مبارکه واقعه به ذکر مقربون پرداخته و روح و ریحان را به آنان هدیه می دهد؛ زیرا خود این اشخاص روح و ریحان هستند، خود این شخص بهشت سیار است، اینکه بهشت دیگری که به او می دهند درست ولی دلیلی ندارد که این تعبیر را منکر شویم که مقرب الهی در دنیا بهشت سیار است.
این مفسر با بیان اینکه آنقدر اسرار در قیامت است که ما فقط گوشهای از آن را در مییابیم بیان کرد: اینکه جهنم کجاست و بهشت غیرمنقول و ... و انهار من عسل مصفی، لبن لم یتغیر طعمه و ... چگونه است برای ما قابل فهم نیست و ما آنچه را منقول است می توانیم بیان کنیم.
وی افزود: گاهی قرآن لطف خدا را سبب قرار داده تا بنده وظیفهای انجام دهد و گاهی سیئه بنده را سبب کیفری قرار میدهد؛ فرمود چون خدا شما را هدایت کرد شما هم از او اطاعت کنید، برای جهنمی ها نیز فرمود ما شما را فراموش می کنیم همان طور که شما در دنیا ما و دین را عالمانه و عامدانه فراموش کردید.
این مرجع تقلید اظهار کرد: سوره جاثیه ششمین سوره از حوامیم هفتگانه است و عنصر محوری نیز اصول دین است و در صدر آن سخن از نزول قرآن و محتوای آن و ... است.
قدر مشترک حوامیم سبعه
وی با اشاره به قدر مشترک حوامیم هفتگانه افزود: قدر مشترک این حوامیم آن است که قرآن تنزیلی از مبدا حکیم و عزیز و علیم است؛ در منطق می گویند بهترین تعریف آن است که هم حدمادی، صوری، فاعلی و غایی را داشته باشد؛ علل اربعه باید معلوم باشد که خداوند درباره ماده و صورت قرآن فرمود از همین حروف عربی درست شده است و در طول 23 سال این کتاب یکدست است.
آیت الله جوادی گفت: حوامیم سبعه حکایت دارد که خداوند با وصف عزت و حکمت و کرامت ... در قرآن ظهور و تجلی کرده است؛ این اسماء راهنمایی می کندکه این کتاب علم و هدایت و حکمت و ... است.
وی افزود: پس مبدا فاعلی کرامت و علم و عظمت و ... است و هدف قرآن نیز عادل و عاقل شدن، به بهشت و سعادت رسیدن است؛ پس مبدا فاعلی و سایر علل اربعه رونش است؛ قهرا توقع قرآن این است که ملت قرآنی ملت کریم، عزیز و حکیم و علیم باشد.
اصرار بر روی کرامت
این مفسر قرآن با بیان اینکه قرآن اصرار روی کرامت را بیش از عناوین دیگر دارد گفت: این کتاب از مبدا نزول تا مهبط وحی یعنی قلب پیامبر بایدی سفره کرام برره است، فرشتگان اوصاف زیادی دارند اما خدا کرامت فرشتگان را بیان فرموده است چرا؛ تا بفهماند ملتی که اهل قرآن است نه خودش برای دیگران خم میشود نه بیگانه می تواند کمر او را خم کند.
وی تاکید کرد: غیر ذی عوج بودن قرآن به این است که قبل خم شدن و به زانودرآمدن نیست؛ غیرذی عوج مانند غیر ذی زرع است و ملتی که غیرذی عوج است قابل به زانودرآوردن نیست.
ویژگی ملت قرآنی
این مفسر قرآن بیان کرد: نه شرق و نه غرب کمر جامعه قرآنی را خم نمیکند، این انقلاب نمونه آن است که در جنگ و تحریم نتوانستند کمر ملت را خم کنند البته مادامی که در خدمت قرآن باشیم این طور است.
وی افزود: کتابی که از هر جهت منزه است و کسی جرئت حرف زدن درباره حرم امن او را ندارد قرآن است؛ ملت مسلمان هم باید مانند قرآن غیر ذی عوج، عزیز، حکیم و کریم باشد و وصف فرشته ها را داشته باشد.
اقامه قرآن
این مرجع تقلید با بیان اینکه قرآن و سنت و مردم ستون دین هستند تصریح کرد: ما موظف هستیم که این ستون را بیش از پیش و با کمال دقت نگهداریم؛ قرآن بارها فرموده است نماز را اقامه کنید نه اینکه بخوانید زیرا نماز ستون دین است و ستون خواندنی نیست برپا داشتنی است؛ امام علی فرمود قرآن و سنت اهل بیت و ولایت عمود دین است بنابراین تلاوت قرآن بخش ابتدایی وظایفه ماست و بخش اصلی، اقامه قرآن و سنت در جامعه است.
این مفسر بیان کرد: خدا در حوامیم سبعه مصر است که اوصاف خود و فرشتگان و مبلغان را با کرامت ذکر کند زیرا می خواهد ملت را کریم و عزیز و غیر ذی عوج تربیت کند و ما با داشتن این سرمایه باید بیش از گذشته به این اوصاف در جامعه دست یابیم.
عید واقعی
این مرجع تقلید با اشاره به نوروز بیان کرد: معنای سال نو این نیست که چون زمین یک دور به دور خورشید می گردد ما خوشحال هستیم و عید می گیریم؛ تحویل سال و عید، زمانی است که ما در حرکت خود به مقصد برسیم الان زمین 1395 بار است که به دور خورشید می گردد ولی ما اگر اهل سیر و حرکت هستیم و به مقصد رسیدیم عمرمان کامل است، کسی که 50 سال عمر دارد باید 50 مطلب علمی در دستش باشد، نه اینکه زمین به دور خورشید بگردد و سنمان بالا رود و آن را جشن بگیریم.
وی تاکید کرد: همه افتخار ما به عزت و کرامت و دینداری و تقوا است و اینکه مطالب علمی را بیاموزیم و نشر دهیم تا انقلاب به دست صاحب اصلی آن برسد.
/1102001307
منبع: ایکنا