شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس
شهدای نیاک

شهدای نیاک

مرجع خبری و طراح نرم افزارهای مذهبی وزندگینامه شهدا وبیانات رهبری و دفاع مقدس

جزئیات متوقف کردن خودروی مشکوک پلاک سیاسی در کردستان/حفظ امنیت کردستان خط قرمز سپاه است

جزئیات متوقف کردن خودروی مشکوک پلاک سیاسی در کردستان/حفظ امنیت کردستان خط قرمز سپاه است

یک مقام امنیتی اطلاعات سپاه کردستان جزئیاتی تازه از متوقف کردن خودروی مشکوک پلاک سیاسی در استان کردستان تشریح کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سپاه بیت‌المقدس، در پی متوقف کردن خودرویی مشکوک توسط نیروهای اطلاعات سپاه کردستان در شهرستان سقز، مشخص شد سرنشینان آن دو تبعه و دیپلمات برجسته فرانسوی و انگلیسی در ایران هستند.

یک مقام امنیتی اطلاعات سپاه کردستان با اعلام این خبر گفت: در تاریخ 23م مرداد ماه نیروهای امنیتی سپاه کردستان رفتار مشکوک یک خودروی پاجیرو پلاک سیاسی را در شهرستان سقز زیر نظر گرفته که در نهایت این خودرو در نزدیکی روستای "ایرنخواه" سقز متوقف شد.

وی در تشریح این خبر افزود: نیروهای سپاه سقز فیلم برداری‌های مشکوک این خودرو از مجموعه های نظامی را زیر نظر گرفته بودند و هنگامی که دستور ایست به خودرو را دادند، از محل فیلم برداری متواری شدند.

این مقام امنیتی اطلاعات سپاه ادامه داد: در طول مسیر این خودرو 3 ایست بازرسی را بدون توقف رد کرد که در نهایت در نزدیکی روستای ایرانخواه سقز در تور امنیتی اطلاعات سپاه گرفتار و مجبور به متوقف کردن خودرو شدند.

وی تصریح کرد: پس از بررسی های اولیه مشخص می شود که سرنشینان خودرو توقیف شده یک مرد به نام "سباستین سورن" و یک زن به نام "شارلوت لوپز وارونه والر" هستند که به ترتیب رایزن سیاسی فرانسه و دبیر دوم سفارت انگلیس در تهران هستند که بدون هماهنگی و مجوز به صورت غیرقانونی در برخی مناطق استان کردستان تردد می کنند.

وی افزود: پس از انجام استعلامات از استان و تهران مشخص شد که این خودرو و افراد تنها مجوز اقامت در هتل آذربایجان و هتل شادی سنندج را داشته و انجام فیلم برداری از مجموعه های نظامی ارتش و سپاه و رودخانه های مرزی غیرقانونی و نامحسوس بوده که پس از متوقف کردن خودروی آنها توسط نیروهای امنیتی سپاه، دوربین آنها ضبط گردید.

این مقام امنیتی اطلاعات سپاه امنیت کردستان را خط قرمز سپاه خواند و تاکید کرد: سربازان گمنام اطلاعات سپاه کردستان همواره در راستای تامین امنیت استان تلاش کرده و با هرگونه مخل امنیت برخورد جدی خواهند کرد.

انتهای پیام/

آمریکایی ها می خواهند در انتخابات 96 ضربه آخر را به جریان انقلابی گری وارد کنند/آنها به دنبال ایجاد یک ۸۸ دیگر در سال ۹۶ هستند!

آمریکایی ها می خواهند در انتخابات 96، ضربه آخر را به «جریان انقلابی گری» وارد کنند/آنها به دنبال ایجاد یک ۸۸ دیگر در سال ۹۶ هستند!



به گزارش عمارنامه، مهدی محمدی طی یادداشتی در روزنامه وطن امروز با عنوان "خوابی که دیده‌اند" نوشت:
یکم- در ماه‌های گذشته یک تئوری جدید در برخی محافل عموما نزدیک به دولت شکل گرفته که می‌گوید اختلاف‌ها میان آمریکا و سعودی درباره شکل‌بندی ژئوپلیتیکی منطقه و کیفیت موازنه قوا در آن، واقعی است و آمریکا در حال حرکت به سمتی است که اولا دست و پای خود را از منطقه جمع کند و ثانیا با هدف کنترل پدیده جهانی تروریسم، راهبردی جدید در منطقه در پیش بگیرد که خروجی آن می‌تواند «بازتعریف اتحادهای آمریکا در منطقه» و در نتیجه «وارد شدن ایران به جرگه متحدان آمریکا» باشد. این صورتبندی بسیار خلاصه از یک تئوری کم و بیش مبسوط است که در نهایت توصیه می‌کند ایران باید براساس یک تفاهم ژئوپلیتیک با آمریکا، بخشی از نظم منطقه‌ای باشد که «قدرت‌های بزرگ» روی آن اجماع دارند و به این روش، حریف اصلی منطقه‌ای خود یعنی سعودی را هم کنترل کند. به زبان ساده‌تر، کسانی معتقدند ایران باید از طریق سازش منطقه‌ای با آمریکا، عربستان و پدیده تکفیری‌گری را کنترل کند. بدون آنکه بخواهیم وارد جزئیات شویم، در همان نگاه اول می‌توان دید این تئوری چند اشکال اساسی دارد؛ اولا مدافعان سازش ژئوپلیتیک با آمریکا (بخوانید برجام2) این نکته را در نظر نمی‌گیرند که روایت‌های جدید از استراتژی منطقه‌ای آمریکا ـ از جمله آنچه «جیک سالیوان» به عنوان یکی از اصلی‌ترین مشاوران «هیلاری کلینتون» گفته‌ـ ایده خروج از خاورمیانه را به طور کامل منتفی کرده و آمریکایی‌ها اکنون به صراحت می‌گویند نه فقط در منطقه خواهند ماند، بلکه از هم اکنون به این می‌اندیشند که چگونه باید روابط واشنگتن را با اعراب سنی در منطقه «معماری مجدد» کنند.
در واقع از حالا کاملا روشن است که اگر برنده انتخابات نوامبر در آمریکا هیلاری کلینتون باشد، یکی از اولین پروژه‌های او ورود مجدد به خاورمیانه به عنوان بخشی از ائتلاف تکفیری علیه محور مقاومت خواهد بود. ثانیا اغراق درباره اختلافات آمریکا با برخی بازیگران منطقه‌ای ناشی از عدم درک صحیح محل نزاع آنهاست. آنچه پس از برجام میان سعودی و آمریکا رخ داده، رویگردانی عربستان از آمریکا نیست، بلکه نگرانی از این است که جایگاه سعودی در راهبرد منطقه‌ای آمریکا تضعیف شود و دقیقا به همین دلیل، همه آنچه اکنون سعودی در پی آن است ـ  و پایه‌های آن در نشست کمپ دیوید ریخته شد ـ این است که مجددا نقش سنتی خود را در راهبرد منطقه‌ای آمریکا احیا کند. در واقع، منازعه در سعودی بر سر چگونه نزدیک‌تر شدن به آمریکاست نه نحوه دور شدن از آن. در نتیجه این ساده‌اندیشی محض است ـ و با هیچ اطلاعات میدانی هم تطبیق نداردـ که کسی تصور کند آنچه عربستان امروز در منطقه می‌کند، بویژه برنامه سعودی در یمن و سوریه، ناهماهنگ با آمریکاست یا در این حوزه‌ها، شکافی چنان عمیق میان آنها وجود دارد که ایران بتواند از آن بهره‌ای ببرد. سعودی همچنان یک ابزار در دست آمریکاست منتها همانطور که سیدحسن نصرالله چند روز پیش گفت بار اصلی که این بار آمریکایی‌ها روی دوش آن گذاشته‌اند این است که رهبری جریان تکفیری در منطقه را به عنوان «تازه‌ترین حریف منطقه‌ای مقاومت» بر عهده بگیرد. اگر از این منظر به مساله نگاه کنیم هرگونه محاسبه روی شکاف آمریکا و سعودی در منطقه در واقع ترفندی برای نزدیک شدن به آمریکا خواهد بود بی‌آنکه چیزی از حقیقت در آن نهفته باشد.
دوم- یکی از بهترین نشانه‌ها که ثابت می‌کند عربستان همچنان بخشی از یک برنامه آمریکایی برای منطقه است نزدیکی شتابان ریاض به تل‌آویو و حرص و ولعی است که هر دو طرف برای تشکیل یک جبهه واحد منطقه‌ای از خود نشان می‌دهند. این امر آشکارا به نفع آمریکاست چرا که اولا گامی اساسی به سمت حل مساله فلسطین محسوب می‌شود و ثانیا با ایده اصلی اوباما – که کلینتون هم موافق آن است - مبنی بر شکل‌دهی به یک مکانیسم مهار منطقه‌ای قدرتمند در مقابل ایران که بار آمریکا را سبک کند کاملا انطباق دارد. یکی از مهم‌ترین نتایج این نزدیکی، آغاز حجم انبوهی از تحرکات است که بی‌هیچ ابهامی ثابت می‌کند این ائتلاف جدید قصد دارد فاز جدیدی از عملیات نیمه سخت علیه ایران را که هدف اصلی آن سرایت دادن ناامنی‌های منطقه به داخل ایران است، آغاز کند.
شواهد در این باره آنقدر زیاد است که هیچ تردیدی درباره اصل موضوع باقی نمی‌گذارد. به یاد بیاورید مدتی قبل دولت فرانسه با لابی سعودی اجازه برگزاری یک همایش بزرگ به گروهک تروریستی منافقین داد. «ترکی‌فیصل» که بسیار به «محمد‌بن‌سلمان» نزدیک است در آن همایش شرکت کرد و گفت هدف سعودی براندازی نظام ایران است. بعد از آن، با واسطه‌گری عربستان، سرکرده گروهک تروریستی منافقین با محمود عباس ملاقات کرد. سپس خبرهای متنوعی به دست آمد که سعودی و آمریکا در حال گفت‌وگو با گروه‌های مسلح ضدایرانی در سطوح مختلف هستند و تقریبا در تمام دیدارها سخن آنها این است که پول و اسلحه لازم برای آغاز عملیات ضد ایران را تامین خواهند کرد به شرط اینکه این گروه‌ها با هم متحد شوند؛ اتحادی که کارشناسان ایرانی می‌گویند با محوریت منافقین در حال ایجاد است. به فاصله کمی از این خبرها، گروهک دموکرات در کردستان که سال‌ها هیچ تحرکی نداشت چند حمله ایذایی علیه شهروندان کرد ایرانی انجام داد. چندی بعد، یک تیم تروریستی، نزدیک تهران دستگیر شد که مستقیما با عربستان سعودی ارتباط داشت و به آنها گفته شده بود به هر قیمت ممکن باید یک ضربه امنیتی جدی به ایران وارد کنند. در میانه همین اوضاع بود که ناگهان فایلی از حسینعلی منتظری منتشر شد که تلاش می‌کرد نه‌تنها منافقین را از جنایاتی که کرده‌اند تطهیر کند بلکه نظام اسلامی را جنایتکار و مستوجب مجازات معرفی کند! آخرین تکه پازل هم‌، زمانی هویدا شد که «صالح‌القلاب» وزیر پیشین فرهنگ اردن - که می‌دانیم بسیار به منافقین نزدیک است - در روزنامه الشرق‌الاوسط وابسته به عربستان سعودی مقاله‌ای نوشت و بی‌پرده فاش کرد به محض اینکه کار «تشکیل ائتلاف‌های لازم» به اتمام برسد، منافقین و دیگر گروه‌های مسلح عملیات نظامی علیه ایران را آغاز خواهند کرد. مدافعان تئوری جدایی عربستان از آمریکا بی‌شک قادر به توضیح درست هیچ یک از این پدیده‌ها نخواهند بود. سرویس‌های آمریکایی در تمام موارد کنار سعودی و اسرائیل ایستاده‌اند به طوری که اگر به فکت‌های موجود مراجعه کنیم می‌توان گفت کارفرمای پروژه ناامن‌سازی استراتژیک ایران، آمریکاست و اسرائیل و سعودی صرفا نقشی را که به آنها واگذار شده ایفا می‌کنند.
سوم- چرا این موضوع تا این حد اهمیت دارد؟ و چرا به یکباره، استراتژی عملیات نیمه‌سخت مجددا به صدر راهبردهای ضد‌ایرانی آمریکا بازگشته است؟ در یک ارزیابی سریع و صریح، 2 علت بسیار جدی را می‌توان شناسایی کرد. نخست، همه در غرب منتظر آن هستند که ببینند نتیجه انتخابات 96 در ایران چه خواهد شد. به عبارت دیگر، می‌خواهند ببینند از دل انتخابات 96، سکوی لازم برای پرش به سمت هدف راهبردی «پایان انقلابیگری» در ایران بیرون می‌آید یا نه؟ سیر برنامه‌ریزی‌های ضدامنیتی علیه ایران هم به گونه‌ای است که می‌توان به آسانی نتیجه گرفت زمانبندی آن با زمانبندی تحولات انتخاباتی در ایران منطبق است. ظاهرا آمریکایی‌ها تصمیم خود را در این باره گرفته‌اند که سال 96، باید یک 88 دیگر در ایران ایجاد شود. حلقه مفقوده این بازی فقط این است که کدام شریک داخلی و با کدام تحلیل، قصد مشارکت در این پروژه را دارد؟ شاید وقتی دیگر باید درباره ابعاد این موضوع بحث کرد، اما اجمالا این نکته بسیار مهم است که ظاهرا آمریکایی‌ها تصور می‌کنند 96 فرصتی است برای اینکه شبکه ساخته‌شده در فاصله96 - 92 را  - که خود را زیر ساخت تغییر بلندمدت در ایران می‌خوانند - تست کنند.  علت دوم، پیروزی‌های میدانی بسیار تعیین‌کننده مقاومت در منطقه است که آمریکایی‌ها را متقاعد کرده ایران را در سوریه، عراق و یمن نمی‌توان شکست داد و اگر بنا باشد رفتار منطقه‌ای ایران کُند یا متوقف شود، تنها راه ایجاد بحران امنیتی در تهران است، یعنی همان ایده‌ای که 25 بهمن 89 منجر به دعوت موسوی و کروبی برای آشوب در تهران شد. 
چهارم - همه این ارزیابی‌ها وقتی در کنار هم قرار بگیرد حساسیت شرایط در ماه‌های آینده را نشان می‌دهد. آقای ظریف چند روز قبل گفته بود آمریکا با بحران هسته‌ای درصدد تخلیه ظرفیت‌های استراتژیک ایران بوده است. فرضا این حرف درست باشد، درست‌تر این است که بگوییم با برجام هم همان پروژه را منتها با امید و انرژی بیشتر تعقیب می‌کند. برجام عامل کاهش خصومت آمریکا با ایران نبوده بلکه برعکس اراده آمریکا را برای خارج کردن ایران از امنیت راهبردی‌ای که از آن برخوردار است قوی‌تر کرده است و این امر بی‌شک با روی کار آمدن فردی مانند «هیلاری کلینتون» مضاعف هم خواهد شد. انتخابات 96 از دید آمریکا شاخصی خواهد بود برای داوری در این باره که آیا جریان انقلابی آنقدر ضعیف شده که زمان وارد آوردن ضربه آخر فرارسیده باشد یا خیر؟

اقدام احمد منتظری در انتشار فایل صوتی پدرش همسویی با تکفیری‌ ها است

اقدام احمد منتظری در انتشار فایل صوتی پدرش همسویی با تکفیری‌ ها است


به گزارش عمارنامه، حسین شریعتمداری طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: اقدام احمد منتظری در انتشار فایل صوتی پدرش که به گونه‌ای یکسویه ضبط شده بود، نمی‌تواند با برخی دیگر از رخدادهای این روزها مخصوصاً با همایش منافقین در پاریس و حضور رئیس سابق اطلاعات و استخبارات آل‌سعود در آن همایش و ترغیب منافقین به از سرگیری عملیات تروریستی در ایران بی‌ارتباط باشد.
اگر داعش را ساخته و پرداخته آمریکا بدانیم که هیلاری کلینتون در کتاب خاطرات خود با عنوان «انتخاب‌های دشوار- HARD  CHOICES» با صراحت به آن اعتراف کرده است و آل‌سعود را تأمین کننده مالی و تدارکاتی و نیروی عملیاتی داعش بدانیم که همه اسناد موجود از آن حکایت می‌کند و چنانچه اسرائیل را حامی میدانی و آموزشی تروریست‌های داعش تلقی کنیم که نتانیاهو بی‌پرده به آن اعتراف کرده است و برای نشان دادن این رابطه بی‌پرده، مداوای مجروحان داعش را در بیمارستان‌های تل‌آویو و حیفا برعهده گرفته و از ملاقات خود با آنان فیلم و عکس تهیه و منتشر کرده است و اگر دهها شاهد و نشانه دیگر نظیر همراهی اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 با این گروه تروریستی و... را که شرح آن در این نوشته کوتاه به درازا می‌کشد، کنار هم قرار دهیم، به این نتیجه قطعی می‌رسیم که اقدام احمد منتظری در همسویی با داعش صورت گرفته است هر چند با توجه به کینه عمیق این جماعت از حضرت امام(ره) بعید نیست که احمد منتظری به گونه‌ای ناخواسته و صرفاً با انگیزه کینه‌توزی علیه امام راحل(ره) به این همسویی دست زده باشد!
بعد از انتخاب منتظری به قائم مقامی رهبری در سال 64 - که بعدها حضرت‌امام(ره) مخالفت خود با این انتخاب را اعلام کردند- تقریباً همه گروه‌ها و جریانات ضد انقلاب داخلی و خارجی و محافل سیاسی غربی و عبری و عربی در یک تغییر موضع 180 درجه‌ای به تقدیر و تمجید از او روی آوردند و انتخاب وی را نقطه آغازی برای پایان عمر انقلاب اسلامی دانستند. احمد انوار، عضو فراری جبهه ملی که روابطش با MI6 انگلیس و دریافت وجوه قابل توجهی از صدام برملا شده است، اولین کسی بود که به نمایندگی از جریانات ضد انقلاب، این رویکرد جدید را کلید زد. او چند هفته بعد از انتخاب منتظری به قائم مقامی رهبری با انتشار مقاله‌ای در مجله «جبهه ملیّون ایران» نوشت « با انتخاب منتظری، رژیم اسلامی ایران خود را از بند ناف ]امام‌[ خمینی جدا می‌کند» انوار در این مقاله با اشاره به بی‌نتیجه بودن حملات مستقیم و تروریستی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران، از همه مخالفان نظام و امام(ره) با هر سلیقه و رویکرد می‌خواهد فرصت بدست آمده را غنیمت بشمارند و مطمئن باشند منتظری همان شخصیت مطلوب آنان است که چنانچه به مقام رهبری ایران برسد، اساس و بنیان انقلاب و نظام اسلامی ایران را درهم خواهد پیچید. از آن هنگام به بعد بود که عواملی از جریانات ضدانقلاب و دشمنان تابلودار امام راحل(ره) با تغییر ظاهری تابلو، از کانال مهدی هاشمی به بیت منتظری نزدیک شده و در آنجا لانه کردند.
و اما، فقط نیم‌نگاهی به جنایات هولناک منافقین، نظیر به رگبار بستن یک خانواده بر سر سفره افطار و قتل‌عام همه اعضای خانواده، از جمله کودکان، شکنجه 3 پاسدار عضو کمیته انقلاب اسلامی، با ریختن آب‌جوش روی سر آنها و سپس جدا کردن پوست سر با تیغ سلمانی، حضور آشکار در ارتش بعثی عراق در دوران جنگ تحمیلی و قتل‌عام شیعیان عراق به دستور صدام و... به وضوح حاکی از آن است که منافقین در ارتکاب جنایت اگر دهها بار جنایتکارتر از داعش نباشند، به یقین دست کمی از آنان ندارند.
از سوی دیگر باند مهدی هاشمی نیز اینگونه بوده‌اند. به عنوان مثال وقتی عوامل مهدی هاشمی به دستور وی مرحوم حشمت را می‌ربایند و برای کشتن به یک باغ متروکه می‌برند، دو پسر خردسال او را نیز که همراه پدر بودند به همان محل منتقل می‌کنند و سپس با مهدی هاشمی تماس می‌گیرند و درباره دو پسر مقتول کسب‌تکلیف می‌کنند. مهدی هاشمی می‌گوید، حالا که شاهد ربایش پدرشان بوده‌اند می‌توانند بعدها دردسر درست کنند و دستور می‌دهد دو پسر خردسال مرحوم حشمت را هم به قتل برسانند. بعدها که مهدی هاشمی در کنار سایر جنایت‌های خود به این جنایت هم اعتراف می‌کند و این اعتراف از طریق تلویزیون پخش می‌شود، آقای منتظری با عصبانیت به یکی از مسئولان قضایی می‌گوید؛  چرا با پخش این اعترافات، آبروی! مهدی هاشمی را برده‌اید!  و در مقابل ابراز تعجب مقام قضایی می‌گوید؛ حالا یک اتفاقی افتاده است! شما نباید با آبروی مهدی هاشمی بازی کنید! و این همه در حالی بود که مهدی هاشمی در اعترافاتش گفته بود؛ من می‌دانم که مجازات من اعدام است، بنابراین آنچه می‌گویم عین واقعیت است که البته  با توجه به وجود اسناد و شواهد جایی برای انکار هم نبود.
خب! حالا باید پرسید؛ که آیا همراهی باند باقیمانده مهدی هاشمی و منتظری با تروریست‌های تکفیری داعش می‌تواند تعجب‌آور باشد؟!
گفتنی است سازمان منافقین یک گروهک تروریستی ورشکسته است که مخصوصا بعد از مرگ سرکرده آنها - که ترکی‌ فیصل در همایش پاریس از آن خبر داد و مترجم آن را ترجمه نکرد- به هم پاشیده است.
  ولی چرا منافقین در این ماجرا به کار گرفته شده‌اند؟!  پاسخ به این پرسش دشوار نیست. منافقین در این پروژه نقش پوششی دارند و این نقش با توجه به سابقه تروریستی، وابستگی‌های آشکار بیرونی و مخصوصا جنایات هولناکی که مرتکب شده‌اند به این سازمان داده شده است. اما، چرا؟!  به این علت که؛
 الف: پروژه جدید دشمن با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان مردم تعریف شده است وگرنه دشمن به خوبی می‌داند که در ایران اسلامی،  توان انجام عملیات تروریستی نظیر آنچه تکفیری‌ها در عراق و سوریه انجام می‌دهند را ندارد و تاکنون همه تلاش آنان در این زمینه ناکام مانده است و منافقین با توجه به شرایط ورشکسته و فروپاشیده کنونی ضعیف‌تر و حقیرتر از آنند که برای این منظور به کار گرفته شوند، ضمن آن که چنانچه منافقین توان عملیاتی مورد اشاره را داشتند، هیچ فرصتی را برای دست زدن به جنایت از دست نمی‌دادند.
ب: دشمن برای منظور یاد شده و ایجاد رعب و وحشت نیاز به گروه و جریانی دارد که سابقه جنایات وحشیانه و هولناکی را در پرونده خود داشته باشند و منافقین در میان سایر جریانات ضد انقلاب با همین ویژگی شناخته می‌شوند و از این روی برای پروژه مورد اشاره، انتخاب شده‌اند.
و اما، نباید تصور کرد که تفاوت‌های ظاهری جریانات ضد انقلاب و دشمنان مردم این مرز و بوم برای همیشه مانع از ائتلاف آنها علیه ایران اسلامی خواهد بود بلکه این ائتلاف به مصداق «الکفر ملهًْ واحده - کفر یک جریان واحد است» هرگز دور از انتظار نیست. «جنگ احزاب»  در صدر اسلام از این دست بود و در آن همه گروهها و جریانات ضداسلام، تمامی اختلافات خود را کنار گذاشته و علیه اسلام نوپای آن روز با هم متحد شده بودند و به همین علت آن جنگ (جنگ خندق) را «جنگ احزاب» می‌نامند. و در طول تاریخ نمونه‌های دیگری از این نوع ائتلاف را شاهد بوده‌ایم که تازه‌ترین آنها، ائتلاف همه دشمنان ریز و درشت داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 است. در جریان فتنه 88 مدعیان اصلاحات، ملی‌گراها، منافقین، بهایی‌ها، سلطنت‌طلب‌ها، مارکسیست‌ها و حتی عبدالمالک ریگی با برنامه‌ریزی مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس  علیه ایران اسلامی ائتلاف کرده بودند.
در جریان اخیر هم رد پای همان فرمول فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 قابل دیدن است، اگرچه دامنه آن به وسعت فتنه 88 نیست، چرا که شکست فتنه 88، انبوهی از فاکتورهای اقتدار را برای ایران اسلامی رقم زد و امروزه دشمن به خوبی می‌داند که نمی‌تواند به لبخندهای دیپلماتیک دل‌ خوش کند و برخی از وادادگی‌ها در عرصه سیاست خارجی را به حساب دست کشیدن جمهوری اسلامی ایران از اقتدار روزافزون خود بداند، در پروژه مورد اشاره احمد منتظری در نقش یک پادو و کارگزار دولت انگلیس ظاهر شده و مأموریت خود را با ارسال فایل صوتی یک‌جانبه برای بی.بی.سی آغاز کرده و با چند مصاحبه این مأموریت را پی گرفته است. پیش از این نیز، همایش پاریس منافقین با حضور ترکی‌فیصل شاهزاده سعودی و مسئول سابق استخبارات آل‌سعود، احمد غزال نخست‌وزیر پیشین الجزایر، صالح الغالب وزیر اطلاعات اردن، محمد العرابی وزیر خارجه قبلی مصر، اعظم‌الاحمد از اعضای جنبش فتح و یار نزدیک محمود عباس - بهایی ایرانی‌تبار و رئیس کنونی این جنبش - برنارد کوشنر، وزیرخارجه سابق فرانسه، خوزه لوئیس  ساپاترو، نخست‌وزیر پیشین اسپانیا، نوت گینکریچ سخنگوی اسبق مجلس نمایندگان آمریکا، جان بولتن نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل، رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک و... برپا شده بود. نگاهی به فهرست شرکت‌کنندگان نشان می‌دهد که؛
 الف: تمامی آنها از دست‌اندرکاران اصلی سیاسی و اطلاعاتی آمریکایی، اروپایی و عربی هستند.
ب: تمامی آنها از مقامات سابق اطلاعاتی و سیاسی کشورهای متبوع خود هستند تا حضور آنها به معنای مداخله مستقیم کشورشان در این همایش تروریستی تلقی نشود!
ج: حضور مقامات بلندپایه مورد اشاره با موقعیت ورشکسته و فروپاشیده سازمان منافقین همخوانی ندارد و به وضوح حکایت از آن دارد که منافقین فقط بهانه این همایش هستند و نه موضوع اصلی آن.
مشابه این حرکت در جریان فتنه آمریکایی-اسرائیلی 88 هم اتفاق افتاده بود. در آن ماجرا اوباما، تونی بلر و برخی دیگر از سران آمریکا و اروپا مستقیما از فتنه‌گران حمایت کرده بودند و شکست فتنه ضربه سختی برای همه آنها بود. به همین علت در پروژه اخیر، «مسئولان سابق»! به معرکه آمده‌اند!
و بالاخره، با توجه به شواهد و اسنادی که به آن اشاره شد حتی برای کندذهن‌ترین افراد و کسانی که فقط از اندک عقل سیاسی و بصیرت برخوردار باشند نیز نمی‌تواند کمترین تردیدی باقی بماند که اقدام احمد منتظری چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه، در همسویی با تکفیری‌ها صورت پذیرفته و در این میان او و برخی دیگر از اصحاب فتنه آمریکایی-اسرائیلی 88 چه بخواهند و چه نخواهند، پادویی انگلیس و آمریکا و سعودی‌ها را به دوش می‌کشند.

سعودی ها «مغز و قلب شهید رکن‌ آبادی» را درآوردند/بعد از گذشت 11 ماه از فاجعه منا، هیچ اقدام مثبتی از مسئولان ندیده ایم

سعودی ها «مغز و قلب شهید رکن‌ آبادی» را درآوردند/بعد از گذشت 11 ماه از فاجعه منا، هیچ اقدام مثبتی از مسئولان ندیده ایم/پرونده ترور این شهید در عربستان بسته شد



به گزارش عمارنامه، زهرا رکن‌آبادی در گفت‌وگو با تسنیم درباره لزوم پیگیری ابعاد و دلایل «فاجعه منا» توسط وزارت امور خارجه و سایر نهادهای مسئول که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب بوده است، اظهار کرد: هنوز بعد از گذشت نزدیک به 11 ماه از فاجعه منا، هیچ اقدام مثبتی از مسئولان ذیربط ندیدیم و فقط یک شکایت خانواده‌های شهدا در دادسرا انجام داده‌اند که به تازگی در حال رسیدگی است.
وی ادامه داد: قطع رابطه با عربستان سعودی، بهانه‌ای برای وزارت امور خارجه کشورمان شده تا از زیر بار مسئولیت پیگیری حقوقی شهدای فاجعه منا شانه خالی کنند.
دختر شهید رکن‌آبادی تصریح کرد: وزارت امور خارجه می‌تواند برای احقاق حق شهدای فاجعه منا از عربستان به مجامع بین‌المللی  شکایت کند؛ در هر حال قطع رابطه با کشور عربستان نباید مانعی برای پیگیریها شود چرا که دفتر سازمان کنفرانس اسلامی در عربستان است و ما نیز حافظ منافع در این کشور داریم بنابراین باید به این مهم که جزو خواسته‌های رهبر معظم انقلاب و مردم است، رسیدگی شود.
دختر شهید رکن‌آبادی متذکر شد: متاسفانه وزارت امور خارجه در رابطه با جنبه‌های بین‌المللی برای فاجعه منا نتوانست اقدام مناسبی انجام دهد؛ سازمان حج و زیارت نیز در ابعاد داخلی یعنی گلایه خانواده‌های شهدا از مسئولان کاروانها و یا برخی کاستی‌ها عملکرد خوبی نداشته است.
وی بر عمدی بودن فاجعه منا توسط عربستان سودی تاکید کرد و گفت: با تحقیقاتی که از شاهدان فاجعه انجام دادیم و گفت‌وگو با افراد حاضر در صحنه متوجه شدیم که حاجیان به اصرار به خیابان 204 هدایت شدند و در نهایت خروجیها را بسته و چنین فاجعه‌ای ایجاد شد.
دختر شهید رکن‌آبادی درباره جزییات ناگفته شهادت پدرش اظهار کرد: اتفاقی که برای شهید رکن‌آبادی به‌وقوع پیوست، سؤال‌برانگیز بود چرا که بعد از این فاجعه منا، رسانه‌های سعودی ادعا می‌کردند ایشان به سفر حج نیامده‌ و به دروغ پردازی پرداختند اما ما تصویر پاسپورت ایشان را نشان دادیم.
رکن‌آبادی با بیان اینکه پدرش در دوران سفارت چندین بار مورد ترورهای نافرجام قرار گرفت، تصریح کرد: هیچ‌کدام از ترورهایی که علیه این شهید انجام گرفته بود به نتیجه‌ای نرسید اما در عربستان این پرونده شوم تکمیل شد و ایشان به شهادت رسیدند.
وی یادآور شد: روند شناسایی پدرم نیز بی‌دلیل طولانی شد در صورتی که با تطبیق نمونه DNA که از ایران فرستاده شده بود، شناسایی می‌توانست زودتر انجام شود.
دختر شهید رکن‌آبادی خاطرنشان کرد: هویت پدرم بعد از مدتها از روی عکس و گرفتن آزمایش شناسایی شد و پیکر وی جزو آخرین نفراتی بود که به جمهوری اسلامی ایران بازگشت.
وی یادآور شد: پیکر شهید رکن‌آبادی را بعد از نبش قبر تحویل ما دادند در حالی که پیکری که در اختیار گرفتیم آنقدر دچار تغییر شده بود که هیچ نشانه ظاهری مبنی بر اینکه این پیکر متعلق به شهید رکن‌آبادی است، وجود نداشت و تنها نشانه انگشتر آن شهید بود که شناخته شد.
دختر شهید رکن‌آبادی تصریح کرد: البته آزمایش انجام شده از سوی سعودیها مورد تایید قرار گرفت چرا که در داخل کشور نیز آزمایش لازم انجام شد و هویت پیکر شهید رکن‌آبادی تایید شد.
رکن‌آبادی افزود: اما نکته‌ مهم دیگری که در عملکرد سعودیها شَک‌برانگیز است  به موضوع کالبد شکافی و خارج کردن اعضای بدن شهید رکن‌آبادی باز می‌گردد.
وی اظهار کرد: متاسفانه برخی پیکرها مورد کالبد شکافی سعودیها قرار گرفت اما تنها پیکری که بعد از کالبد شکافی اعضای بدن همچون قلب، کلیه‌ها، ریه و مغزش خارج شده پیکر شهید رکن‌آبادی است.
دختر شهید رکن آبادی در پایان تاکید کرد: امیدواریم پیگیریهای لازم برای احقاق حق شهدای فاجعه منا انجام بگیرد و اجازه داده نشود تا این مسئله به دست فراموشی سپرده شود.
به گزارش تسنیم، مقام معظم رهبری پس از فاجعه منا در تاریخ هفتم مهر سال گذشته در دیدار مسئولان و دست‌اندرکاران برگزاری حج، فاجعه بسیار تلخ و حیرت‌انگیز منا را از جمله امتحانات الهی خواندند و با انتقاد از سکوت دولت‌ها و به‌خصوص دولت‌های غربی و سازمان‌های مدعی حقوق بشر در قبال این مصیبت بزرگ تأکید کردند: این حادثه به‌هیچ‌وجه نباید فراموش شود و دستگاه دیپلماسی و سازمان حج موظف هستند که این موضوع را به‌صورت قاطع دنبال کنند؛ این مسئله نباید به سکوت و فراموشی بگذرد و باید تا سال‌ها در مجامع جهانی مطرح شود و نقطه آماج این حرکت نیز باید دولت‌های غربی و سازمان‌های مدعی حقوق بشر باشند.

درگیری مسلحانه تروریست‌ها با سربازان گمنام امام زمان/ 3 نفر از تکفیری ها به هلاکت رسیدند

درگیری مسلحانه تروریست‌ها با سربازان گمنام امام زمان/ 3 نفر از تکفیری ها به هلاکت رسیدند




به گزارش عمارنامه،  سردار منوچهر امان‌اللهی پیش از ظهر امروز در جمع خبرنگاران اظهار کرد: در پی کسب خبر ورود عناصر تکفیری به شهر کرمانشاه از سوی سربازان گمنام امام زمان(عج)، موضوع با جدیت در دستور کار قرار گرفت.
وی افزود: بر این اساس صبح امروز تیم ویژه عملیات انتظامی استان و نیروی ویژه نوپو یگان ویژه با همکاری و هماهنگی سربازان گمنام امام زمان (عج) وارد عمل شدند و در یکی از محلات شهر کرمانشاه در درگیری صورت گرفته، هر سه عامل را به هلاکت رساندند.


مقام ارشد انتظامی استان با اشاره به اینکه این عوامل با هدف عملیات خرابکارانه وارد کشور شده بودند، تصریح کرد: از عناصر تکفیری یک قبضه سلاح کلاشینکف، دو تیغه خشاب و یک جلیقه انفجاری کشف شده است.
امان‌اللهی با بیان اینکه دستگاه‌های انتظامی و امنیتی با اقدامات اطلاعاتی شبانه‌روزی، فضای امنی را در استان کرمانشاه ایجاد کرده‌اند، به مخلان نظم و امنیت هشدار داد: جان کمترین بهایی است که برای برقراری ثبات و آرامش می‌پردازیم.


اسرائیل در نبرد موشکی با ایران به راحتی نابود می‌شود/هیچ‌ کس نمی‌داند زندگی در اسرائیل چگونه خواهد شد!

اسرائیل در نبرد موشکی با ایران به راحتی نابود می‌شود/هیچ‌ کس نمی‌داند زندگی در اسرائیل چگونه خواهد شد!



به گزارش عمارنامه، اندیشکده صهیونیستی «بگین- سادات» در مطلبی پیرامون «تهدید جدید موشک‌های بسیار دقیق» نوشت: تاثیر موشک‌های بسیار دقیق از لحاظ میزان اصابت به هدف  شبیه به سلاح‌های هسته‌ای ‌است. اما مسئله این است که در آینده بسیاری از کشورها دارای موشک‌های هدایت شوند بسیار دقیق خواهند بود. این موشک‌ها البته چون جنگ افزارهای هسته‌ای نمی‌توانند افراد بیشماری را بکشند اما قادرند صدمات بسیاری را برجا گذاشته و خسارت‌های راهبردی قابل ملاحظه‌ای وارد نمایند. البته جهانی با گسترش موشک‌های بسیار دقیق چون جهان شامل قدرت‌های اتمی خطرناک نیست اما بهرحال به نسبت ادوار گذشته خطرناک‌تر خواهد بود.
اندیشکده بگین-سادات نوشت: اسرائیل متاسفأنه جزو اولین‌هایی نیست که وارد عرصه جدید موشک‌های هدایت شونده دقیق شده اند. در این بین اسرائیل دستکم با دو دشمنی مواجه است که اینک چنین قابلیتی را برخوردار هستند یا در چند سال بعد به آن خواهند رسید و این‌ها ایران و حزب‌الله هستند. شاید روزی حماس نیز به چنین جنگ افزارهایی را دست یابد.
بر این اساس، ایران اخیرا به فن‌آوری‌های دست یافته که می‌تواند موشک‌های برد متوسط بسیار دقیق بسازد و دیگر قدرت‌های منطقه‌ای نیز شاید چنین تدابیری را انجام داده باشند. ایران حتی حزب الله لبنان را به چنین موشک‌هایی مجهز کرده که با کلاهک‌های حاوی 500 کیلوگرم مواد انفجاری در چند متری هدف فرود می‌آیند.  موشک‌های دقیق شرایطی را ایجاد می‌کنند که اسرائیل حتی اگر در رزم‌های سنتی نیز پیروز گردد، اما به راحتی در چنینی نبردی مغلوب می‌شود. در صورت حمله موشکی به اسرائیل هزاران غیر نظامی کشته شده و تاسیسات تولید برق، آب شیرین کن و فرودگاه‌های بین‌المللی و دیگر زیرساخت‌های حیاتی تخریب می‌شوند. این در حالی است که دو سوم برق اسرائیل را تنها 6 نیروگاه برق تولید می‌کنند .
در ادامه این مطلب آمده است: هیچ‌کس نمی‌داند که زندگی در اسرائیل تنها با پرتاب چند موشک و خراب شدن ساختارهای مهم چگونه خواهد شد اما فقدان برق به تنهایی تاثیر بسیار زیادی بر سطح زندگی مردم اسرائیل و اقتصادش می‌گذارد و البته اسرائیل بر خلاف دیگران نمی‌تواند چشم امید به کمک همسایگانش داشته باشد.
بر این اساس، سامانه‌های دفاع موشکی چون گنبد آهنین و فلاخن ابزار قدرتمندی در دفاع در برابر تهدید های ناشی از موشک‌های بسیار دقیق به سوی زیر ساخت‌های اسرائیل هستند. هرچند برخی بر این باورند افزایش سامانه‌های دفاع موشکی به خودی خود  تاثیر کمی برابر موشک‌های بسیار دقیق دارند مگر این‌که قابلیت‌های بازدارندگی و تهاجمی اسرائیل افزایش یابند. پس چالش فراروی رهبری اسرائیل یافتن توازن بین دفاع و حمله و افزایش بودجه در این راه است .
این اندیشکده در ادامه مدعی شد که اسرائیل می‌تواند موشک‌های دشمنانش را بر روی زمین نابود سازد یا با سامانه‌های دفاع موشکی آن‌ها را متوقف کند. بهرحال نبرد بین موشک‌های بسیار دقیق و اقدام‌های تدافعی در برابر آن‌ها تقریبا به طور کامل وظیفه جدیدی  است که محول بر ارتش اسرائیل می‌باشد.
در انتهای این مطلب آمده است: در نبرد بعدی اقتصاد اسرائیل با تهدید مواجه است و تعداد کشته شدگان ناشی از حملات موشک‌های هدایت شونده مبین این نکته است که اسرائیل باید قادر به خاتمه دادن موفقیت آمیز نبرد تنها در چند روز باشد و حتی 6 روز نیز شاید طولانی باشد. پس اسرائیل باید از تهدید به استفاده از چنین موشک‌های مشابه یا کاربرد واقعی آن‌ها استفاده  نموده و با برخورداری از موشک‌های هدایت شونده دقیق بتواند ایران و حزب‌الله را از حملات آینده باز دارد .

وزیر صنایع شده وزیر واردات کالاهای لوکس، وزیر راه شده وزیر هواپیما خَری و وزیر نفت هم شده نماینده شرکت‌های خارجی!

تولیدات داخلی برای دولت اهمیتی ندارد

الیاس نادران

وزیر صنایع شده وزیر واردات کالاهای لوکس، وزیر راه شده وزیر هواپیما خَری و وزیر نفت هم شده نماینده شرکت‌های خارجی!

به گزارش عمارنامه، الیاس نادران، نماینده مجلس نهم تصریح کرد: وقتی رئیس جمهور کشور با یک ماشین خارجی برای سرکشی از یک بنگاه تولید داخلی می‌رود، چه پیامی را منتقل می‌کند؟ اگر بعضی از مسئولان ارشد دولتی دارایی‌های خود را صرف تولید داخلی می‌کردند، امروز وضع بهتر از این می‌بود.
 
وی با ابراز تأسف از اینکه دولت عنایت جدی به ظرفیت‌های داخلی ندارد، تأکید کرد: دولت آنقدر که به فکر توتال و بویینگ و ایرباس و پژو است، تولیدات داخلی برایش اهمیت ندارد. انگار وزیر صنایع شده وزیر واردات کالاهای لوکس، وزیر راه و شهرسازی شده وزیر هواپیما خری و وزیر نفت هم شده نماینده شرکت‌های نفتی خارجی.
 
نادران یادآور شد: سال گذشته عرض کردم با اجرا شدن برجام به دلیل نوع نگاه غلط دولت به حل مشکلات اقتصادی کشور از طریق تجارت خارجی و باز کردن اقتصاد به روی محصولات خارجی و خام فروشی، اوضاع اقتصادی کشور بدتر خواهد شد.
 
نماینده مجلس نهم در همین زمینه افزود: در این سه سال نرخ رشد تولید داخلی حول وحوش صفر بوده و امسال بهار از سه سال گذشته نخواهد بود.
 
این اقتصاددان با بیان اینکه واردات اگر در گرو سرمایه یا کالاهای واسطه‌ای باشد و صادرات شامل مواد و کالاهای مصرفی که در نتیجه ارزش افزوده این مبادله در داخل رسوب کند، مانعی ندارد، بیان داشت: تحلیل ترکیب صادرات و واردات نشان از عکس این نسبت دارد و فاجعه اینجاست که مصرف‌کننده ما به نفع تولید خارجی عمل می‌کند.
 
وی وضع واردات کالاهای لوکس را فاجعه‌آمیز توصیف کرد و با اشاره به اینکه کشور که پنجاه میلیارد دلار واردات دارد، بنابر آمار مراجع رسمی بیش از بیست میلیارد دلار آن قاچاق است، گفت: این قاچاق با کوله بری می‌آید؟ چهل درصد قاچاق غیراز کالاهای لوکس در بازار داخلی چه ارزش افزوده‌ای ایجاد می‌کند؟
 
نادران اجرای کامل قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، رصد کردن مسیر پول و کالا، ساماندهی واردات از طریق تعرفه‌ها، نظارت جدی بر بازارهای داخلی، حمایت موثر و واقعی از تولیدات داخلی و پرهیز از اشرافی‌گری در مدیران ارشد اجرایی را از جمله تدابیر و راهکارهایی دانست که دولت می‌تواند با آنها به مقابله با مصرف کالاهای لوکس خارجی و واردات غیرضرور بپردازد.
منبع: کیهان